تبليغاتX
سنتور

همان طور که بعضی از دوستان مستحضرند در پنجم مهرماه ویژه برنامه ای درباره ی حبیب سماعی از شبکه رادیویی فرهنگ پخش گردید که در قسمت کارشناسی آن مصاحبه ای با آقای شهاب مِنا در مورد حبیب سماعی صورت گرفت.به نظرم خالی از لطف نیامد که این گفتگو را برای آن دسته از عزیزانی که موفق به شنیدن آن نشده اند در وبلاگ قرار دهم.

آقای مِنا در آغاز لطف کنید و راجع به حبیب سماعی در امتداد و تداوم آنچه که در نسل های پیشین اتفاق افتاده بود کمی صحبت کنید و این که جایگاه حبیب سماعی در تاریخ موسیقی ما به خصوص سنتور چگونه است؟

حبیب سماعی از یک پیشینه ی تاریخی بسیار پخته بر می آید و در تداوم مکتب سنتور نوازی قاجار قرار می گیرد. در واقع سنتور نوازی قاجار از لحاظ شجره نامه به دو قسمت تقسیم می شود و بخش اصلی آن مکتبی است که از محمد حسن خان شروع می شود و بعد در پی او محمد صادق خان سرور الملک و در پی او سماع حضور و بعد فرزندش حبیب سماعی قرار می گیرد و این اهمیت تاریخی را برای این شخص ایجاد می کند.
علاوه بر این حبیب سماعی به اذعان همه ی معاصرانش، موسیقی دانی زبده، استاد و نابغه بوده است و علاوه بر آنچه که از مکتب سنتور نوازی توسط پدرش و دیگر معاصران زمان خود کسب کرده ، نبوغ و قریحه خود را نیز به آن افزوده است که به او جایگاهی ویژه و خاص به عنوان آغازگر سنتور نوازی معاصر داده است.

 

آیا حبیب سماعی موسیقی را بیشتر از طریق گوش و آموختند و نواختند؟

بر اساس شواهد تاریخی، در مکتب تار نوازی قاجار آموزش بیشتر بر مبنای ردیف بوده است، ردیف های تار نسبت به ردیف سنتور مفصل تر بوده اند، همراه با گوشه های بیشتر و به صورت یک روش آموزش برای یاد گیری موسیقی ایرانی مبنا قرار می گرفته اند و وقتی نوآموز شروع به کار با استاد می کرده، به روش سینه به سینه یا شفاهی ، گوشه به گوشه پیش می رفتند. در حالی که در مکتب سنتور نوازی قاجار ردیف ها خلاصه تر و ارائه ردیف به صورت مجلسی بوده است.از آن جایی که پدر حبیب سماعی یکی از موسیقی دانان زبده و استاد دوره ی قاجار بوده اند، حبیب این شانس را داشته که از اوان کودکی تحت تعلیم جدی پدر باشد و در پی آن به جز تعلیمات پدر از دیگر استادان و هم عصران خود هم بهره می گیرد. علاوه بر همه ی این ها می بایست به نبوغ خودش هم اشاره کرد که به مطالب پیشین کفایت نکرد و گامی رو به جلو برداشت.

 

به یاد حبیب سماعی

عکس با کیفیت بالاتر

این عکس را دوست گرانقدر و با ذوقم آقای مِنا به مناسبت شصت و دومین سالگرد فوت استاد حبیب سماعی تهیه کرده بودند که زحمت کشیدند و برای ما نیز ارسال کردند.

 

درباره ی ویژگی سنتور نوازی حبیب سماعی بفرمایید.

