عصر پنجشنبه ، 28 تیرماه ، از ساعت 6تا8 شب ، در مرکز هنر پژوهی نقش جهان فرهنگستان هنر واقع در خیابان ولی عصر، ضلع جنوبی پارک ساعی ، پلاک1101، از طرف فرهنگستان هنر مراسم تجلیل از استاد مجید کیانی برگزار می شود که درباره ی خدمات آموزشی، پژوهشی و شیوه سنتور نوازی ایشان سخنرانی خواهد شد. همچنین خود ایشان هم در مراسم حضور دارند و در پایان صحبت هایی ایراد خواهند نمود. ضمنا شیوه سنتورنوازی ایشان را آقای شهاب منا مورد بررسی قرار خواهند داد.
مطلبی که اینبار مینویسم در راستای سیاست جدید نویسندگان دیگر سایت و البته خودم قرار دارد و آن عدم محوریت استاد پایور در موضوع اصلی است.
یکی از دوستان هنرمند من که با نام حبیبی کمابیش در سایت ما و دیگر سایتهای هم محتوی نظر میدهد را میخواهم معرفی کنم. حال چرا اسم مستعار او حبیبی است خود داستانی دارد که اساسش بر پایه یک شوخی بود که ذکر آن جلوتر می آید.
این دوست عزیز ما که الآن حدود سی و یکی دو سال دارد از شانزده سالگی سنتور را شروع کرد و با استعداد شگرفی که دارد دستور سنتور را در کمتر از سه ماه آنچنان زد که استادش به او میگفت تو قبلاٌ این کتاب را زدی و ساز زدنت مثل کسی است که اقلاً دو سال سنتوز زده باشد اما ما میدانستیم که این دوست گرامی قبلاً نه سنتور کار کرده بود و نه نت و یا هر ساز دیگر بالاخره بعد از یک سال ساز زدن کتاب ردیف دوم صبا را هم تمام کرد. حافظه او بقدری قوی بود که اگر از او میپرسیدی که فلان قطعه چیست حتی شماره صفحه و خط چندم کتاب را هم میدانست و الآن هم که به قولی فارغ التحصیل شده است هرچه از او بپرسی با شماره خط و صفحه جواب میدهد. این عزیز بعد از ردیف صبا به خدمت پشنگ کامکار و بصورت موازی مشکاتیان هم رفت و هرچه کتاب گیرش آمد زد حتی بسیاری از قطعات ساخت این دو بزرگوار را گوشی از خودشان یادگرفت و ردیف میرزا عبدالله را هم نمیدانم باورتان میشود یا نه سه بار و جمعاً کمتر از دوسال پیش پشنگ کامکار اردوان کامکار و مشکاتیان زد. بعد از مدتی به دنبال این بود که بتواند خدمت استاد پایور برسد یادم میاید که حدودا 21-22 سال داشت که با هر مشقتی که بود رفت پیش پایور اما بعد از یکی دو ماه صدایش درآمد میگفت پایور استاد است من نمیتوانم چیز زیادی از او یاد بگیرم من معلم میخواهم که بتواند به من بفهماند چی را چطور بزنم البته چون استاد پایور چند سفر در پیش داشت او قدری هم پیش ثابت کار کرد که خیلی راضیتر بود ردیف چپ کوک را پیش ثابت میزد و البته چیزهای دیگری هم میگفت که یادم نمیآید خودش میگفت پیش پایور رفتن مثل این است که یک بچه چهارم دبستان را ببری پیش دکتر حسابی تا به او تدریس کند این یعنی عین وقت تلف کردن خصوصا که پایور بسیار سخت گیر است این حرف به من ربطی ندارد اما میگفت پایور استعدادش را میکشد و اجازه خلاقیت نمیدهد من میگفتم اخوی باید به سطحی برسی که بتوانی استعدادت را جهت دهی این آقای حبیبی یک روز یکی از قطعات پایور را با اندکی تغییر شاید کمتر از 5٪ برای من زدم من که خودم خوشم آمد اما وقتی برای پایور زده بود به او گفت چقدر قشنگ خرابش کردی اگر من این را ساختم اینطوری نسیت اگر خودت ساختی که ادای من را درآوردی. به علت کج خلقی و کم حوصلگی و عشق بدون نمد زدن سنتور به یاد حبیب سماعی اسم رفیقمان را گذاشتیم حبیبی خودش هم خیلی خوشش آمد. بعد رفت پیش مجید کیانی و یک بار میرزا عبدالله را دوره کرد خیلی راضی بود میگفت اگر کیانی با نت کار میکرد و کتابها را هم درس میداد خیلی خوب میشد کیانی واقعا معلم است.
