پیش درآمد و رنگ سه گاه (راست کوک) ساخته فرامرز پایور:

لینک دانلود قطعات صوتی:
۲- رنگ سه گاه
به امید بهبودی استاد پایور...
مصاحبه با مرتضی کفاش زاده؛ سازنده سنتور
مصاحبه کننده: بهزاد شایان فر
کفاش زاده: صدادهی سازهای ناظمی حرف اول را می زند.
متن زیر حاصل گفت و گویی است که در روز جمعه ،28 تیرماه سال ۱۳۸۷ با آقای مرتضی کفاش زاده انجام داده ام.

v چگونه شد که به سمت هنر ساز سازی روی آوردید؟
من قبل از این که ساز بسازم، کارم معرق کاری و مشبک کاری روی چوب بود.بعد از اینکه ازدواج کردم، با استاد سیروس ساغری خویشاوندی خیلی دوری پیدا کردم و به خاطر گل های سنتور به کارگاه ما می آمدند و گل های سنتور را برایشان می بریدیم. به همین صورت با هم آشنا شدیم و وقتی که متوجه شدند که از چوب شناسی اطلاعاتی دارم، پیشنهاد کردند و 4سال زیر نظر ایشان کار کردم و الان هم بیست سال است که سنتور می سازم.
v به غیر از سنتور سازهای دیگری هم ساخته اید؟
هم زمان، با یک نفر که از ساز قانون اطلاعات داشت، شروع به ساخت این ساز کردم و چندتایی هم ساختیم ولی دیدم که نمی شود دو ساز را با هم به صورت حرفه ای کار کرد و فقط به ساخت سنتور ادامه دادم ولی کارهای تعمیری دوستان مثل سه تار ، ویولن و غیره را انجام می دهم.
v چه عواملی لازم است تا در این هنر به موفقیت دست یافت؟
در ساخت سنتور سه عامل است که ساز ساز باید آن ها را بداند: چوب شناسی ، صدا شناسی و فن نجاری. یعنی اگر یکی از این سه عامل رعایت نشود ، یک جای کار لنگ می شود. چوب شناسی به خاطر انتخاب چوب است که ساز ساز باید بداند. صداشناسی به خاطر نوع صداست ؛ ممکن است یکی سازی با صدای زیر بخواهد و دیگری با صدای بم بخواهد و صداهای مختلف که ساز ساز باید بتواند بسازد. به قول استاد ناظمی که می گفت:سه عامل یکی انتخاب چوب مناسب، پا گذاری دقیق و تراش صحیح باعث می شود که یک ساز خوب ساخته شود و حتما هم بایستی که یک ساز ساز این مسائل را بداند.
v نوازندگی چی؟
نوازندگی هم تا حدی مهم است. من دوره ابتدایی را پیش خود استاد ساغری کار کردم و بعد هم به صورت خود آموز ادامه دادم. کسی که ساز می سازد برای کوک کردن و صدا شناختن حتما لازم است که نوازندگی هم بلد باشد.
v لطفا کمی در مورد چوب شناسی صحبت کنید. به طور کلی چوب چه تاثیری می تواند بر جنس صدا داشته باشد؟
با چوب های مختلف می شود صداهای مختلف ساخت.مثلا چوب توت به خاطر الیاف و صدا دهی برای تار و ضرب مناسب است.ولی به دلیل فشار زیادی که روی سنتور است، چوب بادوام می خواهد.دلیل اینکه چوب گردو برای سنتور انتخاب شده این است که هم صدا دهی خوبی دارد و هم موجود است.یعنی طوری است که در خود ایران یافت می شود و می توان روی آن، همه کار کرد.ما 1000 نوع چوب گردو داریم که تاکنون شناخته شده است.کهنگی چوب خیلی مهم است و باید چوب به عمل آید.همه از همان اول می گویند صدای ساز.ولی عمر ساز خیلی مهم تر از صدای ساز است.یعنی اگر ساز خوب ساخته شده باشد، این صدا را هم سال های سال نگه می دارد.سنتور هم که ساز ماست، نسبت به تار، سه تار و ویولن، خیلی عمر کمی دارد.شما می بینید که الآن ویولن هایی وجود دارد مال 300 سال پیش که قابل استفاده هستند.تار و سه تارهایی است از استاد یحیی و استاد عشقی که قابل استفاده هستند. ولی غیر ممکن است سنتوری مال 100 سال پیش باشد و قابل استفاده.این است که لااقل باید کسی که سنتور می سازد، سنتوری را برای یک نفر به گونه ای که یک نسل بتواند از آن استفاده کند طوری بسازد تا در این مدت سالم بماند. به همین خاطر صنعت آن خیلی مهم تر از صدای آن است.اول صنعت، بعد صدا.
