چهارمضراب شور (ضرب استاد اسماعیلی و سنتور خانم بهناز ذاکری)

آیین نکو داشت استاد پرویز مشکاتیان در یزد
آیین نکو داشت استاد پرویز مشکاتیان صبح روز یک شنبه مورخ 19/07/88 به همت "محمود جعفری" نوازنده سنتور و مدیر آموزشگاه موسیقی پایور یزد در جمع هنرمندان و هنر دوستان در مسجد یزد باف برگزار گردید.در این مراسم تنی چند از مداحان و هنرمندان با خواندن ابیاتی از غزلیات سعدی و مثنوی مولوی یاد و خاطره این استاد بلند آوازه هنر موسیقی اصیل ایرانی را گرامی داشتند.لازم به ذکر است که بخش پایانی مراسم به ایراد ابعاد شخصیتی پرویز مشکاتیان و نقل خاطراتی از وی توسط آقای رضا روحبخش اختصاص داشت.در این مراسم جهره های به نامی از موسیقی یزد از جمله محمود جعفری، امیر رضایی،مهدی مثنوی ، فرید سعادتمند ، مسعود شاهدی،حمید رضا بیک ، حسین گرجی پور و سه تن از مداحان برجسته استان (آقایان حسین فلاحتی ، محمد ابراهیمی و امیر ذاکریان) حضور داشتند.
ارسال خبر: محمد حسن مختاری شمسی
(آموزشگاه موسیقی پایور - یزد)



یادش گرامی و روحش شاد ...
رفت و دیگر نه بر قفاش نگاه
دلی از ما ولی خراب ببرد

خبر درگذشت پرویز مشکاتیان را در بهت و اندوهی سخت شنیدم. هنوز باور ندارم که ما را تنها گذاشته است. پرویز مشکاتیان برای روزگار ما نغمههای بسیار پرداخت و یاد آن سالها را با هنر خود در حافظه ما ثبت کرد.
موسیقی او در فراز و نشیب روزگار همراه ما بود، با محنت ما گریست، با شادیهای ما شادی و با شور و امید ما همدلی کرد. در آثار او صدای قلبی را میتوان شنید که برای وطن و آزادی میتپد. کمتر هنرمندی را توان آن است که رنجها و آرزوهای مردمش را در هنر خویش بازتاباند و ترجمهی صادق و راستین زمانه خود باشد.
پرویز یکی از این اندکشماران است، موسیقیدانی که ذوق تصنیفسازیش، مهارت گروهنوازیش، لطافت شاعرانهاش و تعهدش به آرمانهای مردم، خاطره او را در هنر ایران زمین ماندگار خواهد ساخت. من مرگ هنرمندی چنین را باور ندارم.
پرویز مشکاتیان در قلب و ذهن ما زنده است.
محمدرضا شجریان
اول مهرماه 88 - آمستردام
خبرگزاري فارس: پيكر «پرويز مشكاتيان» آهنگساز و نوازنده سنتور پنجشنبه 2 مهرماه تشييع و به خاك سپرده ميشود.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، پرويز مشكاتيان نوازنده فقيد سنتور و آهنگساز كشورمان كه روز گذشته به دليل ايست قلبي دارفاني را وداع گفت؛ پنج شنبه 2 مهرماه ساعت 10 صبح از مقابل تالار وحدت تشييع و در بهشت زهرا به خاك سپرده ميشود.
مشكاتيان كه زاده 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور است، در منزلش در تهران درگذشت.
دعوت انجمن موسيقي از جامعه هنري براي تشييع پيكر مشكاتيان
خبرگزاري فارس: انجمن موسيقي ايران از عموم جامعه هنري و عليالخصوص موسيقيدانان براي هرچه باشكوهتر برگزار شدن مراسم تشييع پيكر پرويز مشكاتيان دعوت به عمل آورد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي انجمن موسيقي ايران، تشييع پيكر مرحوم استاد پرويز مشكاتيان استاد برجسته موسيقي ايران، روز پنجشنبه 2 مهرماه 88، ساعت 10 صبح از مقابل تالار وحدت برگزار ميشود.
انجمن موسيقي ايران مجددا ضمن تسليت اين واقعه جانسوز از عموم جامعه هنري و عليالخصوص موسيقيدانان جهت هرچه باشكوهتر برگزار شدن اين مراسم دعوت به عمل ميآورد.
خبرگزاري فارس: حسن ناهيد نوازنده ني گروه عارف با ابزار تاسف از گذشت مشكاتيان گفت: فوت اين هنرمند ضايعه بسيار وحشتناك موسيقي ايران است.

حسن ناهيد نوازنده ني گروه عارف در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: من حدود 40 سال است كه مشكاتيان را ميشناسم در واقع از زماني كه ايشان با داريوش صفوت در مركز حفظ و اشاعه موسيقي كار ميكردند.
وي ادامه داد: اين هنرمند در آن سالها گروه عارف را با آقاي عليزاده در راديو راه اندازي كرد و از همان زمان همكاريهاي زيادي را در قالب كنسرت در داخل و خارج از كشور و نيز آلبومهاي موسيقي با هم آغاز كرديم.
وي با اشاره به آثار مشكاتيان بيان داشت: او هم آهنگساز بسيار قوي و خوبي بود و آهنگهايشان در حد خودش بسيار خوب است. همچنين ايشان سنتور نوازي بسيار قوي بود.
اين نوازنده ني در خاتمه خاطر نشان كرد: حيف است كه اين هنرمندان را از دست ميدهيم و كسي هم ديگر نميآيد، چون هركدام از اين عزيزان حاصل سالها زحمت و تلاش هستند و اميدي نيست كسي جاي ايشان را بگيرد.
منبع اخبار: خبرگزاری فارس
پرویز مشكاتيان نوازنده برجسته سنتور، متولد 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور، در منزلش در تهران درگذشت.

پرويز مشكاتيان كار هنري خود را در شش سالگي با پدرش، مرحوم حسن مشكاتيان كه استاد سنتورنوازي و آشنا با ويولن و سهتار بود، آغاز كرد.
مشكاتيان، رديف ميرزا عبدالله را نزد نورعلي برومند و داريوش صفوت و مباني موسيقي ايراني را نزد اساتيدي چون محمدتقي مسعوديه، عبدالله دوامي، سعيد هرمزي و يوسف فروتن فراگرفت.
او كار سنتورنوازي خود را به شيوه رسمي در مركز حفظ و اشاعه موسيقي آغاز كرد و در اين زمينه بسيار موفق كار كرد و كارهاي بزرگ فراواني را در زمينه آهنگسازي وسنتورنوازي به ويژه تكنوازي انجام داد.
وي در آزمون موسيقي باربد كه به ابتكار نورعلي برومند برگزار ميشد، به همراه پشنگ كامكار مشتركاً جايگاه نخست را به دست آورد.
مشكاتيان از سال 58 تا سال 67 با محمدرضا شجريان همكاري داشت كه نتيجه اين همكاري، آثار ماندگاري چون بيداد، آستان جانان، سِرّ عشق، نوا و دستان بود.
مشكاتيان، كتابهاي فراواني در زمينه سنتور و موسيقي ايراني تأليف كرده است.
خبرهاي مربوط به زمان و مكان تشييع پيكر اين هنرمند به زودي منتشر ميشود.
وبلاگ سنتور این ضایعه بزرگ را به جامعه سنتورنوازان ایران تسلیت می گوید.
با توجه به فرمایشات جناب حساس، نویسنده محترم وبلاگ، از این به بعد سعی خواهم کرد تا به قدر وسع و توانم در خدمت وبلاگ سنتور و خوانندگان فهیم آن باشم.
سال نو بر استاد فرامرز پایور نابغه موسیقی ایران، پیروان مکتب استاد پایور و تمامی اهالی موسیقی مبارک باد.