خوب این هم از آقای حبیبی که آلان به شغل شریف کشف معدن اشتغال دارد و با همه حرفهای خودش نه تدریس میکند و نه چنین خیالی دارد من در مورد او یادم هست که بعد از نشر نوار ردیف صبا توسط سروش نشست و گریه کرد که این خانم (نوازده ردیف آذر هاشمی بود) چیزی را زده که نه صبا نه پایور و نه مشکاتیان و پشنگ و ... نمیتوانند تشخیص دهند این ردیف صبا است یا اتودهای یک محصل کلاس اول که نه سازش کوک است نه درست مینوازد و حتی نمیتواند فرض کند که آیا میشود اشعار بالای نت ها را با آن هماهنگ خواند یا نه؟ گویی دنبالش کردند. متعاقباً وقتی اجرای ثابت را برای او بردم نمیدانست از خوشی چه بکند.
دوستان عزیز به همان علتی که دیدم سایت از محوریت خود خارج شده من هم این مطالب را نوشتم که هم خالی از لطف نباشد و هم یادآوری به این مطلب که سایت متعلق به استاد پایور است نموده باشم. در سطر آخر پیشنهاد این آقای حبیبی را که به من کرد و من هم تا حدودی آن را انجام دادم مطرح میکنم.
چرا مانند این همه اساتید که سایت شخصی دارند پایور سایت ندارد؟ و نتیجه این که سایت www.payvar.ir توسط من رجیستر شد اما چه کنم که سواد طراحی سایت مناسبی را ندارم و انتظار لطف و توجه دوستان علاقه مند را برای به انجام رساندن آن دارم.
چیدمان نت ها در سنتورهای متداول
در سنتورهای سل کوک 9 خرک،که می توان آن را نوع کلاسیک سنتورهای فعلی ایران دانست،درجات گام بالفعل بر روی خرک های متوالی کوک می شوند؛ بدین صورت:
| Fa | Mi | Re | Do | Si | La | Sol | Fa | Mi | نام نت |
| ۹ | ۸ | ۷ | ۶ | ۵ | ۴ | ۳ | ۲ | ۱ | شماره ی خرک |
شماره خرک ها از پایین به بالای صفحه سنتور در نظر گرفته می شود.
بر این اساس در صفحه ی سنتور،از پایین به بالا،صدا از بم به زیر سیر صعودی می یابد.
همچنین از قسمت راست به چپ صفحه، صدا از بم به زیر سیر صعودی می یابد، به قسمی که گستره ی صدایی سنتور کلاسیک ایران به سه قسمت اصلی قابل تقسیم است:
لازم به ذکر است که قسمت راست خرک های سیم های زرد، از آنجا که از این منطق پیروی نمی کنند در اجرای قطعات رپرتوار کلاسیک سنتور مورد استفاده قرار نمی گیرند، لیکن برخی آهنگسازان به منظور وسعت بخشیدن به گستره ی فوقانی سنتور ، با تعبیه محل خرک های سیم های زرد در طول فعال سیم،طرفین سیم را به فاصله سه هنگام از هم کوک می کنند که در این صورت نت های هر یک از خرک های این ناحیه ی چهارم نسبت به هر یک از خرک های هم شماره ی ناحیه ی سوم ، یک هنگام زیر تر خواهد بود. در واقع گستره ی این ناحیه ی چهارم در ادامه ناحیه ی سوم واقع خواهد شد.