v تا به حال برای ساخت سنتور از چه چوب هایی استفاده کرده اید؟
من ابتدا کارم را با چوب های جنگلی شروع کردم.افرا، راش و بعد گردو و یک نوع چوب جنگلی دیگر به نام آزاد که ریز الیاف است و صدای زنگ داری دارد.
v مرحوم استاد ناظمی چوب هایشان را برای مدتی در زیر پهن نگه داری می کردند.به نظر شما دلیل این کار چه بوده است؟
در داخل چوب مخصوصا گردو یک نوع صمغ است که خیلی دیر دفع می شود.باید حداقل 20 سال طول بکشد تا شیره های چوب از آن خارج شود.پهن چون اوره و گاز دارد_شما داخل یک محیط در بسته که پهن وجود دارد 10 دقیقه نمی توانید بمانید چون چشم را اذیت می کند_ باعث می شود که شیره های چوب را بیرون بکشدولی مدت مشخصی دارد.و اگر این مدت بیشتر شود، چوب پوک می شود.اما اگر چوب به طور طبیعی خشک شود، خیلی بهتر است.
v مهمترین ویژگی و خصوصیت سازهای ناظمی چیست؟عمر ساز یا صدای ساز؟
هم عمر ساز و هم صدای ساز.استاد ناظمی سالها درباره ی سنتور تحقیق کردندو اولین کسی است که سنتور را به صورت استاندارد در آورد.قبلا سنتورهایی با ابعاد مختلف مثل 10، 12 و 13 خرک می ساختند ولی ایشان به وسیله ی ریاضی یک ساز تقریبا استاندارد ساختند و صدادهی آن هم فعلا حرف اول را می زند.

v از ابتکارات خودتان که در زمینه ی ساخت سنتور انجام داده اید، بگویید.
در سنتور به محضی که سیم ها بسته می شوند، اگر به کلاف بلند ساز نگاه کنید،می بینید که لبه های سازبه طرف بالا آمده اند.این قوس اگر بیشتر از اندازه شود، آرام آرام به وسط ساز منتقل می شود.من مدتی روی این مسئله فکر کردم و توانستم این مشکل را با تحقیق حل کنم.و الآن هم در اصفهان اشاعه پیدا کرده و سنتور سازهایی که هستند از این روش استفاده می کنند و خیلی هم مهم است.با این روش عمر ساز 3 برابر می شود.چون مهم ترین مسئله در سنتور عمر ساز است. فشاری که سیم ها به وسیله ی خرک ها بر روی صفحه ی ساز وارد می کنند، حدودا 420 کیلو است.درست مثل اینکه یک وزنه بر روی سنتور بگذارند.همین فشار به پل ها منتقل می شود و به همین دلیل عمر سنتور کم است.مسئله ی دیگر، جا به جا کردن است.قبلا زیر سنتور را سوراخ هایی می کردند و پل می گذاشتند.من یک نوع جک ابداع کرده ام که هر موقع که احتیاج باشد،با توجه به خرک هایی هم که روی سنتور است، از سوراخ جلو داخل ساز می شود و صفحه ی سنتور را به بالا می آورد.به این طریق می توان پل ها را جا به جا یا اضافه کرد. یک مسئله دیگر خزینه زدن طرف گوشی هاست. شما اکثرا می بینید که بعد از مدتی بالای گوشی ها ترک های ریزی می خورد ، ما یک وسیله درست کرده ایم که بعد از سوراخ کردن از آن استفاده می کنیم و همین باعث می شود که طرف گوشی ها کم تر آسیب ببیند.
v نوع رنگی که به ساز می زنید چیست؟
به خاطر این که رنگ اصلی چوب از بین نرود ، یک ماده ای است که آن را در آب حل می کنیم و به ساز می زنیم.اگر بخواهیم تیره شود، غلظت آن را بیشتر می کنیم و اگر بخواهیم روشن باشد ، ماده را کم تر با آب مخلوط می کنیم. پس از آن از لاک الکل که یک رنگ طبیعی است استفاده می کنیم و به خاطر رطوبت هوا بعد از این که لاک الکل زده شد یک لایه خیلی کم سیلر روی لاک الکل زده می شود. به خصوص برای اروپا که بعضی جاهای آن رطوبت بیشتر است. الان حدود 12 ساز در اروپا دارم که هیچ مشکلی از لحاظ باز شدن و مسائل فنی برایشان پیش نیامده است. کلا اگر ساز رنگ نخورد خیلی بهتر قشنگ تر است ولی برای محافظت وپوشش روی سطح ساز را رنگ می زنند.
