اي صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی ...
يکي از هنرمندان بزرگ ايران که خدمت مهمي به عالم هنر کرده است، ابوالحسن صبا مي باشد که از خانواده اي هنرمند بود و پدر و پدربزرگ و جدش نيز از هنرمندان زمان بودند و شاگردان زيادي در کشور ما تربيت کرده اند.
ابوالحسن صبا فرزند دکتر ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند جعفرخان حکيم باشي معروف به صدرالحکماء و از نواده هاي فتحعلي خان صبا ملک الشعراي دربار قاجار بوده است. ابوالحسن صبا در سال 1281 خورشيدي در خانواده اي تولد يافت که اهل هنر و ادبيات و طبابت بودند. به علت تسلط پدر صبا به ادبيات فارسي و عربي به او لقب کمال السلطنه را دادند. مادر صبا نقل کرده است که ابوالحسن از بچگي لب ايوان مي نشست و چند تار به انگشت خود مي بست و با دهان صداي سازهاي مختلف را در مي آورد. کمال السلطنه پسر ديگري داشت به نام عبدالحسين و سه دختر داشت که همه هنرمند و دلبسته به موسيقي بودند. با اين که برادرش عضو وزارت خارجه بود و صاحب مقاماتي شد ولي به کار هنري ادامه ميداد.

دکتر گلشن ابراهيمي مي نويسد: ابوالحسن صبا تحصيلات مقدماتي را در مدرسه علميه و سپس در کالج آمريکايي به پايان رسانيد و به زبان و ادبيات فارسي و انگليسي آشنايي يافت.
ابوالحسن صبا در سال 1308 به مديريت مدرسه صنايع ظريفه رشت منصوب شد و شاگردان زيادي تربيت کرد. با تمام علاقه اي که به مردم گيلان داشت به علت آب و هواي گيلان که برايش مساعد نبود به تهران آمد و خانه موروثي خود را در کوچه ظهير الاسلام براي تدريس موسيقي در نظر گرفت که بعداً به (موزه صبا) تبديل شد.
ابوالحسن صبا قبل از فوتش در مصاحبه اي گفت، تا کنون سه هزار تن را تعليم داده است. از بدشانسي موسيقيدانان ايران و دوستداران هنر، ابوالحسن صبا خيلي زود از جهان رفت و در تاريخ 29 آذر سال 1336 چراغ عمرش خاموش شد و دوستان و علاقمندان بيشمار خود را دچار حرمان ابدي نمود.
ابوالحسن صبا درباره فراگرفتن موسيقي چنين مي گويد:
پدرم علاقه مفرطي به موسيقي داشت، يعني خودش هم آشنا به ساز ايراني بود و از کودکي يعني از شش سالگي مرا نزد اساتيد وقت راهنمايي کرده بود. قبل از اين که شروع به مشق ويلن بکنم با سازهاي ايراني از قبيل سه تار، تار، سنتور و ضرب آشنا شدم، حتي قدري هم کمانچه زدم. بعداً اطلاعات خودم را به ويولون منتقل کردم و تقريباً يک مکتب خصوصي براي ويولن ايجاد شد و کتابهايي در اين خصوص نوشته و انتشار دادم.
صبا از کودکي در نواختن انواع سازهاي اصيل ايراني مهارت داشت، اما شگفتي هنر او را بايد از زمان تأسيس مدرسه عالي موسيقي دانست که در سال 1302 به همت استاد علينقي وزيري و با ياري سردار سپه در تهران آغاز به کار کرد. تأسيس اين مدرسه ميداني براي عرضه مهارت و نبوغ او بود.