سنتور: استاد فرامرز پایور
تنبک: استاد حسین تهرانی
سنتور: استاد فرامرز پایور
تار: استاد هوشنگ ظریف
و به همراهی تنی چند از شاگردان
سنتور: استاد فرامرز پایور
تار: استاد جلیل شهناز
کمانچه: استاد علی اصغر بهاری
تنبک: استاد محمد اسماعیلی
نی: استاد محمد موسوی
با آواز: علی رستمیان
منابع: وبلاگ های دل زنده ها و شب زنده ها
ضمناً این پست آخرین پست من بود. امیدوارم اشتباهات حقیر را به بزرگی خود ببخشید. خدانگهدار
|
ارکستر موسیقی "درویش" به سرپرستی رضا شفیعیان نوازنده سنتور و خوانندگی امین الله رشیدی فعالیت مجدد خود را آغاز می کند. | |
|
امین الله رشیدی خواننده با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : زمزمه بازسازی ارکستر هشت نفره "درویش" از سال گذشته مطرح شد تا اینکه با پیوستن هنرمندانی چون ابراهیم ذوالقدر خواننده، محراب نظری نوازنده ویلون ،فرهاد احمدی تار، داود یاسری تنبک و دخترم افسانه رشیدی به عنوان همخوان این ارکستربازسازی شده و مدتی است که تمرین های خود را آغاز کرده است. وی در ادامه افزود : قرار است مجموعه ای از ساخته های خود من که حدود 40 تصنیف و آواز است و تا کنون اجرا نشده است را به عنوان نخستین حضور ارکستر "درویش" به صورت آلبوم و یا برگزاری کنسرت اجرا کنیم. این خواننده موسیقی ایرانی در ادامه وضعیت انتشارکتاب تازه خود اشاره کرد و گفت : "ایران در رهگذر زمان" عنوان کتابی در حوزه موسیقی و حضور این هنر در حوزه های اجتماعی و سیاسی است که در انتظار مجوز انتشار است اما متاسفانه پس از سه سال هنوز جواب روشنی از سوی مسئولان دریافت نکرده ام. رشیدی درپایان درباره ویژگی کتاب گفت : این اثر در ادامه کتاب "عطر گیسو" بوده و مربوط به خاطرات و نغمه های گذشته با ابعادی وسیع ترو با 450 قطعه عکس از هنرمندان موسیقی و ادبیات ایران است. منبع: خبرگزاری مهر |
به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، صبح 19 آبان ماه 1387 تالار وحدت ميزبان هنرمندان وعلاقهمندان موسيقي ايراني بود كه آمده بودند، خاطره پروانه را به سمت آرامگاه ابدياش بدرقه كنند.
مجري مراسم برنامه را با اين قطعه شعر آغاز كرد كه؛
« اين حنجره، اين باد، صدا را نخراشيد اين پنجره، اين خاطرهها را نفروشيد»
در ادامه محمد سرير رييس هيئتمديره خانه موسيقي با خواندن شعر «هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق» گفت: خاطره پروانه با عشق زندگي كرد، با عشق خواند و تا آخرين لحظات زندگياش به موسيقي و اين هنر والا عشق ورزيد و شايد در اين سالهاي اخير كه عاشقانه زيستن به هنر و زندگي فراموش شده باشد و همه در فكر نان روز و شهرت هستند، او يگانه بود.
او در ادامه با اشاره به عدم شناخت نسل جديد از موسيقيدانان و هنرمندان قديم تصريح كرد: روز گذشته در كلاس دانشگاه يكي از دانشجويان دربارهي خاطره پروانه و حضور او در موسيقي پرسيد و من متأسف شدم كه ما به عنوان اصحاب موسيقي شناخت مناسبي از موسيقيدانان و هنرمندان گذشته به نسل جديد ندادهايم و هيچ پُل ارتباطي ميان اين دو نسل ايجاد نكردهايم.
سرير خاطرنشان كرد: خاطره پروانه به دليل پايبندي كه به موسيقي ملي و رديف دستگاهي داشت، موفق به انتشار آثارش نشد. درحاليكه اجراهاي او در صحنه كارهاي جاودان و البته سخت بود، چه بسا كه اين هنرمند گرامي تنها خواننده موسيقي ملي بود كه توانايي اجرا با اركسترهاي بزرگ را داشت و سالها در كنار صبا، دهلوي، پايور و ... آموزش ديد و كارهاي بزرگي را اجرا كرد كه الگويي براي خوانندگان بعد از او شد.
رييس هيئتمديره خانه موسيقي در پايان با تأكيد بر وظيفه سنگين اين مجموعه بعد از مرگ خاطره پروانه گفت: جمعآوري آثار پراكنده او اعم از موسيقي و آثار مكتوب او برعهده ماست، تا بعد از مرگش غرفهاي را در موزه موسيقي به ياد او ايجاد كنيم و اين ورق مهم از تاريخ موسيقي ايران را زرين نگه داريم.
در ادامه اين مراسم افليا پرتو سرپرست گروه «ياران» با اشاره به مرگ ناباورانه خاطره پروانه گفت: خاطره تنها براي ما نبود، بلكه او يك هنرمند بينالمللي محسوب ميشد كه هيچيك از ما باور نميكرديم در اين شرايط ما را تنها بگذارند. به همين دليل هم در وصف مقام اين بانوي آواز ايران نميتوانم سخني بگويم، هرچند كه او با رفتنش يك بخش از فرهنگ موسيقي ايران را برد و ايكاش از اين پس قدر آنها را كه باقي ماندند، بدانيم.
او سپس با اشاره به اجراي گروه «ياران» در جشنواره موسيقي امسال توضيح داد: به پيشنهاد كامبيز روشنروان قرار بود بزرگداشت خاطره پروانه امسال در جشن موسيقي برگزار شود و به بهانهي آن تصميم گرفتيم تا اجراي مشتركي با هم داشته باشيم، زيرا كه خاطره پروانه هميشه عنوان ميكرد كه تا لحظهاي كه نفس بكشد براي مردم ايران و بانوان ميخواند. به همين دليل هم با تمام سختي كه براي ايشان داشت تمرين ميكرديم تا روز 22 آذر برنامه داشته باشيم و دلم ميسوزد كه آن روز اين مسئله را به او نگفتم و او بدون اينكه بداند همه ما چهقدر او را دوست داشتيم از دنيا رفت.
پرتو اضافه كرد: «خاطره پروانه» عاشق مردم و تماشاگرانش بود و براي آنها كه ساعتها در صف ميايستادند تا صداي او را بشنوند ارزش قايل بود و از دل و جان ميخواند و به گفته خودش در هر برنامه مثل يك شمع بخشي از او كم ميشد كه من هنوز هم نفهميدم اين همه عشق از كجا آمده بود و افتخار ميكنم كه طي ده سال اخير در كنار او بودم، از او آموختم و راهنمايي گرفتم. پس دعا كنيم تا روحش شاد باشد و در رحمت الهي غرق شود.
به گزارش ايسنا، در ادامه اين مراسم عباس خوشدل يكي ديگر از همراهان قديمي خاطره پروانه گفت: از سال 37 با اركستر صبا به رهبري دهلوي، پورتراب، پايور و ... به عنوان نوازنده و سوليست فلوت كار كردم و شاهد حضور خاطره پروانه بودم.
او ادامه داد: همانطور كه ميدانيد اغلب خوانندگان به لحاظ رنگ و وسعت صدا شبيه به هم هستند ولي خاطره پروانه صدايي مخصوص به خود داشت و با توجه به اطلاعات بسياري كه از رديف و گوشههاي موسيقي ايراني داشت نسبت به خوانندگان عصر خود درخشندهتر و متفاوتتر ميخواند و از اين جهت او خاطرهي خاطرههاست و يادآور بزرگاني چون روحانگيز و قمر محسوب ميشود.
خوشدل خاطرنشان كرد: رنگ صداي او مشابه ندارد و صداي غمانگيز و پرطنيناش لطيف و پراحساس است، هرچند كه او استادانه در اركسترهاي بزرگ ميخواند و تا زمانيكه شمع وجودش خاموش نشده بود در برنامهها حضور پيدا ميكرد و ميدرخشيد.
اين آهنگساز و نوازنده در ادامه از همكارياش با خاطره پروانه ياد كرد و گفت: از سال 50 كه رهبري اركستر شماره 4 به من محول شد، چند قطعه براي او نوشتم كه گوشههاي آوازي ترانهها را با نهايت استادي اجرا كرد اما از آنجا كه امكان انتشار صداي او وجود نداشت به من پيشنهاد داد تا مجددا اين دو قطعه را براي صداي خواننده مرد تنظيم كنم و بعد از آن با وجود اينكه دو قطعه مناجات و قسم با صداي عليرضا افتخاري ضبط شد اما من همچنان در لابهلاي نتهاي اين قطعات به دنبال صداي خاطره پروانه بودم، زيراكه صداي او در كهكشان موسيقي ايران طنينانداز شده بود.
به گزارش ايسنا، در بخش پاياني اين مراسم بيژن اسكنداني فرزند ارشد خاطره پروانه با سپاس از تمام حاضران گفت: مادرم در يك خانواده بسيار متوسط به دنيا آمد و در سنين كودكي مادرش را از دست داد و بعد از مرگ پدرش تا زماني كه ازدواج كرد تحتنظر مادربزرگش بزرگ شد و بعد از ازدواجاش نيز همواره در يك محيط مردسالار زندگي كرد و شب و روز براي ما زحمت كشيد اما با اين وجود در ما كودكان انگيزهي كتاب خواندن و هنرورزيدن را كاشت.
او ادامه داد: بعدها مادرم متوجه شد كه شعله سركشي در وجودش درحال جوش و خروش است و بعد از اينكه كمي به خود فرصت داد فهميد كه اين عطش سيريناپذير در موسيقي است. به همين دليل شروع به آموختن كرد و اين شعله را در خود پرورش داد. اما نبايد فراموش كنيم كه خاطره پروانه در هر سطح و هر مكاني كه بود هيچگاه فراموش نكرد كه كيست و هميشه پايش برروي زمين بود و با اين اعتقاد موسيقي ايران را به تمام مردم نشان داد. فرزندش در پايان گفت: او عشق ميورزيد و عشق ميطلبيد و مجموعهاي از هفت هنر را در خود داشت.
به گزارش ايسنا، پيكر خاطره پروانه با همراهي دوستان و اهالي موسيقي به سمت قطعه هنرمندان در بهشتزهرا (س) بدرقه شد. همچنين مراسم بزرگداشت او فردا دوشنبه 20 آبان از ساعت 13:30 تا 15:30 در مسجد الرضا(ع) در ميدان نيلوفر برگزار ميشود.

« اين حنجره، اين باد، صدا را نخراشيد اين پنجره، اين خاطرهها را نفروشيد»


بالاخره پس از گذشت 15 سال از اجرای ارکستر مضرابی در تالار وحدت به رهبری حسین دهلوی، دی وی دی این اثر توسط انتشارات ماهور، به انتشار رسید. اگرچه این دی وی دی نه از نظر صوت و نه تصویر در حد مطلوبی قرار دارد ولی در این کسادی بازار هنر، متاعی است، گرانبها! اولین نکته ای که پس از بالا آمدن منوی این لوح تصویری توجه بیننده را به خود جلب می کند، نامهای آشنای قطعات است، به صورتی که در اولین نگاه، متوجه می شوید که در این کنسرت قطعه جدیدی ساخته نشده بلکه همه قطعات، "تنظیم شده" برای ارکستر مضرابی هستند.

علت اینکه چرا این هنرمند ارزنده برای این کنسرت قطعه ای خلق نکرده و به تنظیم آثار خود و چند هنرمند دیگر بسنده کرده، شاید کمبود وقت باشد یا دست کشیدن آهنگساز از خلق اثر (حسین دهلوی بارها در گفتگوهای خود عنوان کرده که پس از اپرای "مانا و مانی" که با شکست در اجرا روبرو شد، دیگر دست به خلق اثری نزده است)
البته می دانیم که اجرای این اثر پس از سالها سکوت حسین دهلوی و دوری از فعالیت صحنه ای روی داده که نشاندهنده بارقه هایی از امید به ادامه فعالیت، پس از انقلاب در آن دوره زمانی بوده است.
ارکستر مضرابی در جلد این آلبوم به طور کامل معرفی شده است (با دقتی که از صاحب این اثر سراغ داریم) ارکستری تشکیل شده از سازهای مضرابی (البته سازهای مضرابی ایرانی که حسین دهلوی آنها را دارای استانداردهای کلی موسیقی کلاسیک جهانی می داند، به همین خاطر از سازهایی مانند رباب، سه تار، دوتار، تنبور و ... در این ارکستر استفاده نشده است)
چنان که از نوشته های صاحب این اثر در جلد آلبوم مشخص است، وی از شکل کنونی بعضی از سازهای این ارکستر، بالاخص سنتور، سنتور باس، بمتار، رضایت کامل ندارد و ابراز امیدواری کرده که در آینده، تئوری های بهتری در مورد ساخت این سازها به کار گرفته شود. این نارضایتی تا جایی پیش رفته که او پیشنهاد جسورانه ای را مطرح میکند: "برای جلوگیری از تداخل صداهای اکتاو با سیم ششم تار (سیم بم) که معمولا به وسیله سیم پنجم حاصل میشود، لازم است که سیم پنجم تار (در موقع اجرای این قطعات) حذف و در صورت امکان، سیم بم دیگری به جال آن بسته شود."......
برای مطالعه ادامه مقاله مراجعه کنید به:
به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (I)
به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (II)
به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (III)
نویسنده: سجاد پورقناد
منبع: سایت هارمونی تاک