v کمی در مورد پل های داخل جعبه بگویید.اندازه آنها باید چقدر باشد و به چه ترتیب قرار می گیرند؟
اندازه پل های داخل جعبه معمولا بستگی به اندازه ساز دارند.هر چقدر که جعبه رزنانس بزرگتر باشد، قطر پل ها هم بیشتر است و قطر آنها از 8 تا 11 میلیمتر متغیر است.ارتفاع آن هم بر حسب نوع چوب کوتاه یا بلند می شود.
v وظیفه ی گل سنتور چیست؟
کار اصلی آن یک زیبایی بر روی سنتور است ولی چون وقتی ضربه بر روی سیم ها وارد می شود، مرتعش شدن هوای درون و بیرون جعبه ی رزنانس تولید صدا می کند.به خاطر اضافه های صدای ساز و هوا کشیدن، آنها را می گذارند.ولی هنوز ثابت نشده که این گل ها دقیقا چقدر در صدای ساز نقش دارند.چون خیلی از سازها هستند که می بینیم گل ندارند و صدای آنها هم خیلی خوب است.ولی اگر باشد بهتر است.
v در حال حاضر وضعیت ساز سازی به خصوص سنتور را چگونه می بینید؟
باید بدون رودربایستی بگویم که همه چیز مثلا یک کارخانه ی پفک سازی تا بخواهد راه بیفتد باید 10 جا تایید کنند و اگر بر فرض 50 تومان گران تر باشد پوست از سر یارو می کنند ولی تنها چیز بی حساب و کتاب فعلا ساز است.شما می بینید که یک جوان بی اطلاع از همه چیز عاشق موسیقی می شود، همه ساز ها هم شکلند و کم هستند معلم هایی که واقعا و وجدانا کار کنند و راهنمای هنرجو بشوند.این جوان هم ساز می خرد و بعد از مدتی می بیند که نه، انگار چیز دیگری می خواسته است. یکباره سر سال متوجه می شود که 10 تا ساز خریده و هیچکدام هم به درد نمی خورد.به خاطر همین همه چیز به اطلاع رسانی بر می گردد. که اطلاع رسانی دقیقی در زمینه ساز سازی وجود ندارد.
v آیا تا کنون شاگردی داشته اید که تمام رموز این هنر را به او یاد داده باشید؟
ساز سازی اصولا یک کار تجربی است.یعنی به غیر از آن چیزهایی که یک نفر از استاد یاد می گیرد ، کارهایی است که باید خود آدم آن ها را تجربه کند و نابرده رنج، گنج میسر نمی شود. تا کار نکنی هیچ چیز الکی به دست نمی آید و هیچ هنری هم در این دنیا اتفاقی نیست.باید حتما زحمت کشیده شود و من خودم هنوز هم به دنبال تحقیق هستم.چند نفری هم هستند از جمله پسرم که زیر نظرم کار می کنند.حداقل کاری که در اصفهان ازدست ما بر می آید، این است که الآن کسی جرات نمی کند سنتور به قیمت 000/600 تومان بفروشد.به محضی که کسی بخواهد این کار را بکند مشتری می گوید می روم از کفاش زاده می خرم 000/400 تومان.این است که هنوز کسی نتوانسته این کار را بکند. ولی شما می ببینید در تهران و شیراز هر کسی، هر قیمتی دلش می خواهد می گوید. همانطور که اطلاع دارید، در تهران اگر بروید بگویید من یک سنتور خوب می خواهم ، کم تر از 000/000/1 تومان از شما نمی گیرند . این هم واقعا بی انصافی است.
v حرف آخر؟
هنر، پرستش عاشقانه ی خدا.
ناگفته نماند که آقای کفاش زاده تاکنون بالغ بر 420 سنتور ساخته اند که هر کدامشان دارای شناسنامه ای است که در آن تمام اطلاعات ساز از جمله: نوع سنتور، نوع چوب ، تاریخ ساخت و این که به چه کسی و با چه قیمتی فروخته شده٬قید گردیده است.