آثار مستند حبیب سماعی پنج صفحه است که در سال ۱۳۰۶به همراه آواز پروانه ضبط شده است. که اگر تولد استاد سماعی را حدود 1280 در نظر بگیریم، نمایان گر نوازندگی ایشان در سن 26 سالگی است. بنابراین با زمان رحلت استاد در 1325 فاصله زیادی دارند و به اذعان معاصرانی که ساز حبیب را شنیده اند، سماعی در سنوات آخر حیات خویش بسیار پخته تر و استادانه تر می نواخته است. ولی به هر حال این صفحات هم چیزی کم ندارند. یعنی با شنیدن آن ها یک موسیقی کاملا پخته و استادانه را شاهد هستیم و چون آن صفحات به همراهی آواز هستند و زمانشان هم کم است نمی تواند ملاک کافی برای شناختن شیوه استاد سماعی باشد. ولی چیز بارزی که می شود از محتوای این صفحات و نقل قول هایی که توسط شاگردانشان در مورد شیوه ی ایشان روایت شده است ذکر کرد این است که در درجه اول سعی کرده است از ضربی های خاص استفاده کند که در واقع نمایان گر توانایی ساز سنتور در ارائه ی ضربی های پیچیده تر و استادانه تر نسبت به چهار مضراب های است که در مکتب تارزده می شود. ضربی هایی که او می نوازد با چهار مضراب های تار و ردیف قابل مقایسه نیست و خیلی پیشرفته و پیچیده تر است. آنچه او می نوازد گوشه های اصلی موسیقی ایرانی است. همین طور رعایت نسبت ضربی ها و آوازی ها، که به خوبی در صفحاتش شنیده می شود و به خواننده اجازه نداده است بیشتر از یک بیت بخواند. علاوه بر این ها سونوریته ی حبیب سماعی است که یک صدای بلورین و درخشان از مضراب های بدون پوشش وی حاصل می شود. این سونوریته ی لطیف و زیبا نتیجه ی صحیح به دست گرفتن مضراب و مضراب زدن خاص ایشان بوده که صدای مضراب ایشان را متمایز از سایرین می کرده است. ویژگی های دیگر استفاده از تک های با قدرت و نیز با شدت های مختلف است که تولید دینامیک می کند و ریز های که حالت زمینه دارند و به صورت آهسته اجرا می شوند.

 

آیا آثاری که سماعی در رادیو نواخته است آرشیو شده اند؟

حبیب سماعی از جمله استادان موسیقی ایرانی بودند که ظاهرا، بنا به شواهد تاریخی آن چنان میانه ی خوشی با ضبط نداشته اند و این بر آمده از دو خاستگاه می تواند باشد. یکی کیفیت ضبط است. به طوری که درباره ی همان صفحات 1306 که گفته شده است آن ها را برای به یاد ماندن صدای پروانه ضبط کرده است٬ باید گفت متاسفانه از کیفیت خوبی برخوردار نیستند و در این روش ضبط٬ بسیاری از ظرایف اجرا و صدادهی از بین رفته است. که این یک دلیل فنی است و دلیل دوم این است که یک نوازنده ی استاد دوست داشته است که باز نمونه های بهتر و متعالی تری را بنوازد و شاید از این رو میانه ی خوشی با ضبط نداشته است. ولی بر اساس آنچه که از اسناد تاریخی بر می آید، شخصی به نام مهندس زاهدی که در آن زمان رئیس رادیو بوده اند از استاد حبیب سماعی بدون این که خودشان بدانند 5 دستگاه کامل را از ایشان ضبط می کنند اما استاد وقتی که متوجه این قضیه می شوند به رادیو می روند و متاسفانه آن ها را از بین می برند ولی من احتمال می دهم که شاید هنوز هم در آرشیو رادیو نمونه هایی از ایشان باشد. البته موضوع بسیار مهم دیگر این است که حبیب سماعی در اوان جوانی که در مشهد به سر می بردند، در دهه ی اول1300 گروهی به نام کاروان زرد که از طرف کمپانی سیتروئن در تمام مسیر جاده ابریشم شروع به حرکت کرده بودند و از نمونه های فرهنگی مختلف اقوام و جوامع فیلم می گرفتند، در انتهای مسیر از ایران در مشهد به حبیب سماعی بر می خورند و از او دو دستگاه کامل که روایت شده شور و سه گاه است فیلم تهیه می کنند و بعد این ها در فرانسه آرشیو می شوند و به تعبیری این کارخانه هم فیلم ها را به جای دیگری واگذار می کند. البته مورد دیگر قابل گفتن، این است که شاگرد ایشان آقای کیقباد ظفر که در واقع بهترین شاگرد مکتب حبیب سماعی هستند،به خاطر ارادتی که به ساز استاد داشتند،خیلی مایل بودند که از استاد ضبط کنند. بنا براین ایشان سفارش دستگاه ضبط صفحه را می دهند که متاسفانه وقتی این دستگاه به ایران می رسد می شکند و مجددا سفارش می دهند که در این فاصله استاد فوت می کنند.

 

سنتور نوازی بعد حبیب سماعی چه وضعیتی پیدا کرد؟

به اذعان استاد روح الله خالقی بی شک فوت نا به هنگام حبیب سماعی ضربه ی جبران ناپذیری برای موسیقی ایرانی بود. ای کاش که این استاد حداقل ده سال دیگر زنده بودند تا مکتب سنتور نوازی قدیم به نحو مناسب تری می توانست ادامه پیدا کند.

آثاری که از استاد حبیب سماعی به جا مانده، از شاگردانش اقتباس شده است و تا حدی در ردیف سنتور استاد ابوالحسن صبا درج شده است. البته در ردیف استاد صبا علاوه بر این ضربی ها و این آوازی هایی که از حبیب سماعی مانده است، تاثیراتی از مکتب موسیقی جدید که مکتب استاد علی نقی وزیری است هم شنیده می شود مانند افزودن آرپژ ها، پاساژها و فاصله های سوم و...