در خبرها مي خوانيم كه اپراي "ماني و مانا" ساخته استاد حسين دهلوي ، اجرا نخواهد شد . مسئولين فرهنگي کشور به دليل استفاده از صدای خواننده های زن در اين اپرا ، و با تأكيد بر حرام بودن صداي زن ، با اجراي اين اثر مخالفت ورزيده و به آن مجوز اجرا نداده اند . در یکی از تازه ترین حوادث موسیقی سال نیز ، خبر مخالفت با كنسرت بزرگ بانوان ايرانزمين را میشنویم .
اين سخت گیریها ، سالهاست كه گريبان موسيقيدانان ايراني را گرفته و در مواردي باعث سانسور آثار موسيقيايي در ايران نيز شده است . کنسرت گروه هم آوایان یا کامکارها در ایران ، نمونه ی آشکاری از این سختگیریهاست . بانوان گروه حق ندارند تکخوانی کنند . باید همزمان صدای مردهای گروه همراهشان شود ، تا در آینده برای ادامه کار گروه و کنسرتهای دیگرشان در ایران ، مشکلی پیش نیاید . شنیده میشود که شور کامکارها(کنسرت آبان 1385) ، به دلیل لباس بانوان گروه و مغایر بودن آن با ارزش های وزارت ارشاد ، مجوز انتشار نخواهد گرفت . خود این هم جای بحث دارد . آیا آنچه که کامکاران بر تن پوشیده اند ، غیر از همان جامه ایست که نشانی از فرهنگ عظیم کردها دارد و غیر از آن لباسیست که بانوان کرد ، سالهاست در شادیهاش بر تن میکنند ؟!
آنچه كه در اينجا مي خوانيد مقدمه اي است بر اين موضوع بحث برانگيز . البته با توجهي بيشتر به آثار استاد حسين دهلوي و اپراي ماني و مانا . اميد است در آينده ، اين موضوع بيشتر مورد بررسي قرار بگيرد .
منبع: وبلاگ دا آواز http://delawaz.net/
درود
يك عمر زحمت پدر سنتور ايران (استاد فرامرزپايور)
اين مطلب فقط نظر شخصي من است و بهيچ عنوان قصد وغرضي از اين موضوع يا خدائي نكرده توهين و يا تبليغ شخصيتي نيست .
بدون شك استاد فرامرز پايور يكي از بي نظيرترين موزيسين ها و آهنگسازان و نوازندگان به شمار ميرود. حتي خيلي از اساتيد بزرگ اين را اذعان داشته اند كه خدمت استاد پايور به موسيقي ومخصوصا"موسيقي ايران حتي از خدمات استاد و معلم فرزانه ابوالحسن خان صبا بيشتر و كارسازتر بوده و بسياري از پارتيتورهائي كه امروز خوانندگان ونوازندگان مطرح و غير مطرح از آنها استفاده ميكنند حاصل يك عمر تلاش استاد پايور است . خدمت ايشان به موسيقي بدون شك باعث حفظ و اشاعه موسيقي ايراني در اين روزگار شده .
ولي آيا شيوه ايشان در همه موارد درست بوده؟
اين سوالي است كه بايد بدور از تعصب و غرور به آن پاسخ داده شود شايد اگر من به شخصه ساز ديگري بجز سنتور ميزدم، فقط اسم آقاي پايور را شنيده بودم ولي خوشبختانه ساز من سنتور بوده و مدت مديدي را با افتخار صرف اين كار كردم و از اين جهت اين موضوع را بررسي ميكنم . قبلا"هم عرض كردم كه اين موضوع فقط جنبه نقد وبررسي دارد چون بسيار روشن است كه بد گوئي افراد بي سواد نه تنها از مقام و منزلت اساتيد كم نميكند بلكه به آن مي افزايد .
جنبه اولي كه در نظر ميگيريم شكل و حالت بدني نوازنده از نظر استاد پايور است . بديهي است كه شكل و اندام استاد زبان زد خاص و عام ميباشد . ايشان هيچ حركت اضافي و غير شكيلي تا كنون در هنگام نواختن از خود نشان ندادند و بسيار زيبا در حالات خاصي آهنگ مورد نظر را نواختند. مطلب مهم اينست كه ايشان بشدت قصد دارند كه اين فرم نشستن و نواختن را به هنر جو بياموزند غافل از اينكه علم آناتومي اين امر را غير ممكن ميداند بدليل اينكه شكل بدن هر فرد با فرد ديگر فرق ميكند مثلا"شخصي كه بالا بلند باشد (از بالا تنه بلند باشد) حتما"فاصله و زاويه ديدش نسبت به فردي كه از بالا تنه كوتاه باشد به صفحه ساز فرق ميكند يا مثلا" طرز گرفتن مضراب .. اين موضوع براي من وامثال من كه در كلاس استاد افتخار شاگردي داشتيم روشن بود كه ايشان فقط به طرز گرفتن مضراب به سليقه خودشان معتقد بودند ولا غير. روزي در كلاس بحث زيبا نوازي به ميان آمد و ايشان اذعان داشتند كه بنده هروقت كه خستگي روحي و جسمي و فكري داشته باشم و يا از صداي سنتور خسته شوم ، مينشينم و به صداي سازاستاد ورزنده گوش ميدهم . در همان وقت بنده با كسب اجازه از ايشان متذكر شدم كه جناب ورزنده از مضراب بدون نمد استفاده ميكرد و دسته مضرابشان با مضرابهاي امروزي بسيار تفاوت داشت و به حالتي نبود كه بتوان انگشت سبابه را به داخل آن برد ، ايشان روي زمين مينشستند و حوله اي زير ساز مي انداختند و شروع به نواختن ميكردند ؛ايشان حرف مرا تائيد كردند و اين امر را نشان از حسن سليقه و زيبا نوازي آن استاد دانستند. سوال من اين بود كه آيا ميتوان گفت كه چون روش استاد ورزنده در طرز نشستن و مضراب گيري با روش حضرتعالي متفاوت بوده ؛ از اين جهت ميتوان گفت كه ايشان زيبا نوازي نكرده اند؟
بحث بعدي در باره فرم آموزشي استاد بي بديل سنتور ايران استاد فرامرزپايور است
كساني كه از محضر استاد و يا شاگردان طراز اول استاد كسب فيض كردند به خوبي ميدانند كه فرم اصلي آموزشي استاد به اين فرم بوده است :دستور سنتور(استاد فرامرز پايور) ،رديف ابتدائي(استاد فرامرز پايور) ،رديف استاد صبا (استاد ابوالحسن صبا)(نوشته و جمع آوري شده و تغيير داده شده توسط استاد پايور) البته بنا به خواست هنرجو و صلاحديد استاد بعد از اتمام رديف صبا دوره رديف سازي عالي موسيقي ايراني (استاد ميرزا عبدالله)، سي قطعه چهار مضراب (استاد فرامرز پايور) وبسياري از قطعات و نتها كار ميشد
اغلب ديده ميشد كه هنر جو بدليل طولاني شدن دوره آموزش از ساز زده ميشد .
بايد اين واقعيت را قبول كرد كه زماني كه استاد پايور شروع به نواختن ساز كردند هيچيك از اين كتابها وجود نداشته و حتي بسياري از هنرمندان نامي و مشهور آن زمان به خط نت آشنائي نداشتند (بجزمعدودي) و خود ايشان روزي در كلاس درس اذعان داشتند كه استاد صبا بسياري از اين گوشه ها و نغمه ها را بصورت في البداهه مينواختند و بعد نت آن را مينوشتند و به ما آموزش ميدادند و گاها" ديده ميشد كه نتي را مينويسيم و آهنگ و ريتم آن موزون نبوده و يا قابل اجرا نبوده و با چندين مرتبه باز نويسي و اجرا آن را استاد صبا تصحيح مي نمودند و بسيار كار پر مشقت و طاقت فرسائي بود و شكل آموزش به اين شكل بوده كه از لحظه شروع يك مبتدي وبعد از يك يا دوجلسه كه طرز گرفتن مضراب و نشستن و آموزش شكلهاي نت بود استاد ازجلسه بعدي در آمداول شوررا شروع ميكردند و به هنر جو آموزش ميدادند و در همان بدو شروع كار هنر جو با دستگاه آشنا شده و طنين زيباي موسيقي ايراني به گوش و دلش مينشست و باعث شور و شوق و يادگيري بيشتر او ميشد. اما اكنون ميبينيم كه اين شيوه از بين رفته و فقط برخي ازاساتيد مثل استاد مجيد كياني و يا محمد وكيلها و برخي ديگر به همان روش قديمي كار ميكنند و بر اين عقيده هستند كه چطور كودكي و يا كودكاني در آن زمان و با سطح دانش و قدرت يادگيري و خلاقيت آن زمان ميتوانستند اين امر را فرا بگيرند ولي آيا كودكي يا فرد بالغي در اين زمان و با امكانات و سطح دانش و پيشرفت حال حاضر از فراگيري اين مهم عاجز است؟ و آيا شخصي كه در نشستن پشت ساز و يا گرفتن مضراب به روش استاد فرزانه پايور عمل نميكند نميتواند نوازنده خوب و لايقي شود ؟
عبدالوهاب شهیدی: موسیقی، انسان را تصفیه میکند