در اینجا برایتان نامه ای را که استاد بدیعی برای همایون خرم در تاریخ ۱۴\4\63 (که ایشان در دست نوشته اشتباها نوشته اند: ۱۴\4\36 ) نوشته اند قرار می دهم:
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بیاد روزهای خوب گذشته که در رادیو ایران با همایون خرم عزیز و هنرمند گرام و آهنگساز با ارزش همکاری صمیمانه ای داشتیم بیاد روزهای فراموش نشدنی بین سالهای ۳۵ تا ۵۰ که دیگر تکرار نخواهد شد این چند سطر را بعنوان یاد بود می نویسم.
واقعا روزی بود که هنر و هنرمند ارزش داشت اگر آهنگ یا ساز تنهائی عرضه میشد علاوه بر اینکه در جای خود استفاده میشد آهنگساز و نوازنده را بنحوی تشویق میکردند نه اینکه مثل این روزها هر کسی را که از گرد راه میرسد هنرمند مینامند و هر کسی را بعنوان نوازنده یا آهنگساز یا خواننده هنرمند در رادیو معرفی مینمایند واقعا جای بسی تاسف است که هنر مقام واقعی خود را از دست داده است بهر حال بگذریم فعلا رادیو جای بی هنر ماست و هنرمند واقعی جائی ندارد.
همایون عزیز گفتنی ها زیاد است.قربانت حبیب الله بدیعی
مورخ 14\4\36
منبع: وبلاگ استاد حبیب ا... بدیعی http://www.habibollahbadiei.blogfa.com/

لینک دانلود قطعات صوتی:
۲- رنگ دشتی
پس از قرار دادن مجموعه قطعات کتاب هشت آهنگ دوستان زیادی از طریق ایمیل وبلاگ درخواست قطعات کتاب مجموعه پیش درآمد و رنگ استاد پایور را داشتند. از این به بعد این قطعات به مرور و در حد بضاعت وبلاگ، در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.
درود
يك عمر زحمت پدر سنتور ايران (استاد فرامرزپايور)
اين مطلب فقط نظر شخصي من است و بهيچ عنوان قصد وغرضي از اين موضوع يا خدائي نكرده توهين و يا تبليغ شخصيتي نيست .
بدون شك استاد فرامرز پايور يكي از بي نظيرترين موزيسين ها و آهنگسازان و نوازندگان به شمار ميرود. حتي خيلي از اساتيد بزرگ اين را اذعان داشته اند كه خدمت استاد پايور به موسيقي ومخصوصا"موسيقي ايران حتي از خدمات استاد و معلم فرزانه ابوالحسن خان صبا بيشتر و كارسازتر بوده و بسياري از پارتيتورهائي كه امروز خوانندگان ونوازندگان مطرح و غير مطرح از آنها استفاده ميكنند حاصل يك عمر تلاش استاد پايور است . خدمت ايشان به موسيقي بدون شك باعث حفظ و اشاعه موسيقي ايراني در اين روزگار شده .
ولي آيا شيوه ايشان در همه موارد درست بوده؟
اين سوالي است كه بايد بدور از تعصب و غرور به آن پاسخ داده شود شايد اگر من به شخصه ساز ديگري بجز سنتور ميزدم، فقط اسم آقاي پايور را شنيده بودم ولي خوشبختانه ساز من سنتور بوده و مدت مديدي را با افتخار صرف اين كار كردم و از اين جهت اين موضوع را بررسي ميكنم . قبلا"هم عرض كردم كه اين موضوع فقط جنبه نقد وبررسي دارد چون بسيار روشن است كه بد گوئي افراد بي سواد نه تنها از مقام و منزلت اساتيد كم نميكند بلكه به آن مي افزايد .