تامین نغمات متغیر در سنتورهای فعلی
نت های خرک های 1و8 هر دو متعلق به نت Mi و نت های خرک های 2و9 متعلق به نت Fa هستند. بنا به ضرورت، برای تامین نت های مورد نیاز در اجرای هر یک از دستگاه ها می توان خرک های 1و8 را به طور متفاوت نسبت به هم، کوک کرد.(همین طور خرک های 2و9 را).
به عنوان مثال در شور Sol،خرک اول Mi کرن و خرک هشتم Mi بمل کوک می شود؛
در ماهور Fa ، خرک اول سفید Mi بکار و خرک هشتم Mi بمل کوک می شود؛
در چهارگاه Do خرک هشتم زرد Mi کرن و خرک اول سفیدMi بکار کوک می شود؛
در چهارگاه Do خرک نهم زرد Faدیز و خرک دومFa بکار کوک می شود؛
در اصفهان Sol خرک نهم Fa بکار و خرک دوم Faدیز کوک می شود و...
لیکن در مورد بقیه ی نت ها (یعنی به جز Miو Fa )، از آنجا که در هر هنگام برای هر نت فقط یک موقعیت اجرای روی ساز وجود دارد، برای تامین نت کروماتیک آن(به فاصله ی ربع پرده یا نیم پرده)، بالاجبار باید آن را در اکتاو زیرتر یا بم تر به طریق دلخواه کوک کرد. به عنوان مثال در دستگاه ماهور(Fa)، برای تامین نت های La کرن، La بکار و La بمل، خرک چهارم ناحیه ی اول را La کرن، ناحیه ی دوم را Laبکار و ناحیه ی سوم راLa بمل کوک می کنند؛ یا در آواز اصفهان(Sol)، برای تامین نت هایSi بمل و Siکرن، خرک پنجم را ناحیه ی اول Si کرن و ناحیه ی دوم و سوم را Si بمل کوک می کنند؛ یا در دستگاه شور(Sol)، برای تامین نت های Re بکار و Re کرن، خرک هفتم ناحیه ی اول راRe بکار و ناحیه ی دوم و سوم راRe کرن کوک می کنند (و یا بالعکس آن)و...
بر این اساس، برای تامین یک نت تغییر یافته در اجرا سه امکان وجود دارد:
بر اساس محدودیتی که ساز اعمال می کند، گاه جهت حرکت ملودی قابل تشخیص نیست.
همچنین انتقال عبارت به اکتاو بم تر(زیرتر) منطق حرکت ملودی از بم به زیر(از درآمد تا اوج دستگاه) را دچار اشکال می کند و به دلیل محدودیت صدایی گاه شاهد اجرای اوج دستگاه در همان گستره درآمد هستیم! مانند گوشه ی عراق که در همان گستره صوتی درآمد ماهور Faنواخته می شود(و تنها نت La بمل را از ناحیه ی سوم تامین می کند).
محدودیت کوک در اجرای دستگاه تبعات دیگری نیز دارد، از جمله اینکه گاه مجبور به حذف اجرای یک گوشه می شویم. مثلا در دستگاه چهارگاه(Do) از ردیف میرزاعبدالله گوشه مویه حذف می شود؛ در دستگاه ماهور(Fa)؛ ضربی صوفی نامه حذف و یا در شور(Sol)، قسمت مدلاسیون به آواز اصفهان در ضربی گریلی حذف می شود. همچنین در برخی از ردیف ها، که گوشه ی حصار در دستگاه سه گاه آورده شده است، این گوشه حذف می شود.