مینو صابری: به جرأت میتوان گفت که عبدالوهاب شهیدی خواننده و نوازنده عود، علاوه بر آثار ماندگاری که در برنامههای گلها از خود به جا گذاشته است، خدمت بزرگی به موسیقی این مرز و بوم کرد و آن پایهگذاری سبک ایرانی در نواختن بربط (عود) ساز باستانی ایرانی است. او به دور از هیاهو طی سالیان دراز برای خدمت به موسیقی تلاش کرده و همواره از استفاده از موسیقی برای کسب نام و شهرت پرهیز کرده است. با این وجود، همیشه محبوب مخاطبین خاص خود بوده و جایگاه او نزد اهل دل محفوظ است. عبدالوهاب شهیدی پس از سالها دوری از وطن زمستان سال گذشته به میهن خود بازگشت. پیش از آنکه از آمریکا به ایران باز گردد، طی تماس تلفنی از ایشان قول گرفتم تا با هم گفت و گویی داشته باشیم و بالاخره پس از ماهها انتظار، انجام این گفت و گو میسر شد:
متولد سال ۱۳۰۱ شمسی هستم. در خانوادهای به دنیا آمدم که روحانی بودند؛ منتهی روحانی هنردوست. پدرم هنرمند بود. هم نقاش و طراح بود، هم معدنشناس بود، هم داروساز بود، کارهای دینی هم داشت. من آنجا بزرگ شدم. یک قسمتی از اخلاقیات را از آنجا دارم تا اینکه به مدرسه رفتم.
در مدرسه میمه (نزدیک اصفهان) چون بخش بود تا کلاس چهارم بیشتر نداشت، مجبور شدم کلاس چهارم را چهار سال بمانم؛ بلکه کلاس ششم تشکیل شود. در سن ۱۶ سالگی آموزگار رسمی آن زمان شدم. زمان رضاشاه، سه سال آموزگار بودم تا اینکه به سربازی رفتم. سربازی که تمام شد، به محل کارم برگشتم. به من گفتند باید یک سال صبر کنی تا محل خالی شود. این به من برخورد و رفتم تهران و دیگر برنگشتم. از قدیم هم من ارتش را خیلی دوست داشتم. این بود که رفتم ژاندارمری به عنوان کارمند دفتری استخدام شدم. بعد به ارتش منتقل شدم.
کار من چون همیشه در دفتر سررشته داری و کارپردازی بود، به سررشتهداری ارتش برگشتم. از آنجا به لشکر دو زرهی رفتم. سال ۵۱ هم بازنشسته شدم و به کار کشاورزی مشغول شدم.
این را نگفتم. سال ۱۳۲۲، بعد از پایان خدمت سربازی چون به طرف موسیقی کشیده میشدم، برای یادگیری آواز، به کلاس جامعه باربُد، زیر نظر استاد مهرتاش رفتم که که مردی بسیار بزرگ، وطنپرست و هنردوست بود و شاگردان زیادی هم بودند.
سپس به طرف تئاتر کشیده شدم. در ضمن یادگیری، کار تئاتر هم میکردم تا اینکه سال ۳۹ به رادیو کشیده شدم که تا سال ۵۷ هم برنامهی گلها ضبط میکردم.
چرا باید این همه سال ما از شما بیخبر باشیم!؟ نه کنسرتی، نه مصاحبهای ...
من اصولاً از بدو کارم هیچ وقت دنبال نشریات و میکروفن و اینها نبودم و تا توانستم، فرار کردم. همیشه دوست داشتم کنار باشم.
چرا؟ دلیلش چه بود؟
دلیلش این است که آدم راحتتر است.
شما نواختن عود را از چه کسی آموختید و از چه سنی شروع کردید؟
ساز اول من سنتور بود که سال ۱۳۲۲ شروع کردم. ۱۲ سال سنتور میزدم. آن زمان رادیو گوش میکردم؛ رادیو خاورمیانه، عربی را که گوش میکردم، این صدای عود من را خیلی منقلب میکرد.
این که میگویند هر کسی هر آرزویی دارد به آن میرسد، من هم به آرزوم رسیدم. اولین نفری که من را راهنمایی کرد، آقایی بود با نام خضوری که عرب و از اهالی بصره بود.
زمانی که اسراییل داشت تشکیل میشد، یهودیها را از اطراف و اکناف دنیا به اسراییل دعوت میکردند، این (خضوری) به ایران آمد. او استاد قانون بود. نوازنده خیلی ماهری بود که عود هم میزد.
با او آشنا شدم. برایم عود آورد؛ راهنماییام کرد؛ طرز کوک و انگشتگذاری را یاد داد. یک مدت هم با هم نوازندگی میکردیم. چون من با تار آشنایی داشتم، زود پیدایش کردم.
یعنی عود تا آن زمان در ایران نبوده است!؟
چرا؛ عود بود. آقایی با نام یوسف کاووسی در ارکستر عود میزد. آقای اکبر محسنی هم بود که در ارکستر میزد. اینها ساز اصلیشان تار بود و عود را هم سبک تار میزدند.
اما موقعی که من شروع کردم؛ دیدم اگر من هم بخواهم سبک آنها را استفاده کنم که همان است. من میخواهم آواز ایرانی بخوانم. میخواهم شور بخوانم؛ افشاری بخوانم. با ریتم نمیشود. این بود که روی مضراب عود پیاده کردم. سبک عوض شد. که الان ماشاالله همهشان میزنند؛ همهشان این کار را میکنند.
میگویند: نی به عرفان میزند، عود به حکمت شما که عمری با عود همدم بودهاید، این را برای من تعبیر کنید.
اولین پله عرفان، موسیقی است. عارفی به عرفان میرسد که موسیقی بداند یا از موسیقی خوشش بیاید. مولانا رباب میزده است. حافظ بربط میزده و میخوانده است. تمام حکمایی که از قدیم داریم، وقتی تاریخ زندگیشان را میخوانیم، همهشان با موسیقی سر و کار دارند؛ موسیقیدان هستند.
خود موسیقی انسان را پاک میکند؛ تصفیه میکند. موسیقی ودیعهی خدایی است. مولانا میگوید وقتی صدای رباب و دف بلند میشود، در عرش باز میشود.
پس این موسیقی ملکوتی است. هر نوع سازی، فرق نمیکند، هر نوع سازی، پاککننده است؛ تصفیهکننده است؛ انسانساز است.
شما شاگردانی هم داشتید که از شما نواختن عود را آموخته باشند؟
عود نه. البته زمانی که من سبک را شروع کردم، نوارهایی که تکنوازی کرده بودم، در یک سازمانی که شاگرد تربیت میکردند و وابسته به رادیو تلویزیون بود، این نوارها را میگذاشتند و شاگردها از روی نوارها میزدند؛ اما اینکه شخصاً آنان را دیده باشم، نه.
آخرین کنسرتی که شما برگزار کردید، چه زمانی بوده است؟
کنسرتهایی که در ایران برگزار میکردیم در تالار وحدت کنونی بود. غیر از آنجا من هیچ جای ایران برنامه نگذاشتم؛ جز جشن هنر شیراز که ۹-۸ سال برگزار شد، همه ساله بودم و اجرا میکردم.
با استاد پایور رفتیم و در سراسر اروپا برنامه اجرا کردیم. بعد به امریکا رفتیم که آخرین برنامه در کالیفرنیا بود. دوستان به ایران برگشتند؛ اما من به عنوان دید و بازدیدی که آنجا بود، دو ماه ماندم که همان موقع سانحهای برایم پیش آمد که مجبور شدم ۱۴ سال در آمریکا بمانم.
یعنی ظرف این ۱۴ سال هیچ جایی هیچ برنامهای اجرا نکردید؟
چرا بود؛ پراکنده بود؛ آن هم برای کلوپهای فرهنگ ایران. یک سازمانی مخصوص ادبیات و فرهنگ و موسیقی ایران به وجود آورده بودند. دعوت اینها را قبول میکردم؛ ولی کنسرت آنچنانی، نه، شرکت نکردم.
به عقیده شما چرا دیگر سالهاست که آثار جاودانی و ماندگار خلق نمیشود؟
خب در هر دگرگونی این چیزها پیش میآید؛ جاها عوض میشود. در دگرگونی هم به زمان زیاد اهمیت نمیدهند ممکن است ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ سال طول بکشد. کارها عوض میشود؛ رشتهها عوض میشود؛ ولی الحمدلله حالا یک انسجامی پیدا کرده است. باز هم ارکسترهایی هستند؛ نوازندگانی هستند؛ خواننده زیاد شده است. ولی یک چیز را هنوز پیدا نکردهاند. آن شخصیت هنری خودشان را پیدا نکردهاند؛ هم خواننده و هم نوازنده.
چرا؟ برای اینکه هنرمند اگر شخصیت، سبک نداشته باشد، سبک یعنی شخصیت، فایده ندارد؛ هر کاری بکند، تقلید است؛ جا پا گذاشتن است. اینها باید اول خودشان را بشناسند. انسان وقتی خودش را شناخت، در رشته کارش هم خودش را پیدا میکند.
چند برنامه گلها اجرا کردید؟
فکر میکنم ۵۰۰-۴۰۰ ساعت باشد. از سال ۳۹ تا سال ۵۷ به طور مداوم، ماهی سه، چهار، پنج یا شش تا برنامه تحویل میدادیم.
ارکستر گلها اصلاً چگونه به وجود آمد؟
ارکستر گلها در اثر زحمات داوود پیرنیا یکی از افراد نامی در موسیقی ایران که اسمش همیشه در تاریخ موسیقی ایران ثبت خواهد شد، به وجود آمد. این پیرمرد خیلی زحمت کشید. با اینکه شغلهایی مثل معاون نخستوزیر، رییس کانون وکلا و ... داشت، همه را رها کرد و آمد به این کار چسبید؛ چون علاقه داشت.
من خودم شاهد بودم ساعت ۹ صبح میآمد، ساعت ۹ شب میرفت. سر پا میایستاد و برنامه تهیه میکرد. این برنامهای که شنونده نیم ساعت گوش میکند، دست کم ۵۰-۴۰ ساعت روی آن کار شده است. اول ماکت آن را میسازند؛ بعد میدهند برای پخش؛ همین طوری خام نمیدهند.
خواننده میآید میخواند. بعد نوازنده سولیست میزند. بعد گوینده شعرش را میگوید. بعد به هم بسته میشود. یک دفعه ضبط نمیشود؛ در چندین مرحله ضبط میشود.
فکر میکنم چون خودش چند بار گفت من اسلوب برنامه گلها را از مرحوم اسماعیل مهرتاش در تد اتر یاد گرفتهام. برای اینکه آقای مهرتاش هم در تئاتر برنامهای داشت به نام تابلو موزیکال مثل حافظ، خیام و چیزهای دیگر. درست شگرد برنامه گلها بود. گوینده بود؛ موزیک بود؛ خواننده بود و ترانه. بنیانگذار گلها داوود پیرنیا بود.
از اهالی موسیقی، چه خواننده و چه نوازنده باید دارای چه ویژگیها و شرایطی بودند که به ارکستر گلها راه پیدا میکردند؟
اول که اینها ارکستر تشکیل دادند سه چهار نفر بیشتر نبودند. خودش (پیرنیا) میگفت من با سه چهار نفر افراد مسن، یک ارکستر ۷۰-۶۰ نفره جوان درست کردم. بعد کم کم از هنرستان موسیقی به این طرف کشیده شدند و این ارکستر را تشکیل دادند که آقایان مرحوم خالقی، معروفی و ... اینها را سرپرستی میکردند. از سه چهار نفر به ۷۰-۶۰ نفر منتقل شدند. اکثرشان هم جوان بودند؛ تحصیل کرده بودند.
افراد ارکستر باید تحصیلکرده باشند؛ چون سر و کار با نت دارند. در قدیم نت چنان رایج نبود. بعضیها میدانستند و بعضیها نمیدانستند. برای تکنوازی فوقالعاده بودند؛ اما همنوازی کردن فرق میکند و معلومات نت باید بالا باشد.
زمانی که انقلاب شد، شما خودتان نخواستید به فعالیت ادامه دهید یا مسئولین امور فرهنگی مانع شدند؟
همان طور که گفتم، وقتی دگرگونی پیش میآید، کارها همه عقب میافتد. ما موقعی دوباره شروع کردیم که سال ۷۳ بود. کنسرتهایمان شروع شد. رفتیم اروپا و آمریکا ... همیشه پیش میآید. دگرگونی همیشه یک توقفی دارد.
تصمیم ندارید به زودی برنامهای اجرا کنید؟
تا ببینیم چه پیش میآید.
در ایران؟
یک زمزمهای هست. چه زمان تشکیل شود، معلوم نیست.
خاطرهای از دوران کار هنریتان را که همیشه در ذهنتان ماندگار است، برای ما تعریف کنید.
همهاش خاطره است! اولین صدایی که از من پخش شد خودش یک داستانی دارد. منزل یکی از دوستانم مهمان بودیم، پنجشنبهها آنجا جمع میشدیم. آقایی بود با نام احمد مهران که کلکسیون نوار داشت. آدم محققی بود. با همه هنرمندان هم رفیق بود. خدا میداند چه قدر نوار زنده تهیه کرده بود. شبی بود آنجا بودیم و برنامهای هم ضبط کردیم. بعد از دو روز تلفن زد گفت یک نفر هست شبیه شما میخواند. بیا ببین او را میشناسی؟
من رفتم و متوجه شدم همان برنامه قبلی را به مرحوم پیرنیا داده است. پیرنیا هم روی آن کار کرده و پخش کرده است؛ بدون اسم! به من گفت تا چه وقت میخواهی در اطاق و صندوقخانهات بخوانی!؟ مردم هم حق دارند. این پیشآمد باعث شد که من در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتم و ماندم تا آخرش. اینها همهاش خاطره است!
http://www.ghadimiha.com/ منبع: سایت قدیمی ها