وقتي ابوالحسن صبا درگذشت، شهريار شاعر مشهور درباره او چنين سرود:
اي صبا با تو چه گفتند که خاموش شدي؟ چه شرابي به تو دادند که مدهوش شدي؟
تو که آتشکده عـشـق و مـحـبـت بـــودي چه بـلا رفت که خاکسـتـر خاموش شدي؟
به چه دستي زدي آن ساز شبانگاهي را که خـو از رقت آن بـيخود و بـيـهوش شدي؟
تو بصد نغمه، زبان بودي و دلها هم گوش چه شنفتي که زبان بستي و خود گوش شدي؟
خلق را گر چه وفا نيست و ليکن گل من نه گمان دار که رفـتـي و فـرامـوش شـدي؟
تـا ابـد خـاطـر ما خوني و رنگين از تست تو هم آمـيـخـتـه بـا خـون سـياوش شـدي؟
نغمه های زیبای استاد:
در هر جمله از سی قطعه اش، سی هزار نوای آسمانی از زبان سنتور، از او سخن می گویند. در هشت آهنگ، سنتورش گاهی سرخوش و گاهی با غم از او حکایت می کند. در پرنیان، تار با سنتورش هم کلام می شود و از حرف های دلش می نوازند. در گفت و گو، ویلن و سنتور با سخنانی لطیف از حالات عرفانی باطنش به گفت و گو می نشیند. در مجموعه پیش درآمد و رنگ و موسیقی مجلسی، سنتورش با کلامی موزون و سرخوش سخن می گوید و زیبایی های دیگری خلق می کند...

در فانوس، دو سنتور نغمه های الهام شده بر قلبش را با زیبایی و لطافتی خاص بازگو می کنند. در رهگذر، فلوت و سنتور از حالات روحی اش به گریه می نشینند و خون می گریند، گویا دارند خاطره تلخی گزارش می کنند. در فالگوش، ابتدا تار و سنتور دوباره هم کلام می شوند و سپس شش قطعه دیگر آنچنان می نوازند که انسان به وجد می آید و گاهی از خود می پرسد، چطور ممکن است تا به این حد نغمه های زیبا به قلب کسی الهام شود و هنوز بسیاری آثار دیگر که یایرای سخن گفتن آن نیست و فقط باید با گوش جان شنیده شود. ولی افسوس چنین فردی که تاکنون همه عمر گرانبهایش را صرف هنر والا و آسمانی اش کرد، در بستر بیماری به سر می برد، به طوری که دل همه دوستدارانش متأثر شده است. جا دارد برای تداوم فعالیت های بی نظیر یگانه سنتور نواز تراز اول ایران سلامتی مطلق را از درگاه ایزد منان مسئلت نماییم و بر او درود بفرستیم.
نوشته آقای محمد رضا قاسمی
برگرفته از ویژه نامه مصور استاد فرامرز پایور از ماهنامه هنر موسیقی (مرداد 1385)
|
DVD "زبعدما" با اجرای "گروه سنتورنوازان" به سرپرستی "سیامك آقایی" منتشر شد. این اثر شامل ضبط زنده و تصویری قطعاتی با اجرای این گــروه در تالار فردوسی دانشگاه تهــران است. "گـــروه سنتورنوازان" با تركیب صوتی جدید خود (شامل پنج سنتور در ابعاد گوناگون) در پی ارائه سونوریته ای جدید در عرصه "گروه نوازی" است. به عبارتی، صدای برآمده از این تركیب صرفا مضرابی یا سنتوری نیست، بلكه فضای صوتی در نقاط مشخصی از قطعات، ممکن است "زهی- آرشه ای" و بعضا "كوبه ای" جلوه كند. عنوان "ز بعد ما"برای این DVD، برگرفته از مطلع یكی از معروفترین غزلیات بیدل دهلوی است. بیدل در این غزل مستقیما به اضمحلال هنر و تلمیحا به فروپاشی تدریجی پایه ها و بنیادها اشاره می كند كه به نوعی می تواند هم یادآور تخریب بزرگترین مجموعه خشتی دنیا (ارگ بم) و هم نابودی ده ها هزار انسان و وحشت حاصل از آن باشد . یكی از وجوه تمایز این اثر، نگاه مجریان آن به مفهوم "غم" در برابر رخدادی همچون فاجعه زلزله بم و زرند است. نگاهی كه در نقطه مقابل نگاه رایج، مفهوم "غم" را به عریانی هرچه تمام تر به تصویر كشیده است. ادامه مطلب و نمونه هاي تصويري از سايت سيامك آقايي... تلفن مركز پخش: 09123584652 اسامی مراکز فروش در تهران و شهرستانها يكي از خوانندگان محترم وبلاگ به نام "آقاي شهريار" (از آلمان) مطلبي را در مورد "سيامك آقايي" و اثر "ز بعد ما" در سايت رهاورد نوشته اند كه در اينجا عينا آورده شده است:
کولی خنياگر - شهريار
سال هائی که او در هوای يافتن سيمرغ افسانه هايش انبوه سبز و شيرين نخلستان ها و دَم شرجی شطّ ّجادوئی جنوب رابه خاک سُمّ سمندش سپرد، و سنگلاخ های وادی طلب را به شوق زيارت پيران معبد مقام در نورديد و زانو به زانو به چلّه های رياضت نشست تا نهايت طرح هفت رنگ رنگين کمان را تجربه کند. سال هائی که در تحوّل دست هايش به ناگاه خطوط نازک تجربه نمايان شد و پرده های حنجزۀ سازش به يک باره بلوغ زود رس خود را فرياد زدند و بذرهای نبوغ در پس حصار سيم های باغ سازش از رويش برگ های سبز خبر دادند. سال هايی که در سفرهايش از جادّه های فاخر ابريشم و اطلس با کاروانيانی همراه شد که دشت و کوير را با ستاره ها می رفتند و قصه های قبيله شان را با آوازهای غمگنانه در گذرگاه ها می خواندند.
آری همۀ سال ها رفتند و تنها غبار نازک خاطره ای از اوراق رنگين فصل ها برايش به يادگار ماند. اينک کولی خنياگر با کولباری از اندوخته هايش باز آمده است و درسایۀ شاخه ای پربار و برگ از درخت گردوئی هزار ساله وسخنگو نشسته است، و «داستان از ميوه های سر به گردون سای اينک خفته در تابوت پست خاک می گويد» داستان قريه های زير و «بم» شده، و درختان صلب و بی بار ، و «شاليزار»ی از دست های لاغر روييده از خاک نحس ، و کوير «واقعه»های تلخی که طعنه به شوکران می زنند.
داستانی که زبان در بيان طعم تلخ آن در کام نمی گردد. در کولبار خاطره های دردناک به جا مانده از بختک سنگينی که به يک باره با هجومشان خواب های طلائی اش را برهم زدند دست می برد و ساقه های باريک و خشک را به آرامی بر می چيند و بندی از انگشتان بلندش را به سبکی نسيم در حلقه های خوش تراش گره می زند، تلاقی نگاه نافذش با ساز خوش نقشی که از وترهای طلا و نقره هاشور خورده است موجی از رنگ خون را به زير پوستش روانه می کند و جلوه ای سرخ و تبدار به چهره اش می بخشد. با نوازش صيقلی دست هايش خواب مخملی پرده ها آشفته می شود و با آوای طنين تلنگُرهايش سکوت به درون روزنه می خزد. از نوک سرانگشتانش آبشارهای ريز و زلال از فراز تا فرود ترنّم کنان سُر می خورند و جوی های باريک اشک ازميان گلسنگ ها سرک می کشند. گاه خوشه های ريز چنگ در زير باران پر طراوت مضرابش جوانه می زنند و گاه نوت های سياه مثل دانه های اسفند بر آتش زخمه هايش دود می شوند وعطر مقدّسشان در سينه می پيچد. «... بس کن خدا را، ای چگوری، بس افسانه ای می سرايد و باز پای در رکاب می کشد . سکوت دوباره از روزنه به بيرون می خزد . آآآآآی کولی خنياگر «ز بعد ما» نيز، يال اسب انديشه را با طراوت انگشتان ساغريت آشفته کن. اثر دلنشين و جذاب «زبعد ما» کاریست متفاوت با آن چه تا کنون درعرصۀ موسيقی ايرانی و ساز سنتور ارائه شده است. اين اثر زيبا را سيامک آقائی هنرمند جوان و درد آشنا و نوازندۀ کم نظير سنتور که می رود تا پهنۀ افق اين ساز را با هنرش وسعت وغنا بخشد، با بهره گيری از خلاقيت و نبوغی که از اومی شناسيم و با همکاری گروه سنتورنوازان آفريده است. اين گروه شش سال پيش به نظارت و سرپرستی سيامک آقائی تشکيل و سامان دهی شد