برخی نت های آلتره در اجرای گوشه های ردیف نیز به ناچار حذف می شوند. به عنوان مثال، در ردیف میرزا عبد الله در شور(Sol) نت La بکار در گوشه ی نغمه ی اول حذف می شود. نتRe بکار در دستگاه سه گاه(La کرن)، در گوشه های تخت طاقدیس، شاه ختایی و مویه و نت Si بکار در فرود ماهور(Fa) در گوشه ی مجلس افروز(برای آلتراسیون به ماهورDo ) حذف می شود. از طرف دیگر، برای تغییر دستگاه به ناچار باید کوک ساز را تغییر داد و این تغییر کوک گاه بیش از حد زیاد است. به عنوان مثال برای تغییر کوک از شور Solبه چهارگاه Do (که هر دو در ردیف نوازی استفاده می شوند)، می بایست کوک 32 سیم را تغییر داد؛ یعنی نزدیک به نیمی از سیم های سنتور را!
برای نواختن یک دستگاه از درجات مختلف(از طبقات مختلف) نیز همین مسئله ی زیادی تغییر کوک مشاهده می شود؛ مثلا در تغییر کوک از ماهورFa(راست کوک) به Do(چپ کوک). گاه در انتقال یک دستگاه، به علت محدودیتی که کوک اعمال می کند. مجبور به حذف برخی دیگر از گوشه ها می شویم؛ به عنوان مثال در تغییر کوک از چهارگاه Do به چهارگاه Sol، گوشه ی حصار حذف می شود. برای کاستن تغییر کوک در تغییر دستگاه، در ردیف نوازی سنتور، هر یک از دستگاه ها از درجاتی انتخاب می شوند که کمترین تغییر در علائم ترکیبی را نسبت به هم داشته باشند. مثلا شور از Sol نواخته می شود. سه گاه از La کرن، ماهور از Fa، نوا از Sol، همایون از Sol، اصفهان ازDo، راست پنجگاه از Fa. همچنین برای تسهیل در تغییر کوک، برخی استادان در آموزش ردیف، کوک پایه ای را برای سنتور در نظر می گیرند که بر اساس آن در تغییر دستگاه، کوک سیم های زرد حتی الامکان تغییر نمی کند و در سیم های سفید نیز حتی الامکان با جا بجا کردن خرک نت تغییر یافته در دستگاه جدید حاصل می شود. در روش فوق نیز به دلیل محدودیتی که کوک ساز اعمال می کند، برخی گوشه ها در گستره ی صوتی اصلی خود نواخته نمی شوند.

یکی از روش های موقت تغییر کوک در سنتور تغییر محل خرک است که خالی از ایراد نیست.تغییر محل خرک، به دلیل تغییر یافتن موقعیت خرک نسبت به پل های داخل صفحه، خود موجب تغییر شیوش (طنین، رنگ صدایی) صدای ساز می شود و این تغییر در شیوش در انواع لا کوک که پهنای کمتری دارند(طول قاعده ی سنتور کمتر است) به نسبت سنتور ر کوک(که طول قاعده بیشتری دارد) بیشتر مشاهده می شود(همچنین در انواع 12و 15و 18 خرک این تغییر کمتر است).
تغییر محل خرک ممکن است چهار سیم یک خرک را از حالت هم کوک خارج کند. این مورد در خرک های 7و 8 و 9 بیشتر مشهود است. در ضمن تغییر محل خرک فقط در محدوده ی سیم های ناحیه ی دوم سنتور میسر است و سیم های زرد را در بر نمی گیرد؛ زیرا به دلیل طویل بودن سیم ها، تغییر محل خرک بسیار زیاد خواهد بود و این موضوع علاوه بر آنکه نواختن را با اشکال مواجه می کند، به دلیل تغییر زیاد محل قرار گرفتن خرک ها نسبت به پل های داخل صفحه، موجب تغییر شیوش زیادی می شود. در سیم های سفید نیز، با تغییر محل خرک، کوک پشت خرک به هم می خورد و چنانچه در اجرا به هر دو صدای جلو و پشت خرک توامان نیاز باشد این تمهید ناکار آمد خواهد بود.