راز آشکارا (قطعاتی برای سنتور)
آهنگساز میلاد کیایی
گردآوری و آوانگاری علیرضا جواهری
ناشر علیرضا جواهری
قطع رحلی
عنوان قطعات
1- رازآشکارا - اصفهان فا
2- سه ضربی همایون - همایون سل(لاکرن)
3- چهارمضراب همایون - همایون سل(لاکرن)
4- چهارمضراب مخالف سه گاه - سه گاه (می کرن)
5- پنج ضربی افشاری - افشاری دو
6- چهارمضراب افشاری - افشاری دو
7- مقدمه راست و پنجگاه - راست پنجگاه فا
8- چهارمضراب راست پنجگاه - راست پنجگاه فا
|
هوشنگ ظریف، این هنرمند پیشکسوت در طول سالها فعالیت خود، تدریس موسیقی و نوازندگی تار را به عنوان پیشه اصلی و در عین حال تفریح انجام داده است و به گفته خودش ترجیح می دهد در ایام نوروز در خانه بنشیند و ساز بزند.
| |
|
*خبرگزاری مهر: موسیقی از چه دورانی در شما علاقه ایجاد کرد؟ - هوشنگ ظریف: زمانی که در مقطع دبستان درس می خواندم یک واحد درسی به نام سرود و موسیقی داشتیم و هفته ای دو ساعت موسیقی و شیوه های نت نویسی را می آموختیم و صبح ها سر صف سرود "ای ایران" را که از مجموع آموخته های درس موسیقی بود می خواندم و از همان دوران بود که شناخت نسبی به هنر موسیقی پیدا کردم و همین آشنایی باعث شد که در آینده ای نه چندان دور به موسیقی علاقه پیدا کنم . *تحصیل موسیقی را از کی شروع کردید؟ - هنرستان موسیقی در سال 1328 توسط زنده یاد روح الله خالقی تاسیس شد. من در آن زمان کلاس پنجم ابتدایی بودم و بعد از پایان مقطع ابتدایی به هنرستان موسیقی رفتم و چون از همان کودکی علاقه بسیاری به ساز تار داشتم این ساز را انتخاب کردم و استاد موسی خان معروفی نخستین استاد من بود و نزد اساتیدی چون استاد بنان ،صبا ، تهرانی و مهدی مفتاح ادامه تحصیل دادم و هارمونی را نیز نزد روح الله خالقی آموختم. * همزمان با تحصیل در کنسرتهای گروه نوازی هم شرکت می کردید ؟ - من هنوز دیپلم نگرفته بودم که به گروه موسیقی در اداره فرهنگ و هنر به رهبری استاد صبا دعوت شدم و بعد از فوت ایشان، استاد حسین دهلوی رهبری آن را به عهده گرفت و درعین حال در برخی از گروه های کوچک مانند گروه استاد فرامرز پایور هم فعالیت داشتم و تا پیش از مریضی شدن ایشان این گروه را حفظ کرده بودیم و در داخل و خارج از کشور کنسرتهای با شکوهی برگزار می کردیم . پس از اخذ دیپلم در هنرکده موسیقی حاضر شدم و در آن مرکز هم با آقای فخرالدینی که استاد من بود آشنا شدم و همچنین نزد علی اکبر شهنازی دوره های پیشرفته تارنوازی را آموزش دیدم بعد از آن زمان هم در گروه های مختلف موسیقی، کلاسها و کارگاه های آموزش تار فعالیت کردم تا به امروز و در حال حاضر هم بیشترین وقتم به تدریس اختصاص دارد. *در طول سالها فعالیت در عرصه موسیقی شیوه کدام یک از اساتید تار نواز را سرلوحه کار خود قرار دادید؟ - 11 سالم بود که تار نوازی لطف الله خان مجد را از رادیو می شنیدم و خوب گوش می دادم و به تار علاقه پیدا کردم و همین مسئله هم باعث شد به هنرستان بروم و تارنوازی را انتخاب کنم. در هنرستان هم به طور آکادمیک کار کردم و مجموع ردیف موسی خان معروفی را کار کردم البته مجموعه ردیفهای این استاد هنوز چاپ نشده بود و ما نت نوشته ایشان را دست نویس می کردیم و از روی دست نویس خود تمرین می کردیم به همین دلیل به اصالتهای موسیقی ایران در شیوه های مختلف تارنوازی بسیار معتقدم. براي مطالعه ادامه اين مصاحبه به لينك مقابل مراجعه فرماييد: اينجا را كليك كنيد منبع: خبرگزاري مهر
|
|
حل مشکلات موسیقی و جدی نگرفتن این هنر از سوی مسئولان و هنرمندان از جمله مسائل در شیوه برخورد با این هنر در سال 86 بود. داریوش طلایی نوازنده تار با بیان این مطلب درخصوص مهمترین رویدادهای موسیقی در سال 86 در گفتگو با خبرنگار مهر گفت : سیاستگذاری های موجود در حوزه موسیقی مانند سالهای گذشته روشن نبود و به نظر می آید موسیقی در سال 86 جز تعداد انگشت شماری از گروههای سر شناس موسیقایی که مخاطب های خاص خودشان را دارند و طبعا از تبلیغات مناسبی نیز برخوردار بودند؛ در سایر گونه های موسیقی ضعیف عمل شد واین مسئله موجبات نگرانی و دلسردی را نیز فراهم کرد . این نوازنده تار به عدم حمایت از موسیقی ارزشمند در حوزه موسیقی ایرانی اشاره کرد و گفت : تعاریف واحدی از موسیقی ارزشمند و جدی از جمله موسیقی ردیف دستگاهی ایران و جود ندارد و متاسفانه اغلب حمایت های مالی و معنوی در سال 86 معطوف به انواع موسیقی های بازاری بود و در مقابل شاهد هستیم که به دلیل رکود در موسیقی ارزشمند و اصیل ایرانی انواع گونه های موسیقایی که ذات آنها بازاری نیست به دلیل عدم حمایت مسئولان به سوی موسیقی بازاری گرایش پیدا کردند. وی در ادامه افزود : هنر موسیقی نیاز به حمایت و ساخت زیربناهای فرهنگی دارد و تا زمانی که زیر ساخت های فرهنگی از پایه سر و سامان نگیرد زمینه رشد این هنر دربین جوانها فراهم نخواهد شد. عضو کارگروه موسیقی فرهنگستان هنر در خصوص ارزیابی کم و کیف این مرکز فرهنگی در سال 86 گفت : مجموع فعالیت کارگروه موسیقی فرهنگستان هنر در حد ارائه طرح و ایده از سوی کارشناسان حاضر در این گارگروه خلاصه می شود و به هیچ عنوان قدرت اجرایی ندارد و این در حالی است که طرح ریختن به تنهایی کافی نیست و باید بودجه و امکانات نیز فراهم باشد به همین دلیل با دست بسته طرح و ایده ها را مطرح می کنیم و در مجموع از فعالیت در این کار گروه موسیقی راضی نیستم. طلایی در پایان با مثبت ارزیابی کردن گارگاههای آموزش تار و سه تار گفت : از آغاز بدون هیچ چشم داشت مالی پیش قدم شدم و طی فراخوانی بدون دریافت کمترین وجهی از شرکت کننده ها این کارگاهها را برگزار کردم تا شاید بتوانم از میان تعدادی از جوانان علاقمند به ساز تار بهترین های آنها را انتخاب کنم ولی نتیجه عملکرد کارگاهها رضایت بخش نبود و بیش از آنچه در عمل دیدم از هنرجویان حاضر در گارگاههای آموزش تار و سه تار انتظار داشتم که متاسفانه عملی نشد و از بین 80 متقاضی تنها 3 نفر را برای ورود به مرحله بعد مجاز دانستم. | |
|
منبع: خبرگزاری مهر |
سيو چهارمين سال خاموشي «حسين تهراني» پدر تنبک نوازی ایران:
حسين تهراني در سال 1290 شمسي در تهران، خيابان ايران متولد شد.حسين كمي كه بزرگتر شد، دور از چشم پدر، پوستي تهيه كرد و بر روي گلداني كشيد و در زير زمين خانه، بدون معلم، به نواختن ضرب مشغول شد .او شبها هم از ترس پدر و هم از شدت اشتياق به ضرب، تنبك گلي خود را در رختخواب خويش ميگذاشت ولي سرانجام پدرش از قضيه آگاه شد و با تند خوئي تنبكش را از او گرفت.حسين ظاهرا و به احترام پدر تنبك را كنار گذاشت اما او همواره با نواختن به در و پنجره خانه و پيشخوان دكان و هر چيزي كه صدا ميداد، انگشتان خود را به كار ميگرفت و از هر چه كه به دستش ميرسيد صدا در مي آورد.