و اين اثر حاصل سه سال زحمت و تمرينات طاقت فرسای او و همکارانش می باشد که پس از به اتمام رسيدن مراحل اجرائی آن مدت دو سال نيز کارهای ضبط و تنظيم استوديوئی آن طول کشيده است. او در اين اثر تنفر خود را از ناتوانی انسان در برابرغول بی رحمی که برای هرکدام از ما نامی دارد، به زبان استعاره فرياد می کند و پايمال شدن آرزوهای هزاران انسان را به بهانۀ فاجعه بر نمی تابد و عصيانش را از پس پرده های گلوی سازش نعره می کشد. کودکی که بر زانوی پدر خوابش برده است و به آرامی نفس می کشد و در رؤيايش گربه ای را نوازش می کند و دختری که در آينه زيبائی خود را به تماشا نشسته است و مردی که از نخل باغش پنکی از خرما چيده و به خانه می برد و زنی که گيسوان خيس خود را شانه می کند و آسمانی که پر از الماس است و هوائی که پر از صداقت گرما و بوی عطر ياس و ليموست، و زندگی که همه جا موج می زند و درين ميان هيچ کس هنوز چهرۀ شوم مرگ را که از ميان تاريکی و زير پوست زمين به آرامی می خزد نمی بيند و در لحظه ای ناگهان هياهوی طبل نحس مرگ است که از در و ديوار برمی خيزد و جغدها را بر خرابه های ارک کهنسال بم به رقص می آورد. و طُرفه آن که اين اثر کتيبۀ يادبودی ست برای دو ارک بلا ديده، ارک بم و ارک موسيقی ايران. کلام آخر را از شمس الدّين غزل به عاريت می گيرم: با آرزوی موفقيت برای سيامک آقائی در ادامۀ راه زندگی. شهريار (آخن - آلمان) شعر متن «آواز چگور» از مهدی اخوان ثالث (م. امیّد). |
لينك مطلب بالا در سايت رهاورد: http://www.rahaward.org/archives/2007/12/post_2283.php
|
|
|
استاد حسين دهلوي نشان قدرشناسي جامعهي موسيقي ايران را بهخاطر افتخار آفريني شهرام ناظري در عرصهي موسيقي بينالمللي، هشتم ديماه سالجاري به مولاناخوان آواز ايران اهدا ميكند.
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در نشستي كه ازسوي برگزاركنندگان جشنوارهي موسيقي فجر، دفتر موسيقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و شهرام ناظري، بعدازظهر امروز برگزار شد، شكل حضور شواليهي آواز ايران در جشنوارهي موسيقي فجر اعلام شد.
ناظري در اين باره به خبرنگار ايسنا گفت: اجراي كنسرت موسيقي ندارم، اما در نشست امروز با مسوولان برگزاركنندهي جشنوارهي بيستوسوم، مقرر شد در آيين پاياني جشنوارهي موسيقي فجر، با حضور استاد دهلوي مراسم تجليل برگزار شود.
ناظري با تاكيد عنوان كرد: دهلويها، پايورها و ... استادان واقعي ما هستند.
گويا قرار است بزرگان ديگري همچون فرامرز پايور نيز در اين آيين حضور داشته باشند.
به گزارش ايسنا، قرار بود اركستر ملي با رهبري حسين دهلوي برنامهاي را در بيست و سومين جشنوارهي موسيقي فجر اجرا كنند، اما به گفتهي كامبيز روشنروان - دبير جشنواره -، بهدليل ضعف جسمي و مشكل بينايي دهلوي، اين برنامه با رهبري فرهاد فخرالديني برگزار ميشود.
امسال بهمناسبت هشتادمين سال تولد استاد حسين دهلوي قرار است مراسم تجليل از وي همزمان با جشنواره موسيقي فجر برگزار شود.
منبع خبر: خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)
استاد پرویز مشکاتیان:

و عکسی ماندگار از استاد شجریان، حمید رضا نوربخش و استاد پرویز مشکاتیان در کنار یکدیگر

لینک های تصاویر گرفته شده از کنسرت بزرگ گروه عارف:
* از آقای محمود صالحی به جهت تذکری که در مورد نام صحیح آقای نوربخش دادند تشکر می کنیم.