مورد دیگری که از محدودیت های صوتی عارض می شود این است که برای اجرای تمام مدها(بخصوص در ماهور و راست پنجگاه) محدودیت های کوک ساز مانع از بسط و گسترش یک گوشه در اجرای قطعات ضربی می شود، از این رو برای رفع این محدودیت گاه از اجرای برخی مدها صرف نظر می شود.
محدودیت های صوتی سنتور در مدولاسیون های خارج از محدوده ی ردیف(که ساز توانسته با تمهیدات گفته شده تا حدی خود را با آن سازگار کند) بیشتر مشهود است، به قسمی که به کارگیری آن در ارکستر(سنفونیک) به علت محدودیت صداهای آن به سختی مقدور است.
لازم به ذکر است که موارد فوق از نظر برخی صاحب نظران و استادان ساز سنتور نه به عنوان یک«نقیصه» بلکه به عنوان یک «خصوصیت» پذیرفته شده و به ترتیب شرح داده شده عمل می شود. لیکن در این میان عده ای از سنتورسازان و محققین سعی در برطرف کردن این محدودیت های صوتی نموده اند و طرح هایی را در این باره به عمل رسانده اند. لازم به ذکر است که وجود این طرح ها در حالت ایده آل خود(که متاسفانه تا امروز متحقق نشده است) وجود اقسام کلاسیک سنتور را نفی نمی کند و از هر یک از آن ها برای منظورهای متفاوت می توان بهره گرفت. به عنوان مثال، هرگاه منظورمان اجرای موسیقی ردیفی به شیوه استادان پیشین باشد، ناگفته پیداست که می بایست از سنتورهای کلاسیک با شیوش صدایی ساخته ی استادان پیشین بهره بگیریم و هرگاه منظورمان عرضه ی انواع دیگر موسیقی مانند موسیقی سنفونیک (با خصائص موسیقیایی متفاوت) باشد از انواع دیگر سنتور.
متن فوق برگرفته از فصلنامه موسیقی ماهور، شماره 26، زمستان 83، نوشته شهاب منا است. خوانندگان گرامی می توانند برای مطالعه متن کامل (بخصوص در مورد سنتور کروماتیک و سیستم های تغییر کوک در سنتور)، به شماره ی 26 فصلنامه ی ماهور مراجعه نمایند.
با سپاس از آقای منا که اجازه دادند قسمتی از نوشته شان در وبلاگ سنتور قرار گیرد.
با سلام خدمت تمامی هنر جویان گرامی :
وبلاگ سنتور و همچنین وبلاگ استاد کیانی سعی بر این دارد که آموزش گام به گام سنتور به
روش سما حضور و حبیب سماعی ((ردیف میرزا عبدالله)) را به صورت تصویری برای
علاقه مندان به نمایش به گذارد
در روز های آینده می توانید موارد آموزشی را دانلود کنید
در سال 1307 شمسی در تهران در خاندانی متدین و اهل سلوک و صفا و هنر متولد گردید و پرورش یافت و پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه به خدمت وزارت دارایی درآمد و ضمنا برای ادامه تحصیل به دانشکده ی حقوق رفت و پس از فارغ تحصیل در این دانشکده در سال 1339 شمسی از طرف وزارت فرهنگ و هنر برای تحقیق در رشته ی موزیکولوژی و تدریس موسیقی ایرانی به انستیتو موزیکولوژی دانشگاه سوربن(مرکز مطالعات موسیقی شرقی) اعزام گردید. در مدت اقامت پنج ساله ی خود در پاریس ضمن تحقیق در رشته ی موزیکولوژی و تدریس موسیقی ایرانی به تکمیل تحصیلات خود در رشته ی حقوق نیز ادامه داد و به اخذ درجه ی دکترای حقوق بین المللی موفق گردید.