او سرانجام از سال 1307 كار جدي خود را نزد اسماعيل زاده آغاز كرد و به علت رايج نبودن خط موسيقي، تمرينات تنبك را به كمك اصطلاحات به حافظه ميسپرد. چندي بعد تهراني به محضر استاداني چون رضا روانبخش، مهدي غياثي و كنگرلو كه در تنبك نوازي تبحري داشتند، راه يافت و به سبك هر يك آشنايي كامل پيدا كرد. ولي او استاد اصلي خود را ابوالحسن صبا ميدانست. وي در سال اول تاسيس راديو تهران در آن به فعاليت پرداخت و در سال 1323 به مدرسه موسيقي كلنل وزيري راه يافت و تدريس تنبك را در اين مدرسه به عهده گرفت و كار خود را تا سال 1328 كه هنرستان موسيقي ملي به همت روح اله خالقي شروع به كار كرد، ادامه داد.
تهراني براي اولين بار دست به ايجاد گروه تنبك زد و براي آنها قطعاتي را تنظيم نمود. پس از شهريور 1320 مرحوم روح اله خالقي با همت و شركت جمعي از دوستان هنرمند خود انجمن موسيقي ملي را پايه گذاري كرد كه حسين تهراني از اعضاي اصلي آن و تنها نوازنده تنبك در انجمن بود به همين سبب با تشويق و راهنمايي مرحوم خالقي، كلاس آموزش تنبك تاسيس و شاگرداني تربيت نمود كه مرحوم علي زاهدي معروفترين آنها بود.
او براي اولين بار نتنگاري براي تنبك را انجام داد و در 7 اسفند 1352 دار فاني را وداع گفت.
منبع: خبرگزاری فارس

این حادثه ناگوار و تاسف انگیز را خدمت خانواده آقای احمدی و جامعه وبلاگ نویسان موسیقی تسلیت عرض می کنیم.
وبلاگ سنتور
خوشبختانه مطلع شدم که آقای احمدی عزیز صحیح و سالم بوده و خبری که از طریق بخش نظرات وبلاگ سنتور به اطلاع ما رسیده بود، توسط یکی از مریضان مردم آزار بود که جا دارد در این جا از آقای فرشید احمدی و همین طور خوانندگان محترم وبلاگ به دلیل اشتباه صورت گرفته عذرخواهی کنم.
متاسفانه دادن اخبار غلط، دادن نظر به جای مدیران و نویسندگان وبلاگ های دیگر و ... کم کم به اتفاق رایج در وبلاگ های موسیقی تبدیل شده که باعث تاسف می باشد. به جای کمک به موسیقی ایرانی که در جامعه امروز ما مورد بی مهری های متعدد و فراوان قرار گرفته، عده ای دست به چنین کارهایی می زنند که اکثراً از روی غرض ورزی های شخصی بوده و مطمئنا ضرر نهایی آن به موسیقی ما می رسد.
به هر حال جز آرزو کردن برای شفای همه مریضان، ظاهرا راه چاره دیگری وجود ندارد ...
محمد - امین
خبرگزاري فارس: دهمين برنامه از سلسله آيينهاي «آواي دوست» به نكوداشت «استاد نادر گلچين» و يادمان زنده ياد «محمودي خوانساري» اختصاص دارد.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عممي معاونت هنري سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران، سيدعباس سجادي، مدير امور موسيقي سازمان ضمن بيان اين خبر گفت: اين دو هنرمند بزرگ كه در راه اعتلاي هنر موسيقي خدمات ارزندهاي ارايه كردهاند از سوي موسسه نغمه شهر با مشاركت خانه موسيقي مورد تجليل و تقدير قرار ميگيرند.
وي با يادآوري ضرورت بزرگداشت هنرمندان اضافه كرد: استادان نادر گلچين و محمودي خوانساري از خوانندگان اخلاقمند و صاحب سبك موسيقي آوازي ايران هستند كه صداي پرنياني ايشان آثار ارجمند نگارگري را در ذهن هر شنوندهاي مجسم ميكند و نيلوفر گرد اذهان شنوندگان ميپيچد.
وي اضافه كرد: برگزاري اين مراسم روز 17 دي ماه در فرهنگسراي هنر( ارسباران) خواهد بود و در اين آيين نيز چون آيينهاي گذشته شماري از هنرمندان ديگر عرصهي موسيقي مورد تقدير قرار خواهند گرفت كه اسامي ايشان در خبرهاي بعدي اعلام خواهد شد.
پيش از اين سلسله آيينهاي «آواي دوست» از فرامرز پايور، بيژن ترقي، جليل شهناز، احمد ابراهيمي، خاطره پروانه، حسين يوسف زماني، مهربانو توفيق، منصور نريمان، حسين صبحدل، فخري ملك پور،سليم موذن زاده اردبيلي،پروين صالح، پرويز مشكاتيان، مهدخت مخبر، معيني كرمانشاهي و محمد اسماعيلي تجليل به عمل آمده و يادمان زنده ياد ابوالحسن خان صبا، علي تجويدي، درويش خان، منوچهر همايون پور، رحيم موذن زاده اردبيلي، ايرج بسطامي ، مجتبي ميرزاده و حسين تهراني برگزار شده است.
منبع: خبرگزاری فارس
استاد پرویز مشکاتیان:

و عکسی ماندگار از استاد شجریان، حمید رضا نوربخش و استاد پرویز مشکاتیان در کنار یکدیگر

لینک های تصاویر گرفته شده از کنسرت بزرگ گروه عارف:
* از آقای محمود صالحی به جهت تذکری که در مورد نام صحیح آقای نوربخش دادند تشکر می کنیم.

«بهراد توكلي»مدير برنامههاي «لطفي»در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت:اين آلبوم كه با عنوان «تنها يك خاطره»منتشر ميشود شامل دونوازي تار«محمدرضا لطفي» و سنتور «فرامرز پايور» است كه در سال 54 ضبط شده است.
وي افزود:در اين اثر كه در دستگاه شور ضبط شده، «پايور»براي اولين بار به سنتور نوازي با مضراب بدون نمد پرداخته است.
«توكلي»در خاتمه خاطر نشان كرد:«تنها يك خاطره» هفته آينده توسط موسسه آواي شيدا در بازار موسيقي منتشر ميشود.
منبع: خبرگزاری فارس
پیام تبریک استاد فرامرز پایور به شهرام ناظری:
"با کمال خوشبختی اطلاع پیدا کردم که دوست هنرمند و وارسته کشورمان آقای شهرام ناظری موفق به دریافت نشان شوالیه فرهنگ و ادب از دولت فرانسه شدهاند که افتخار بزرگی برای جامعه هنری و به خصوص هنر موسیقی در مملکتمان نیز میباشد. تبریکات صمیمانه خودم را همراه با بهترین آرزوها برای موفقیت روز افزون ایشان با خالصانهترین احساسات ابزار میدارم. "
برگرفته از وبلاگ رعنا لعل
مراسم بزرگداشت "محمد اسماعیلی" و یادمان "حسین تهرانی " شامگاه گذشته در میان استقبال جمعیت و با حضور هنرمندان موسیقی در نهمین آئین "آوای دوست" در فرهنگسرای هنر برگزار شد.
به گزارش خبرنگار مهر ، در این مراسم که با حضور هنرمندان و علاقه مندان به هنر موسیقی برگزار شد علاوه براجراهای موسیقی، جنبه های مختلف زندگی و آثار زنده یاد حسین تهرانی و شاگردش(محمد اسماعیلی) بررسی شد.

پخش نماهنگی ویژه نکوداشت این دو هنرمند و بررسی ویژگی های تنبک نوازی آنهاآغازگر این مراسم بود.
محمد اسماعیلی خداوندگار ریتم موسیقی ایران
مدیرعامل موسسه فرهنگی هنری نغمه شهر ضمن گرامی داشت یاد قیصرامین پور گفت : بی مناسبت نیست در بزرگداشت محمد اسماعیلی خداوندگار ریتم در موسیقی ایرانی یادی از شاعر تازه از دست رفته قیصرامین پور کنیم. قیصر از شاعران اخلاقمند و بزرگواربود..
سیدعباس سجادی در ادامه خاطرنشان کرد : محمد اسماعیلی از جمله شاگردان خلف تنبک نوازبزرگ ایران،حسین تهرانی است که به درستی شیوه استاد خود را در پیش گرفته است؛اونخستین نت نگار تنبک ایران است و گویای این مطلب هم نگارش کتاب آموزش تنبک است که به همت حسین دهلوی،مصطفی کمال پورتراب و هوشنگ ظریف به چاپ رسیده است.
پس از پایان صحبت های سجادی گروه تنبک نوازی به سرپرستی محمد اسماعیلی که از شاگران او بودند به روی صحنه آمدند و قطعاتی را اجرا کردند؛ پس از اجرای گروه نوازی ؛ محمد اسماعیلی برخی از قطعات را به صورت تکخوانی و تکنوازی خواند و نواخت.
دوران نمایشی ساز تنبک سپری شده است
حسین علیزاده نوازنده تار به عنوان سخنران بعدی به روی صحنه آمد و درباره سبک تنبک نوازی حسین تهرانی و محمد اسماعیلی گفت : وقتی برخی از اسم ها به زبان می آید بار تاریخی و هنری ویژه ای به همراه دارد به عنوان مثال زمانی که اسم ابوالحسن خان صبا را می آوریم تاریخ موسیقی ایران ورق می خورد و حسین تهرانی هم همین ویژگی را دارد؛ این نوازنده تنبک در دوران زندگی خود تحولات شگرفی در ریتم و موسیقی ضربی از طریق ساز تنبک به وجود آورد وهریک ازهنرمندان موسیقی خود را شاگرد وی می دانند و جالب اینکه این اتفاق در مورد استاد صبا نیز افتاده است و هرکس که دستی به ساز داشت و احیانا روزی از کنار خانه صبا گذشته بود خود را شاگرد او می داند بنابراین وجود افرادی از این دست در تاریخ موسیقی ایران لازم و ضروری است.
ضرورت تاریخی تهرانی این بود که درست در دورانی که موسیقی ایران می خواست موقعیت اجتماعی خود را به دست آورد ظهور پیدا کرد - شاید این پرسش پیش آید که چرا از فعل گذشته "می خواست "استفاده می کنم به این دلیل که معتقدم موسیقی ایران هنوز هم زمینه های اجتماعی خود را به دست نیاورده و این موسیقی جز حمایت های مردمی از هیچ حمایت دولتی برخوردار نبوده است ؛ به همین دلیل معتقدم که حسین تهرانی در زمانی رشد کرد که ضرورت های اجتماعی هنر موسیقی در ایران ایجاب می کرد.
وی در ادامه خاطرنشان کرد : پس از استاد حسین تهرانی تنها کسی که توانست راه و مکتب این بزرگمرد را ادامه دهد محمد اسماعیلی است؛ هنرمندی که من دردوران تحصیل افتخارشاگردی او وهوشنگ ظریف را داشته ام ؛ استاد محمد اسماعیلی تغییرات بسیاری در سبک تنبک نوازی به وجود آورد چراکه ساز تنبک همواره به عنوان ساز دوم و همیشه با کلام همراه بوده است و این اتفاقی است که در خصوص تمام سازهای ایرانی افتاده و هریک از آنها به نوعی تحت سلطه آواز بوده اند ولی زمانی که تحولات اساسی درموسیقی سازی شکل گرفت طبیعتا تحول و تغییر مسیر در ساز تنبک هم به وجود آمد.
این نوازنده تار در ادامه به فرهنگ تنبک نوازی در موسیقی ایران اشاره کرد و گفت : سازهای موسیقی ایران بنابر موقعیت ارائه در محیط های مختلف تکنیک و پسندهای متفاوتی را نیز داشته اند مثلا کارکرد این ساز در زورخانه و یا تئاترهای روحوضی متفاوت از یک اجرای صحنه ای است به همین دلیل فرهنگ تنبک نوازی در ایران مرز ظریفی دارد به این معنا که تنبک سازی است که هم در بعد هنری وهم در وجه نمایشی ظاهرمی شود و نکته قابل توجه اینکه ما در موسیقی ایرانی عنصر مهمی به نام ریتم داریم که سمبل آن هم ساز تنبک است ولی متاسفانه شاهد بودیم که تنبک همواره به عنوان ساز دوم مورد استفاده قرار گرفته است و باید متذکر شوم که در دروس دانشگاهی هیچ واحد درسی در خصوص سازهای کوبه از جمله تنبک تعریف نشده است.