فاطمه تالانه متولد بهمن ماه 1347 در شهر آبادان است. او تحصیلات دوره ی ابتدایی را در آبادان و دوره ی راهنمایی و متوسطه را در شهر شیراز گذرانیده است. وی دارای مدرک دیپلم علوم تجربی و فوق دیپلم گرافیک است.
متن زیر حاصل گفت و گویی با وی است:
خانم تالانه چگونه به سمت موسیقی گرایش پیدا کردید؟
از سال 1368 با توجه به علاقه قبلی ام به موسیقی آموزش ساز سنتور را نزد خانم مظفری شروع کردم و پس از مدتی نزد آقای اسماعیل نورایی ادامه دادم و سپس برای گذراندن دوره ی متوسطه از کلاس آقای مسعود غریب زاده استفاده کردم.
از سال 1373 تدریس سنتور را آغاز کردم. در سال 1374 در جشنواره ی شعر و موسیقی شیراز با خواهرم نوشین تالانه که نوازنده ی تنبک می باشد در بخش دو نوازی مقام اول را کسب کردیم. اواخر سال 1380 آموزشگاه موسیقی شاورک را به کمک همسرم(مسعود غریب زاده) تاسیس کردیم و از آن زمان تا کنون هر دو با همکاری حدود 20 مربی دیگر مشغول فعالیت در آنجا می باشیم.
باید بگویم که بیشتر به خاطر علاقه ی شخصی خودم بود که به طرف موسیقی کشیده شدم، سه خواهریم که کار موسیقی می کنیم و علاقه و کارهای هر کدام از ما روی دو نفر دیگر تاثیر می گذارد.شاید علاقه ی یکی به موسیقی باعث شد که هر سه به صرف موسیقی کشیده شویم. اکنون من سنتور کار می کنم و دو خواهر دیگرم پیانو و تنبک می نوازند.
آیا هنر می تواند در اعماق وجود کسی نفوذ کند و آن را تغییر دهد؟ و کلاً موسیقی تاثیری بر زندگی شما داشته؟
مسئله هنر اگر به صورت جدی با آن برخورد شود صد در صد در رفتار، اخلاق و شیوه زندگی فرد تأثیر می گذارد. مثلاً آموزش موسیقی چون باید با دقت و نظم همراه باشد، فرد را در زندگی دقیق بار آورده و رفتارهای او را منظم و همراه با همه جانبه نگری می کند. از طرف دیگر هنرمند از لطافت طبع، عدم خشونت و هم نوع دوستی برخوردار خواهد شد.
من به خاطر علاقه ای که به سازم دارم، موسیقی باعث شده که اوقات فراغتم را به طریق مفید و سازنده پر کنم و از اینکه هنرجویانی را به مقطع نسبتا بالایی رساندم خوشحالم. موسیقی باعث شده که مشکلات و سختی ها را به راحتی تحمل کنم.
آیا هنر خوب آموزاندن از صفات یک هنرمند است؟
هنرمند خوب به نظر من کسی است که بتواند آموخته های خود را به خوبی به دیگران منتقل کند و بی دریغ آنچه را که یاد گرفته در اختیار هنرجویانش قرار دهد، از همه مهم تر هنرمند خوب کسی است که رابطه درست و سالمی با مردم و مخاطبانش داشته باشد و همیشه به پیشینیان و پیشکسوتان موسیقی احترام بگذارد و فراموش نکند که هر چه دارد از اساتید گذشته می باشد.
برای جوانان علاقه مند به هنر چه پیامی دارید؟
جوانانی که به هنر علاقه دارند با جدیت و پشتکار هدفشان را ادامه دهند و بدانند که بدون همت و تمرین و ممارست پیشرفت آن ها صوری خواهد بود. اگر به هنری علاقه مند شده اند همان را ادامه دهند و از این شاخه به آن شاخه نپرند و اگر در کار خود موفق نیستند همیشه گناه را به گردن مربی خود نیندازند و اشکال خود را پی جور شوند.
