راز حرمت ساز و موسیقی:

متأسفانه من به دلیل مشکلاتی که داشته ام، خود را از عالم هنر به طور کلی جدا کرده و حتی با دوستان نزدیک خود، همچون ارفع اطرایی و دیگر عزیزان کمتر مراوده دارم. اما وقتی مجله هنر موسیقی و به خصوص مطلبی را که راجع به استاد پایور نوشته بود خواندم، بسیار خوشحال شدم و تصمیم گرفتم پس از سال ها، برای اولین بار در این باره صحبت کنم. من به حدی از بیماری استاد ناراحت هستم و رنج می برم که وصف آن غیر ممکن است. دلم می خواد راجع به ایشان حرف بزنم. اول این که بگویم چند نفرند که در واقع سرآمد نظم هستند. یکی از این افراد آقای خالقی بود. ایشان به گونه ای ما را تربیت کردند که هنوز هم تحت تأثیر تربیتشان هستیم. چنانچه خود من و یا هم دوره ای های من، حتی خلف وعده هم نمی کنیم. بعد از ایشان، استاد دهلوی که یک مدیر به تمام معنا بودند و باعث افتخار من است که شاگرد ایشان بوده ام. اما مسئله انضباط استاد پایور چیز دیگری است. سفرهای مختلفی را در خدمت ایشان بوده ام. این شخص محترم، حتی یک بار هم دیده نشده است که وقت گرانبهایش را، که باید صرف اجرا و تمرین یا تدریس و ... می کرد، صرف یک کار بیهوده بکند. به هیچ وجه وقت را هدر نمی دادند. برای مثال غذا خوردن ایشان، محال بود که حتی ده دقیقه بیشتر از حد معمول همیشگی طول بکشد. تمرینشان همواره رأس ساعت آغاز می شد. به حدی مرتب و منظم بودند که به طور چشم بسته هم قادر به یافتن هر آنچه می خواستند می شدند. من سال ها مسئول تالار رودکی بودم و ایشان هم برای انجام کار تشریف می آوردند. در طول این سال ها من حتی یک بار هم ندیدم که ایشان برای یک یا دو دقیقه دیر یا زود تشریف بیاورند، همیشه رأس ساعت مقرر برای برنامه حاضر بودند.
خاطرم هست، طی مسافرتی که به همراه خانم پرمین صالح و آقای هوشنگ ظریف و چند تن دیگر از دوستان، در خدمت استاد ارجمند بودیم سفارت ایران از آقای پایور استدعا کردند که گروه در سفارت، اجرایی داشته باشند. ایشان پس از مشورت با اعضای گروه موافقت خودشان را اعلام کردند. البته این کار جزو برنامه نبود، ولی خوب، بنابر درخواست و خواهش سفیر، ایشان لطف کرده و پذیرفتند.
آقای پایور ساز زدند و گروه ایشان را به خوبی یاری دادند. در زمان خداحافظی، آقای سفیر دست در جیب خود کردند و دو سکه پنج پهلوی به آقای پایور دادند و گفتند این را به عنوان کادو قبول کنید. استاد دست سفیر را باز کردند و با عصبانیت سکه ها را کف دست ایشان گذاشتند و گفتند: "آقا شما مطرب دعوت نکرده اید. این گروهی را که مشاهده می کنید از هنرمندان شایسته ایران هستند. این گروه، سفیر ارزنده موسیقی سنتی ایرانی هستند. شما انعام خویش را به کس دیگری بدهید." من وقتی به تهران رسیدم، بلافاصله از من توضیح خواستند و پرسیدند، آقای پایور چنین کاری کرده اند؟ بنده در جواب گفتم، صد در صد این کار را کرده اند. البته خود آقای پایور هم به من گفته بودند: "اگر از شما سوال کردند، در جواب هر اتفاقی افتاده است، بگویید. اگر این اتفاق موجب شود که من را کنار بگذارند، هیچ اشکالی ندارد، دیگران متوجه می شوند که باید برای موسیقی ایران ارزش قائل باشند."
به خاطر دارم که در هندوستان و در کاخ ریاست جمهوری، در سالن بزرگی که دیوارهایش با اشعار حافظ و تزیینات دیگر مزین شده بود، برنامه داشتیم. وقتی استاد، برنامه را شروع کردند، متوجه شدند که آقای رئیس جمهور (یا شخصی از بلند پایه های حکومتی) با یک نفر مشغول صحبت است. سفیر ایران هم در طرف دیگر نشسته بودند. استاد مقدمه را اجرا کرده، ولی وقتی دیدند آن مقام دولتی با کسی در حال صحبت هستند، مضراب ها را زمین گذاشتند و دست از نواختن برداشتند. (با توجه به اینکه ممکن بود به خاطر این مسئله روابط دو کشور به هم بخورد)، وقتی استاد دست از نواختن برداشتند، از سکوتی که برقرار شد، آقای رئیس جمهور و دیگران متوجه شدند. همه به دنبال علت این اتفاق می گشتند. سفیر ایران بلند شد و گفت: "استاد چه اتفاقی افتاده است؟" استاد در جواب گفتند: "آقا ما در حال اجرای برنامه هستیم، ما به اینجا نیامده ایم که کسی با کسی حرف بزند ..."، آن روز آن قدر از ایشان عذرخواهی شد تا ایشان راضی به ادامه برنامه شدند.
استاد بعدها در ارتباط با این حادثه گفتند: "هیچ کس در زمانی که ساز زده می شود، حق انجام هیچ کاری جز گوش کردن را ندارد."
پروین سرلک از شاگردان قدیمی هنرستان موسیقی و از هم دوره ای های ارفع اطرایی، گلنوش خالقی، افلیا پرتو، ژاله صدری افشار، پروین صالح و پروین شکالور است. او در گذشته از مدیران با لیاقت موسیقی کشور و سرپرست تالار رودکی سابق بود. ما می دانیم که در هنرستان موسیقی، در یک دوره طلایی، هنرمندانی برجسته تربیت شدند... یه روز پروین سرلک به دفتر نشریه هنر موسیقی تلفن کرد، که از مسافرت آمریکا به طور موقتی بازگشته است. او سخت تحت تأثیر مصراع "درد تو به جان خسته مان باد ..." قرار گرفته بود و این مطلب را با بغضی ترکیده بیان کرد.
برگرفته از ویژه نامه مصور استاد فرامرز پایور، ماهنامه هنر موسیقی، مرداد 85
دونوازی استادان فرامرز پایور (سنتور) و محمد اسماعیلی (تمبک) در آواز بیات اصفهان
دونوازی استادان فرامرز پایور (سنتور) و محمد اسماعیلی (تمبک) در دستگاههای شور + دستگاه همایون
برای تهیه آثار فوق و نیز تعدادی زیادی از آثار تصویری و صوتی موسیقی سنتی به فروشگاه پرنیان مراجعه کنید.
رنگ ناز (چهارگاه)، ساخته فرامرز پایور
زرد ملیجه (دشتی)، ساخته زنده یاد ابوالحسن صبا
* برای دانلور روی لینک های فوق کلیک کنید.