علیزاده در پایان خاطرنشان کرد : به نظرمن دوران نمایشی ساز تنبک سپری شده و امیدوارم شاگردان استاد تهرانی و استاد اسماعیلی با آموزه های دانشگاهی در بهبود شرایط این ساز به راهکارهی مناسبی دست یابند.
پس از پایان صحبت های حسین عیلزاده، به درخواست و اصرار حاضرین در سالن، دو نوازی سه تارعلیزاده به همراه تنبک نوازی استاد محمد اسماعیلی اجرا شد..

پس ازاین اجرا، نوازنده فیلم مستندی از آثار و زندگی محمداسماعیلی با عنوان "معلم عشق" نمایش داده شدو سپس دو نوازی تنبک محمداسماعیلی و سعید ثابت اجرا شد..
من نوکری تهرانی را کردم
پس از پایان این اجرا نوبت به اهدای جوایز رسید و محمد اسماعیلی جایزه خود را از دست مصطفی گرگین زاده پیشکسوت موسیقی گرفت و پس از دریافت این جایزه گفت : از مصطفی گرگین زاده به عنوان اولین معلم زندگی و هنرموسیقی سپاسگزارم چراکه او برای نخستین بار مرا به استاد تهرانی معرفی کرد و از آن پس راه و سبک او را ادامه دادم باید بگویم که من تنها شاگرد حسین تهرانی نبودم من نوکری استاد بزرگ تنبک ایران را کردم .
در پایان مراسم طبق روال همیشه برگزاری آیین های "آوای دوست" در کنار تجلیل از اساتید موسیقی ، ازهنرمندانی چون داریوش سالاری سازنده ساز سنتور،محمدرضا صابر صدابردار عرصه موسیقی ،علیرضا پورامید پژوهشگر و همچنین از رضا ملکوتی تهیه کننده برنامه های موسیقایی رادیو نیز تجلیل شد.
ضمناْ هوشنگ ظریف،احمد ابراهیمی،مصطفی گرگین زاده، مرتضی احمدی،مصطفی کمال پورتراب ،قاسم رفعتی و منصورنریمان از جمله هنرمندان حاضر در سالن بودند.
منبع: خبرگزاری مهر http://www.mehrnews.ir
جا دارد یادی از مرحوم دکتر مسعود نعمتیان هم داشته باشیم که مدتی پیش در اثر حادثه رانندگی جان سپردند. قطعاْ آن شب جای ایشان در بین اعضای گروه تنبک نوازی استاد اسماعیلی خالی بود. همین طور جای یار دیرین بزرگانی چون زنده یاد حسین تهرانی، محمد اسماعیلی، هوشنگ ظریف، رحمت ا... بدیعی، جلیل شهناز، اصغر بهاری، حسن ناهید و ... یعنی استاد فرامرز پایور !!!
خبرگزاري فارس:داستانهاي كهن هزار و يك شب در قالب تئاتر با سنتور ايراني در آلمان روايت ميشود.
به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، يك گروه تئاتر به كارگرداني «زيمون فان پارايس» از هلند و جمعي از بازيگران آلماني به همراه سنتور «پويان ناصح پور» از ايران به روي صحنه ميرود.
اين برنامه از تاريخ 2 دسامبر 2007 مصاف با 11 آذر ساعت 16 در سالن تئاتر شهر هاله آلمان شروع شده و در همان شهر بيست و پنج بار تكرار ميشود.
هدف اجراي اين گروه معرفي فرهنگ شرق به آلمانيهاست.
مدتهاست تمرين اين گروه شروع شده و اين گروه اميدوار است اين برنامه را به ديگر شهرهاي آلمان نيز ببرد.
منبع خبر: خبرگزاری فارس
کنسرت گروه موسیقی "عارف" به سرپرستی پروپز مشکاتیان و خوانندگی حمیدرضا نوربخش از 6 تا 9 آذرماه ساعت 20در تالا ربزرگ کشور برگزار می شود.

به گزارش سایت خانه موسیقی، پرویز مشکاتیان نوازنده سنتور با اعلام این خبر در نشست مطبوعاتی که صبح امروز در کانون موسیقی عارف برگزار شد به ترکیب اعضا اشاره کرد و گفت: در این اجرا سازهایی چون نی حسن ناهید، دف آیین مشکاتیان،تنبک نوید افقه ، کمانچه نوید دهقان،سه تار بهداد بابایی ،رباب آرشام قادری ، بربط محمد دلنوازی، تارباس سیاوش پور فضلی ،قیچک باس سیامک آقایی و همچنین کیوان ساکت و بهرام ساعد نوازندگان تار گروه موسیقی عارف هستندو حمیدرضا نوربخش نیز به عنوان خواننده حضور دارد.
سرپرست گروه موسیقی عارف درباره چرایی تغییرات این گروه گفت : گروه موسیقی عارف از بدو تاسیس در مرکز حفظ و اشاعه براساس نام و اندیشه وطن خواهانه عارف قزوینی تشکیل شد و برهمین اساس در طول سال ها فعالیت هنری همواره نگاهی اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی به مجموعه فعالیت های گروه داشته است.
وی در ادامه به قطعات گروه موسیقی عارف اشاره کرد و گفت : مجموع قطعات ترکیبی از کارهای قدیمی و جدید است منتها با این تفاوت که تمام قطعات قدیمی تا کنون اجرا نشده و برای نخستین بار است که روی صحنه می رود همانطور که می دانید دستگاه شور مادر دستگاه های موسیقی ایرانی است و خود این دستگاه هم متشکل از دستگاه هایی چون ابوعطا،بیات ترک، افشاری ،دشتی و کرد بیات است به همین دلیل جان مایه این قطعات در دستگاه شورو دشتی است اما طبق روال گذشته مدلاسیونی از دستگاه شوربه سایر دستگاه های موسیقی ایران دارم.
گفتنی است فروش بلیت از روز 24 آبان ماه ازطریق اینترنت در سه مرحله انجام می شود و متقاضیان می توانند با مراجعه به سایت www.aref.ir فرم درخواست را پر کرده و پس از کامل شدن فرم به بانک سامان برای خرید مراجعه کنند.
فهرست کامل سایت استاد مجید کیانی شامل ۱۲۵ کنسرت داخل و خارج کشور، بیوگرافی کامل، ۳۵ آثر منتشر شده و ... را می توانید از طریق دریافت فایل زیر (PDF) مشاهده کنید.
فهرست سایت، مجموعه آثار، بیوگرافی و ... از سایت استاد کیانی

آرامگاه ابدی دو تن از اساتید بنام هنر سرزمین پارسی ...


با تشکر از سایت قدیمی ها
شاگردان فرامرز پايور يك سال بعد از اجراي كنسرت اروپا گردهم ميآيند تا با برنامههايي جديد، گروه استاد خود را فعال كنند. اين گروه مهرماه سال قبل در اروپا كنسرتي برپا كرد و طي ماههاي اخير فعاليت چنداني در داخل كشور نداشت، با اين حال قرار است به زودي شاهد برنامههايي تازه از گروهي باشيم كه نزديك به پنج دهه از فعاليت آن ميگذرد.