به نظر شما چه عواملی باعث شد که کسی مثل استاد پایور را به عنوان یکی از بهترین موسیقی دانان ایران بدانیم؟
اول همت و اراده ی ایشان در تغییر تکنیک نوازندگی سنتور، کارهای بسیار زیاد ارکستری، اجرای مرتب و منظم آثار قدما مانند وزیری، صبا ، درویش خان و... و از همه مهم تر گردآوری تمام تصانیف قدیمی به روایت استاد عبدالله دوامی که این مورد به عنوان یک کار برجسته و عظیم در موسیقی ایران محسوب می شود زیرا باعث ماندگار شدن و عدم تحریف تصنیف های قدیمی شده و این کتاب مرجعی برای تمام موسیقی دانان برای اجرای تصنیف قدما محسوب می شود. تا قبل از استاد پایور، نوازندگی سنتور بیشتر به صورت گوشی و دارای تکنیک های بسیار ساده و ابتدایی بود و از متد آموزشی منظم و صحیح برخوردار نبود.با ورود استاد پایور به عرصه ی موسیقی، نوازندگی سنتور دارای تکنیک های بسیار پیشرفته و متنوع شد و کتاب دستور سنتور که پر تیراژترین کتاب تاریخ موسیقی ایران می باشد از نظر آموزش تاثیر بسیار زیادی در شیوه ی نوازندگی سنتور به وجود آورد. چنانچه امروز می بینیم که بیشترین هنرجویان موسیقی ایران هنرجویان ساز سنتور می باشد.
نظر شما در مورد تجلیل از بزرگان موسیقی چیست؟
فکر می کنم تا زمانی که زنده هستند باید این کار را انجام دهیم نه وقتی که فوت کردند.تجلیلی که ما از بزرگان انجام می دهیم بیشتر به درد خود مردم می خورد.یعنی مردم با این بزرگان بیشتر آشنا می شوند و میتوانند راه آنها را ادامه دهند، به فرض اگر هنرمند هستند، هنر آنها را بدانند و اینکه چه سبکی دارند.تا وقتی که چیزی هست باید قدرش را دانست وقتی نیست به نظر من دیگر جز این که راهشان را ادامه بدهیم کار دیگری از دستمان بر نمی آید ولی تا هستند می توانیم از آنها مطلب یاد بگیریم و از دانششان استفاده کنیم.برگزاری بزرگداشتها بعد از فوتشان فقط به خاطر دل خوش کردن است.
حرف پایانی:
چندی پیش به همراه آقای غریب زاده برای دومین بار به منزل استاد پایور رفتم و در آنجا با همسر باوفای استاد آشنا شدم.تنهاترین و بزرگ ترین آرزوی من این است که استاد هر چه زودتر سلامتی خود را به دست بیاورند.

«بهراد توكلي»مدير برنامههاي «لطفي»در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:اين آلبوم كه با عنوان «تنها يك خاطره»منتشر ميشود شامل دونوازي تار«محمدرضا لطفي» و سنتور «فرامرز پايور» است كه در سال 54 ضبط شده است.
وي افزود:در اين اثر كه در دستگاه شور ضبط شده، «پايور»براي اولين بار به سنتور نوازي با مضراب بدون نمد پرداخته است.
«توكلي»در خاتمه خاطر نشان كرد:«تنها يك خاطره» هفته آينده توسط موسسه آواي شيدا در بازار موسيقي منتشر ميشود.