لطفاً نظرات خود را درباره این دو قطعه بیان کنید.
محمد امین
عکسی بی نظیر از استاد فرامرز پایور و استاد هوشنگ ظریف. تقدیم به همه عاشقان گروه اساتید فرامرز پایور.
درد تو به جان خسته مان باد بر چشم به خون نشسته مان باد

با عرض سلام خدمت خوانندگان محترم وبلاگ سنتور و همچنین سایت چهار مضراب:
متاسفانه به دلیل برخی مشکلات، در طول دو هفته گذشته نتوانستیم که به صورت کامل و مانند گذشته با مقالاتی جدید و با قطعات نادر از موسیقی ایرانی در خدمت شما باشیم. عذر اینجانب و سایر اعضای سایت چهارمضراب را پذیرا باشید. در کمترین زمان ممکن دوباره همچون گذشته در خدمتتان خواهیم بود. ضمناً این نوید را هم خدمتتان بدهم که محصولات سایت چهارمضراب در فروشگاه موسیقی پرنیان به زودی به روز خواهند شد.
جا دارد در اینجا از آقای ستایشگر، مدیر مسئول ماهنامه هنر موسیقی به دلیل انتشار ویژه نامه استاد پایور تشکر کرده و برای ایشان و سایر دست اندرکاران این ماهنامه آرزوی موفق داشته باشم. امیدوارم انتشار ویژه نامه برای سایر بزرگان موسیقی همچنان ادامه داشته باشد.
محمد امین