بعد از فوت حبیب سماعی دو طرز نگرش دیگر را هم شاهد هستیم. یکی تاثیر و اقتباس از موسیقی غرب که در سنتور نوازی بروز می کند و در پی آن تصنیف قطعات با زمان بیشتر، سرعت بیشتر و اجرای با تکنیک و ویرتئوزیته ی زیاد است و دیدگاه دیگر تاثیر از سازهای دیگر و موسیقی های ممالک هم جوار مثل ترک، عرب و هند که در سنتور نوازی بروز می کند که این شیوه در تداوم مکتب کلاسیک سنتور قرار نمی گیرد. اما به طور کلی می توانیم بگوییم که مکتب کلاسیک سنتور که حبیب سماعی نماینده ی آن است تا حدی از طریق ردیف صبا تا امروز ادامه پیدا کرده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 18:35  توسط بهزاد شایان فر  | 

کرج - خبرگزاری مهر:‌ مراسم نکوداشت استاد سنتور ایران در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر کرج برگزار شد.

به گزارش خبرنگار مهر در کرج، ظهر امروز آیین بزرگداشت استاد بزرگ سنتور ایران "فرامرز پایور" در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر کرج برگزار شد.

استاد "فرامرز پایور"‌ در سال 1311 در تهران متولد شد و موسیقی را نزد استاد خود "‌ابوالحسن صبا" فرا گرفت.

استاد پایور فعالیت هنری خود را از سال  39 در وزارت فرهنگ و هنر آن زمان آغاز کرد و پس از آن گروه کوچکی از نوازندگان سازهای ملی را تشکیل داد.

این نوازنده بزرگ در عمر پربار هنری خود، یک هزار و 600 ساعت برنامه موسیقی در داخل و خارج کشور برای دوستداران موسیقی اجرا کرده است.

از این استاد برجسته سنتور نوازی تعداد زیادی تالیف در خصوص موسیقی به جای مانده است.

در این مراسم که به همت امور پِِِژوهشی  دانشکده موسیقی دانشگاه هنر در آمفی تئاتر این دانشگاه برگزار شد برنامه هایی نظیر تک نوازی سنتور، گروه نوازی و دو نوازی قانون، تنبک و سنتور توسط هنرمندان مختلف و استادان محمد اسماعیلی و سعید ثابت اجرا شد.

" خبرگزاری مهر "

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 17:24  توسط بهزاد شایان فر  | 

گفت و گو با استاد هوشنگ ظریف

نویسنده:هوشنگ سامانی

ریتم های لنگ از کجا آمدند؟

 وقتی به نخستین ضبط های گرامافون در ایران و همینطور ضبط های بعدی که روی نوار ریل و بعد روی نوار کاست انجام شد، گوش می دهیم، یک ویژگی بارز خودنمایی می کند و آن عدم حضور ریتم های لنگ در موسیقی این دوران است.* اینکه چرا چنین بوده و یا اینکه چرا گذشتگان ما با ریتم لنگ  میانه ای نداشتند، اینک موضوع نوشتار نیست. اما خیلی جالب است بدانیم چگونه پدیده ریتم های لنگ در موسیقی امروز ایران به یک جریان قوی بدل شد. در این خصوص لازم بود با پیشگامان و گسترش دهندگان آن صحبتی بکنم که عدم دسترسی به ایشان مانع از کار نشد و راه دیگری را در پیش گرفتم. از علاقه مندان موسیقی هنری ایران کسی نیست که نام و چهره دوست داشتنی هوشنگ ظریف را نشنیده و ندیده باشد. او به گواهی شاگردان ممتاز و پرکارش، یکی از چهره های تأثیرگذار در موسیقی امروز ایران است. در عین حال همکاری طولانی اش با استاد گرانمایه فرامرز پایور، پیدایش آثاری را رقم زده است که اهمیت آنها بر هیچ اهل فنی پوشیده ن یست. نیک می دانستم برای یافتن چند و چون ریتم های لنگ و رواج آنها در موسیقی دستگاهی می بایست به سراغ استاد پایور بروم ولی افسوس که بیماری چندین ساله ایشان امکان چنین دیداری را به کسی نمی دهد. با این ذهنیت، به نزد نزدیک ترین و در عین حال قدیمی ترین همکار وی یعنی استاد هوشنگ ظریف رفتم و آنچه را می خواستم از او یافتم. با این امید که اگر دوستان دیگر امکان و اطلاع دیگری دارند، آن را پی گیرند تا شاید در این خصوص سندی برای موسیقی معاصر ایران شکل بگیرد. این گفت و گو می تواند سرآغازی برای هدف یاد شده باشد.