در سال 1344 پس از مراجعت به ایران علاوه بر خدمت وزارت دارایی در دانشگاه تهران به تدریس موسیقی ملی اشتغال جست، از آن جمله تدریس موسیقی علمی و عملی در دانشگاه (دانشکده هنرهای زیبا)و سرپرستی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ملی در تلویزیون ایران.
دکتر صفوت تحصیلات خود را ابتدا نزد پدر خویش علی اصغرصفوت که به نوازندگی سه تار و کمانچه و ویلن آشنایی داشت شروع کرد و اساتید زمان چون به خانه پدری اوآمد و رفت داشتند داریوش نیز مانند پدراز کوچکی به نوای سازآشنا و فریفته ی این هنر شد و از اوان طفولیت نزد پدر به نواختن سه تار پرداخت و سپس به نوازندگی سنتور توجه کرد و در سال 1323به مدت چند ماه از حبیب سماعی استاد به نام سنتور استفاده کرد.
از سال 1326 شمسی تا در گذشت استاد ابولحسن صبا در کلاس هنری این استاد به نواختن سنتور پرداخت و از راهنمایی استاد در نوازندگی این ساز بهره فراوان برد. ضمنا به نوازندگی سه تار که ساز اول او بود نیز ادامه داد.
دکتر صفوت چون پیوسته در راه تحقیق موسیقی ملی و تکمیل هنر خود بود، از سال 1334 به آموختن ردیف سازی مرحوم میرزاعبدالله نزد آقایان نورعلی برومند و حاجی آقا محمد ایرانی که در دانستن این ردیف ممتازند مشغول گردید.
از خدمات مفید دیگر صفوت در راه شناساندن موسیقی ایران به اروپائیان این بود که در مدت اقامت خود در فرانسه به دستیاری یکی از فرانسویان شیفته به فرهنگ و هنر روحانی ایران کتابی در موضوع موسیقی ملی و موسیقیدانان ایران به زبان فرانسه به رشته ی تحریر درآورده و انتشار داد که تا کنون به زبان فارسی برگردانده نشده است.
دکتر صفوت در سال 1337 شمسی به مدت یک سال در تلویزیون ایران در برنامه ی تک نوازی به نواختن سنتور و سه تار پرداخت و چون این نوازندگی را مفید تشخیص نمی داد و از تظاهر گریزان بود مستعفی شده وبه دنبال تکمیل هنر خود و اصالت موسیقی ملی رفت و به تحقیق ردیف موسیقی ملی مشغول شد و به فعالیت هنری مفید دست زد و همانطور که گفته شد مدت پنج سال از 1339تا 1344 به تدریس موسیقی علمی و عملی ایرانی و راهنمایی علاقه مندان به این موسیقی در دانشگاه سوربن فرانسه مشغول شد و در ضمن برای شناساندن موسیقی ایرانی به اروپائیان کنسرت هایی ترتیب داد و خطبه هایی ایراد نمود که جراید اروپا آنها را درج و مورد بررسی قرار دادند و این اقدام در معرفی و شناساندن موسیقی ملی ایران بسیار مفید افتاد، چنان که هر سال تقاضای هیئت هایی از موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی می نمایند و کنسرت هایی ترتیب می دهند.
بليت فروشي کنسرت بداههنوازي محمدرضا لطفي به همراه محمد قويحلم که قرار است از 14 تا 16 تيرماه در کاخ نياوراه برگزار شود، از روز شنبه 26 خرداد در 9 مرکز آغاز خواهد شد.
براساس اعلام روابط عمومي موسسه آواي شيدا، پس از آن که محمدرضا لطفي در کنفرانس مطبوعاتي رسما تاريخ برگزاري کنسرت را اعلام کرد، مراحل اجرايي اين برنامه وارد فاز جديدي شد. براساس برنامهريزي انجام شده بليتفروشي اين کنسرت به صورت همزمان در 9 مرکز فروش در تهران از روز 26 خرداد آغاز شده و تا 10 روز ادامه دارد. بليتهاي اين کنسرت در سه قيمت 20 هزار، 25 هزار و 30 هزار تومان تعيين شده است.