جنبه اولي كه در نظر ميگيريم شكل و حالت بدني نوازنده از نظر استاد پايور است . بديهي است كه شكل و اندام استاد زبان زد خاص و عام ميباشد . ايشان هيچ حركت اضافي و غير شكيلي تا كنون در هنگام نواختن از خود نشان ندادند و بسيار زيبا در حالات خاصي آهنگ مورد نظر را نواختند. مطلب مهم اينست كه ايشان بشدت قصد دارند كه اين فرم نشستن و نواختن را به هنر جو بياموزند غافل از اينكه علم آناتومي اين امر را غير ممكن ميداند بدليل اينكه شكل بدن هر فرد با فرد ديگر فرق ميكند مثلا"شخصي كه بالا بلند باشد (از بالا تنه بلند باشد) حتما"فاصله و زاويه ديدش نسبت به فردي كه از بالا تنه كوتاه باشد به صفحه ساز فرق ميكند يا مثلا" طرز گرفتن مضراب .. اين موضوع براي من وامثال من كه در كلاس استاد افتخار شاگردي داشتيم روشن بود كه ايشان فقط به طرز گرفتن مضراب به سليقه خودشان معتقد بودند ولا غير. روزي در كلاس بحث زيبا نوازي به ميان آمد و ايشان اذعان داشتند كه بنده هروقت كه خستگي روحي و جسمي و فكري داشته باشم و يا از صداي سنتور خسته شوم ، مينشينم و به صداي سازاستاد ورزنده گوش ميدهم . در همان وقت بنده با كسب اجازه از ايشان متذكر شدم كه جناب ورزنده از مضراب بدون نمد استفاده ميكرد و دسته مضرابشان با مضرابهاي امروزي بسيار تفاوت داشت و به حالتي نبود كه بتوان انگشت سبابه را به داخل آن برد ، ايشان روي زمين مينشستند و حوله اي زير ساز مي انداختند و شروع به نواختن ميكردند ؛ايشان حرف مرا تائيد كردند و اين امر را نشان از حسن سليقه و زيبا نوازي آن استاد دانستند. سوال من اين بود كه آيا ميتوان گفت كه چون روش استاد ورزنده در طرز نشستن و مضراب گيري با روش حضرتعالي متفاوت بوده ؛ از اين جهت ميتوان گفت كه ايشان زيبا نوازي نكرده اند؟
بحث بعدي در باره فرم آموزشي استاد بي بديل سنتور ايران استاد فرامرزپايور است
كساني كه از محضر استاد و يا شاگردان طراز اول استاد كسب فيض كردند به خوبي ميدانند كه فرم اصلي آموزشي استاد به اين فرم بوده است :دستور سنتور(استاد فرامرز پايور) ،رديف ابتدائي(استاد فرامرز پايور) ،رديف استاد صبا (استاد ابوالحسن صبا)(نوشته و جمع آوري شده و تغيير داده شده توسط استاد پايور) البته بنا به خواست هنرجو و صلاحديد استاد بعد از اتمام رديف صبا دوره رديف سازي عالي موسيقي ايراني (استاد ميرزا عبدالله)، سي قطعه چهار مضراب (استاد فرامرز پايور) وبسياري از قطعات و نتها كار ميشد
اغلب ديده ميشد كه هنر جو بدليل طولاني شدن دوره آموزش از ساز زده ميشد .
بايد اين واقعيت را قبول كرد كه زماني كه استاد پايور شروع به نواختن ساز كردند هيچيك از اين كتابها وجود نداشته و حتي بسياري از هنرمندان نامي و مشهور آن زمان به خط نت آشنائي نداشتند (بجزمعدودي) و خود ايشان روزي در كلاس درس اذعان داشتند كه استاد صبا بسياري از اين گوشه ها و نغمه ها را بصورت في البداهه مينواختند و بعد نت آن را مينوشتند و به ما آموزش ميدادند و گاها" ديده ميشد كه نتي را مينويسيم و آهنگ و ريتم آن موزون نبوده و يا قابل اجرا نبوده و با چندين مرتبه باز نويسي و اجرا آن را استاد صبا تصحيح مي نمودند و بسيار كار پر مشقت و طاقت فرسائي بود و شكل آموزش به اين شكل بوده كه از لحظه شروع يك مبتدي وبعد از يك يا دوجلسه كه طرز گرفتن مضراب و نشستن و آموزش شكلهاي نت بود استاد ازجلسه بعدي در آمداول شوررا شروع ميكردند و به هنر جو آموزش ميدادند و در همان بدو شروع كار هنر جو با دستگاه آشنا شده و طنين زيباي موسيقي ايراني به گوش و دلش مينشست و باعث شور و شوق و يادگيري بيشتر او ميشد. اما اكنون ميبينيم كه اين شيوه از بين رفته و فقط برخي ازاساتيد مثل استاد مجيد كياني و يا محمد وكيلها و برخي ديگر به همان روش قديمي كار ميكنند و بر اين عقيده هستند كه چطور كودكي و يا كودكاني در آن زمان و با سطح دانش و قدرت يادگيري و خلاقيت آن زمان ميتوانستند اين امر را فرا بگيرند ولي آيا كودكي يا فرد بالغي در اين زمان و با امكانات و سطح دانش و پيشرفت حال حاضر از فراگيري اين مهم عاجز است؟ و آيا شخصي كه در نشستن پشت ساز و يا گرفتن مضراب به روش استاد فرزانه پايور عمل نميكند نميتواند نوازنده خوب و لايقي شود ؟