 

جناب ظریف!  موسیقی پیش از دهه پنجاه خورشیدی، خالی از ریتم های لنگ است. با این وجود نخستین نمونه های ریتم لنگ در موسیقی شهری را از ارکستر استاد پایور شنیدیم که شما در آن نوازنده ثابت تار بوده اید. بفرمایید، روی آوردن استاد پایور به این گونه از ریتم ها با چه پیش زمینه ای صورت گرفت؟

 

درست است، تا آن موقع آهنگسازان، نوازندگان و خوانندگان شهری توجهی به ریتم های لنگ نداشتند و یا اصولاً نمی شناختند. اما استاد پایور با روحیه نوآورانه ای که داشتند، این نوع از موسیقی را به توسط خانم سیما بینا در موسیقی آن روز آغاز کردند و کم کم به یک جریان قوی تبدیل شد. همانطور که می دانید خانم سیما بینا اهل خراسان هستند و این ریتم ها در خراسان بسیار رواج دارند. وقتی قرار همکاری استاد پایور با خانم بینا قطعی شد، نوازندگان گروه با فضای جدیدی روبرو شدند که برایشان خیلی تازگی داشت.

 

    هوشنگ ظریف

ترانه یارم بی نظیره با تنظیم پایور و صدای سیما بینا را بشنوید

 

چه سالی این حرکت آغاز شد؟

 

دقیق به خاطر ندارم. فکر می کنم حدود سال 1350 بود.

 

خود جنابعالی در ابتدا مشکلی با این نوع ریتم ها نداشتید؟

 

خیر، برای من تازگی نداشت. زیرا وقتی از استاد حسین تهرانی مشق تنبک می گرفتم، از این نمونه ها زیاد می نواختم و برایم عادی بود. اما اینکه در یک ارکستر و با همراهی ساز و آواز چنین ریتم هایی را بنوازم، تجربه ای نداشتم.

 

چگونه امکان دارد که استادی مثل حسین تهرانی این ریتم ها را بداند ولی سایر اساتید آهنگساز و نوازنده از وجود آنها بی خبر باشند؟

 

درست نمی دانم. ما وقتی گروه نوازی تنبک می کردیم با نواختن ریتم های لنگ کاملاً آشنا بودیم و انواع پنج ضربی و هفت ضربی را می نواختیم. اما تصور نمی کردیم که با این ها بشود تصنیف هم ساخت و اجرا کرد. تا این که نخستین نمونه های آن را در محضر استاد پایور تجربه کردیم.

 

 استاد پایور و هوشنگ ظریف

با توجه به اینکه نوازندگان پیشینه شنیداری ریتم لنگ نداشتند، تمرین به چه شکلی پیش می رفت؟

 مشکل خاصی نبود. ولی تازه بودن مطلب برای نوازندگانی که مثل من با تنبک نوازی آشنا نبودند، واکنش های متفاوتی را به دنبال داشت. بیشتر آنها می پرسیدند که چرا این ریتم ها روان نیستند. یعنی اینطوری به نظرشان می رسید. در حقیقت آن لنگ زدن ریتم ها، با توجه به نوع آموزشی که دیده بودند، یک عیب یا اشکال به نظر می آمد که به مرور زمان و با تمرین برایشان عادی شد و نتیجه همان آثاری بود که خانم سیما بینا خواندند.

 

بعد از اجراهای استاد پایور، آیا سایر موسیقیدانان به این ریتم ها توجهی نشان دادند؟

 

آن موقع نه، ولی چند سال بعد آقای علیزاده** با همکاری خانم پریسا یک تصنیف با ریتم لنگ در جشن هنر شیراز اجرا کردند که خیلی هم مورد توجه واقع شد.

 

* در نمونه ضبط های گرامافون دوره قاجار یک استثناء وجود دارد که سر فرصت بدان خواهم پرداخت.

 

** حسین علیزاده چند سال پیش در گفت و گو با روزنامه ایران در خصوص تصنیف پنج ضربی "الا ای پیر فرزانه" گفت: ما ابتدا این شعر را با ریتم شش هشتم تمرین می کردیم تا اینکه آقای کیانی نژاد نوازنده نی گروه، با توجه به ذهنیت موسیقی های زادگاهش بیرجند،  پیشنهاد کرد آن را با ریتم پنج ضربی امتحان کنیم. وقتی نواختیم، نتیجه برای همه جالب بود و همان را در جشن هنر شیراز اجرا کردیم. (نقل به مضمون)

برداشت از وبلاگ موسیقی ما

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 11:14  توسط بهزاد شایان فر  |