گفتني است اين کنسرت فقط توسط موسسه آواي شيدا ضبط صوتي و تصويري خواهد شد و در صروت لزوم انحصارا توسط اين شرکت منتشر خواهد شد.
مراکز 9 گانه فروش بليت کنسرت بداههنوازي محمدرضا لطفي در تهران به شرح زير است:
1.موسسه فرهنگي هنري آواي شيدا
2.فروشگاه کتاب خانه هنرمندان
3.خانه کتاب شهرآرا
4.فروشگاه سياهوسفيد
5.فروشگاه دارينوش
6.نشر چشمه
7.شهرکتاب ونک (کار و تجارت)
8.گيشه کاخ نياوران
9.انجمن موسيقيدانان نياوران
«باید دنیایی که موسیقی را مکاشفه ای برتر از تمام خرد و فلسفه نمی داند حقیر بدانیم»
« بتهوون»
همانگونه که می دانیم بخشی از فرهنگ هر جامعه و ملت را هنرمندان آن جامعه رقم می زنند هنرمند برخاسته از هر ملت باید هنرش برخاسته از نهاد مردم ، خاک و سرزمینش باشد.
موسیقی نیز به عنوان هنر اول نقش مهمی در فرهنگ هر جامعه ایفا می کند.شکی در آن نیست که موسیقی گوهر همزاد هر جامعه و ملتی است و کسی نمی تواند نقش آن را انکار کند. ولی متاسفانه باز هم شاهد بی حرمتی از جانب صدا و سیما یا همان رسانه ی ملی به موسیقی و از همه مهم تر به موسیقیدان هستیم.
گویی که این معضل دردناک و آزار دهنده به یک مشکل لاعلاج تبدیل شده و سالهاست که سازمان عریض و طویل صدا و سیما دارد با موسیقی اصیل مبارزه می نماید و این در حالی است که موسیقی مبتذل را خیلی راحت تر از آنچه تصور می کنیم پخش می کند!
کمی به پیرامون خود بنگرید، چند نفر موسیقیدان فرهخته و واقعی می بینید؟ شاید تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نکند که کم و بیش خانه نشین هم شده اند. خوب تا کی باید ببینیم که به این ها توهین می شود؟ تا کی می خواهد از جانب صدا و سیما به پایور، شهناز، کسایی، صفوت و مشکاتیان و... بی احترامی، شود؟ مگر ما چندتا پایور، ظریف و شهناز داریم؟ برای تربیت یک موسیقیدان چقدر باید خون دل خورد و زحمت کشید؟ چرا قدر آن ها را نمی دانیم؟ چرا باید شاهد آن باشیم که قطعه نینوا ساخته حسین علیزاده را فقط در ما محرم و آن هم در ده روز اول از تلویزیون پخش کنند؟ چرا وقتی رادیو ساز دلنواز استاد شهناز را پخش می کند، ناگهان مجری برنامه جفت پا می پرد وسط موسیقی و می گوید:«خوب شنوندگان عزیز و محترم اکنون به گزارش وضع هوا دقت کنید!» در اینجا می خواهم بپرسم که آیا اینگونه شنونده، عزیز و محترم می شود یا خرد و افسرده؟ چرا...؟ چه خوش گفت استاد پایور که:«هیچ کس در زمانی که ساز زده می شود حق انجام هیچ کاری جز گوش کردن را ندارد.» در ضمن بماند نشان ندادن سازدر تلویزیون که داستانی جداگانه دارد.
البته پاسخ بخش عمده ای از این سوالات این است که در صدا و سیما کارشناسی در این زمینه وجود ندارد و تا کی می خواهد به موسیقی بی احترامی و بی حرمتی شود، خدا می داند.
به امید آن روز که شاهد پخش آثاربزرگان موسیقی در رسانه های ملی باشیم.