منبع: خبرگزاری فارس
پیام تبریک استاد فرامرز پایور به شهرام ناظری:
"با کمال خوشبختی اطلاع پیدا کردم که دوست هنرمند و وارسته کشورمان آقای شهرام ناظری موفق به دریافت نشان شوالیه فرهنگ و ادب از دولت فرانسه شدهاند که افتخار بزرگی برای جامعه هنری و به خصوص هنر موسیقی در مملکتمان نیز میباشد. تبریکات صمیمانه خودم را همراه با بهترین آرزوها برای موفقیت روز افزون ایشان با خالصانهترین احساسات ابزار میدارم. "
برگرفته از وبلاگ رعنا لعل
سیامك آقایی متولد اهواز نواختن سنتوررا ابتدا نزد خانم رویا حلاج در مركز حفظ و اشاعه موسیقی ایران آغاز كرده و سپس به منظور گسترش تكنیك نوازندگی و آشنایی با ظرایف موسیقی سنتی از محضر اساتیدی از قبیل آقایان مسعود شناسا، پرویز مشكاتیان، محمدرضا لطفی و مجید كیانی بهره برده است. وی از سال ۱۳۷۵ تاكنون با تفكیك فعالیت هایش به دو حیطه موسیقی محلی ایران و مكاتب سنتور نوازی مشغول گردآوری و نمایه -سازی اطلاعات در این دو زمینه بوده است؛ كه در ارتباط با موضوع اول از گردآوری آرشیو صوتی تصویری فرهنگ واژگان و سازهای رایج در موسیقی شمال خراسان (با همكاری سازمان میراث فرهنگی كشور) و در رابطه با موضوع دوم ایراد سلسله بحث هایی بر مكاتب سنتورنوازی و ساختارشناسی نوازندگی (با همكاری برنامه نیستان – رادیو فرهنگ) را می توان نام برد.

در زمینه اجرای صحنه ای كنسرت های متعددی با گروه آفتاب، پروژه جاده ابریشم (با همكاری كیهان كلهر) و گروه اطلس (در نیویورك، واشنگتن، دانشگاه های بركلی و ucla، سیاتل، دالاس لوس آنجلس ، شیكاگو، هامبورگ، لیون، پاریس) در كشورهای آسیایی، اروپایی و آمریكا داشته است. او به منظور شناخت قابلیت های اجرایی و تركیب صوتی ساز سنتور گروه "سنتورنوازان" را تشكیل داده است. وی فارغ التحصیل رشته موسیقی از دانشگاه تهران می باشد.
سایت رسمی جناب آقایی جدیداً افتتاح شده و علاقمندان می توانند از طریق آدرس زیر به این سایت مراجعه کنند. افتتاح این سایت را به همه علاقمندان جناب سیامک آقایی تبریک گفته و از همه دست اندرکاران راه اندازی این سایت صمیمانه تشکر می کنیم.
یادی از داریوش رفیعی:

داریوش رفیعی خواننده محبوب دهه۱۳۳۰ در۴/دی/۱۳۰۶ ، درشهربم دیده به جهان گشود. وی فرزند لطفعلی رفیعی،نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر درجوانی از شوق سرشارش نسبت به موسیقی ، تحصیل را در بم نیمه کاره گذاشت و به تهران آمد. در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس بامجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانه هایی زیبا و ماندگار مانند:زهره , شب انتظار با مطلع: شب به گلستان تنها منتظرت بودم ،گلنار با مطلع:گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله می کند عاشق وفادار...وبسیاری ترانه مشهور دیگر شد. داریوش رفیعی همچنین باحبیب الله بدیع زاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود ، به طوری که تقریبا عضو دایمی خانواده او بود. سر انجام ثروت زودرس رفیعی جوان را به تباهی کشید و او پس از مدتی تحمل رنج بیماری کزاز در بیمارستان هزار تختخوابی تهران که امروزه با نام بیمارستان امام خمینی آن را میشناسیم در۲/بهمن/۱۳۳۷ سن ۳۱ سالگی درگذشت و پیکر رنجور و خسته او در ظهیر الدوله برای همیشه آرام گرفت.
منبع: دایرة المعارف ویکی پدیا
قطعات صوتی:
قطعه "چه سازم به این دل" با صدای داریوش رفیعی
قطعه "گلنار" با صدای داریوش رفیعی
قطعه "شب انتطار" با صدای داریوش رفیعی

کتابی با نام "راز شمع" توسط مسعود زرگر منتظر شده که مجموعه نسبتاً کاملی است از مجموعه ترانه های ماندگار داریوش رفیعی که توسط انتشارات آتنا و با قیمت 1900 تومان منتشر شده است. جای بسی خوشحالی است که هنرمندانی چون داریوش رفیعی از یاد نرفته اند و همچنان صدای گرم و جاودانه آنان به گوش هنردوستان این سرزمین می رسد. برای او و درگذشتگان جامعه هنری ایران آرزوی مغرفت و بخشش از درگاه خدواند متعال داریم.