سعيد ثابت (شاگرد استاد پايور) در مورد برنامههاي جديد اين گروه گفت: <بعد از كنسرت اروپا به دليل گرفتاريهاي موجود وقفهاي در كار گروه پيش آمد، با اين حال مجددا تصميم داريم با برنامههاي تازهاي گروه پايور را فعال كنيم.> اين نوازنده سنتور درباره تركيب گروه پايور در برنامههاي پيش رو اضافه كرد: <گروه ما يك تركيب ثابت و يك تركيب متغير دارد. تركيب ثابت را هوشنگ ظريف، من و استاد محمد اسماعيلي تشكيل ميدهيم، اما اعضاي متغير گروه هنوز مشخص نشدهاند؛ بعضي افراد بايد اضافه شوند و احتمالا تعدادي از آنها هم كم خواهند شد.> به گفته اين عضو گروه پايور، اهداف اين گروه همان اهدافي خواهد بود كه از ابتداي پيدايش گروه مد نظر بوده؛ يعني از يك سو حفظ و نگهداري آثار گذشتگان و از سوي ديگر استفاده از آثار جديد. او كه از سال 1375 عضو گروه پايور بوده در اين باره گفت: <ما بهدنبال موضوعات روز هستيم و در عين حال از آثار گذشتگان غافل نيستيم. در تمام كنسرتها علاوه بر آهنگهاي استاد پايور از آثار گذشتگان مثل استاد صبا هم بهره گرفتهايم.>
روزهاي اميد و بيماري
اما شاگردان پايور در حالي عزم دوباره كردهاند تا گروه وي را فعال كنند كه اين آهنگساز و نوازنده چيرهدست روزهاي سخت جدال با بيماري را سپري ميكند؛ روزهايي كه البته با اميدواري بسياري از دوستداران او به بهبودش توام است. متاسفانه استاد پايور چند سال قبل به علت سكته قدرت حركت خود را از دست داد و همين امر فعاليتهاي او را تحتالشعاع قرار داد. همسر استاد پايور در مورد وضعيت كنوني او به اعتماد ملي گفت: <بعد از گذشت 8، 9 سال از ضايعه مغزي، بهبود او بطئي و كند است و بايد منتظر باشيم تا او سلامتي خود را دوباره به دست آورد.> وي درباره فعاليت استاد پايور در منزل افزود: <او در خانه كارهاي شخصياش را انجام ميدهد و اوقاتش به مطالعه و جواب دادن به نامههايي ميگذرد كه از سراسر دنيا برايش ارسال ميشود. او البته به مجلات موسيقي هم مشغول است و شاگردهايي دارد كه بعد از بهبودش بايد بيايند و دورههاي عاليشان را تمام كنند.>
چندي پيش خبر رسيد كه برخي آثار قديمي با تاييد استاد پايور در مركز موسيقي و سرود صداوسيما توليد شدهاند. اين آثار با تنظيم مهرداد دلنوازي و خوانندگي سالار عقيلي تهيه شده بودند كه بنا به گزارش خبرگزاري مهر، استاد پايور آنها را براي توليد، تاييد كرده بود.
مردي از دودمان نقاشان
فرامرز پايور متولد 21 بهمن 1311 در تهران است. پدرش علي پايور هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران بود و پدربزرگش مصور الدوله، نقاش چيرهدست دوره قاجار به حساب ميآمد كه با نواختن ويولن، سنتور و سهتار هم آشنايي داشت. نقاشي البته دغدغه اين نوازنده و آهنگساز موسيقي نبود و او تلاش كرد تا بخت خود را در موسيقي بيازمايد.پايور آموزش موسيقي را در 17 سالگي و در مكتب استاد ابوالحسنخان صبا آغاز كرد و از محضر استاداني چون عبدا... دوامي و نورعلي برومند هم بهره برد. زماني كه استاد پايور براي فراگيري سنتور به كلاس درس استاد صبا در خيابان ظهيرالاسلام ميرفت، سه سال از درگذشت آخرين بازمانده سنتورنوازان افسانهاي ايران (استاد حبيب سماعي) ميگذشت. با اين حال به يمن آموزشهاي استاد صبا، پايور به درجهاي از كمال رسيد كه توانست سازوكار سنتورنوازي در ايران را دگرگون كند. او اولين سنتورنوازي بود كه روي سنتور، نواسازي كرد و از اينرو تنها در پي بداههنوازي نبود. به بيان ديگر، پايور اولين آهنگسازي بود كه ساز تخصصي او، سنتور بود.
فعاليتهاي پايور را ميتوان در زمينههاي زير خلاصه كرد: بيش از 1500 اجراي گروهي و فردي در داخل و خارج از كشور، آهنگسازي و تنظيم قطعات فراوان، تدريس صدها شاگرد از چهار نسل متوالي، حضور در هنرستان و هنركده موسيقي ملي، نگارش كتابهايي در زمينه آموزش سنتور، همكاري با خوانندگاني چون عبدالوهاب شهيدي، محمدرضا شجريان، شهرام ناظري و...
او همچنين در اجراهاي گروهي خود با شماري از نخبگان موسيقي ايران همچون جليل شهناز و هوشنگ ظريف (تار)، رحمتا... بديعي و علياصغر بهاري (كمانچه)، حسن ناهيد و محمد موسوي (ني)، حسين تهراني و محمد اسماعيلي (تمبك) همكاري كرده است.
منبع: روزنا - وب سایت اطلاع رسانی روزنامه اعتماد ملی
بیوگرافی میلاد کیایی:
میلاد کیایی روز اول مهر ماه سال 1323 از تهران در خانواده ای پای به عرصه وجود نهاد که همگی اهل فرهنگ و ادبیات، شعر و موسیقی بودند. پدر ایشان با وجودیکه در آن زمان از مشاغل مهم اداری برخوردار بودند ولی آنگونه مشاغل را افتخار ندانسته و همواره افتخارش بر این بود که با هنر نقاشی، شعر، ادبیات و موسیقی سر و کار داشته و توانسته فرزندانش را با هنر والای موسیقی مانوس سازد. وی جزو اولین افراد بنیان گذار در تئاتر و سینمای ایران بوده و در چندین فیلم سینمایی نیز ایفای نقش کرده است. همچنین وی تار و سنتور را به سبک قدیمی به خوبی می نواخت و با چند زبان زنده دنیا به خوبی آشنا بود. نظر به اینکه تولد میلاد کیایی مترادف با برقراری صلح در جهان بود، لذا از این جهت و با الهام از اسامی قهرمانان شاهنامه فردوسی نام او را (میلاد) نهادند.
میلاد کیایی ذوق و استعداد سرشاری را از طفولیت نسبت به موسیقی نشان داده و نوازندگی سنتور را از سن هشت سالگی ابتدا نزد پدر و پس از آن آموزش ردیف های موسیقی ایران را نزد برادر بزرگترش زنده یاد ایرج کیایی که در آن زمان از شاگردان با استعداد مکتب موسیقی استاد ابوالحسن خان صبا بودند، فرا گرفت و سپس خودش نیز در نوازندگی این ساز، سبک و روش نوینی را دنبال نمود. میلاد کیایی فعالیت های هنری را از سن ده سالگی در برنامه کودک رادیو آغاز نموده و پس از آن در سنین نوجوانی مسئولیت اجرای چند برنامه رادیویی و تلویزیونی بنام های (احساس و اندیشه) و (بزم آدینه) را به مدت چهار سال عهده دار بود. در سن 17 سالگی زمانی که در سیکل دوم دبیرستان خرد تحصیل می نمود، در مسابقات هنری آموزشگاه های سراسر کشور در رشته نوازندگی ساز سنتور مقام نخست را کسب کرد (سال 1342) و در همان زمان برای مدت پنج سال نیز مدرس موسیقی کلاس های فوق برنامه موزیکولوژی وابسته به دانشگاه تهران گردید.
در رشته آهنگسازی از محضر چندین استاد بزرگ کسب فیض کرده است و تاکنون متجاوز از یکصد قطعه آهنگ ساخته که اکثر آنها بوسیله ارکسترهای بزرگ و کوچک و همچنین گروه های موسیقی ملی به مرحله اجرا و ضبط در آمده است.
...
در میان سخنان استاد کیایی:
تعصباتی در نوازندگان قدیم ما بود که الان به دلیل اندیشه بازشون دیگر آن تعصب نیست.
آقای خالقی رو به عنوان آهنگ ساز بسیار خوب، متفکر خوب، پژوهشگر خوب و مدیر خوب در نظر داشته باشید.
حنانه را به عنوان رهبر بسیار با قدرت و توانا بدانید. اصلاً برای این کار آفریده شده بود.
حنانه می گفت که آقای بهاری تنها کسی هست که تمام زیر و بم موسیقی ایرونی، سنتی و ملی رو می داند. اما اگر بگوید من هارمونی می دانم، اشتباه کرده است. این را جلوی خود بهاری می گفت.
حنانه رک و صریح بود. این صراحت البته برای وی چندان ارزان تمام نشد و همواره دشمنانی داشته و دارد.
...
برای مطالعه کامل این مصاحبه به سایت قدیمی ها مراجعه کنید. لینک مصاحبه
خانم ارفع اطرائی:
ضبط ردیف موسیقی ملی ایران به صورت آوازی، به همت استاد محمود كریمی را میتوان یكی از خدمات بسیار ارزنده و تأثیرگذار ایشان محسوب داشت كه با انتشار مكرر آن طی سی سال گذشته بر دانش موسیقایی خوانندگان بسیاری اثرگذار بود.
گروهی برآنند كه ردیف موجود عیناً روایت اساتید شادروان حاج آقا محمد ایرانی و عبدالله خان دوامی میباشد. لیكن تحقیق و به مقایسه كشانیدن منابع در دسترس ضمن آنكه به صراحت ریشه در مآخذ ذكرشده را ثابت مینماید، توانایی بسط و گسترش و خلاقیت خود استاد كریمی را نیز نمایان میسازد. در این مورد میتوان به كتاب «ردیف آوازی و تصنیفهای قدیمی روایت استاد عبدالله دوامی» كه در سال 1375 به كوشش استاد فرامرز پایور از انتشارات موسسه فرهنگی ـ هنری ماهور به چاپ رسید اشاره نمود.
آنچه قابل ذكر است استاد كریمی از چندین سال قبل از وفات ایشان، با شاگردان دانشگاهی خود، دوره عالی ردیفشان را كار میكردند و ردیف عالی شامل پردازش و بسط بیشتری در گوشههای كوچك و مهجور و گردشهای متنوعتر نغمات با اشعاری جدید و تحریرهای مفصلتر به خصوص در استفاده از شعر در گوشههایی كه بیشتر در سازها عمل میشد و در آواز گسترش چندانی نداشت مانند: گوشههای پروانه، مبرقع، سپهر، سملی و مهدی ضرابی و... تكرار است. اگر نوشته شود استاد كریمی در كدام مركز رسمی موسیقی تدریس میكردند و چه تعداد هنرجو از محضر ایشان استفاده كردند و چه خصایص اخلاقی و رفتاری داشتند ولی بهجاست اشارهای داشته باشیم به اینكه غیر از كلاس تخصصی آواز، كلاس «همراهی ساز با آواز» و كلاس «آشنایی با ردیف» را نیز در هنركده موسیقی ملی عهدهدار بودند و كلیه هنرجویان با نواختن هر نوع ساز ایرانی باید واحدهای درسی خود را در این كلاسها پاس میكردند. ضرورت دارد كه در مورد روال انتشار كتاب و نوارهای استاد محمود كریمی توضیح بیشتری داده شود.
نوارهای صوتی (كاست) كه استاد كریمی از ردیف موسیقی ملی برای آرشیو وزارت فرهنگ و هنر در دهه چهل ضبط كردند در استودیوی اداره كل فعالیتهای هنری وزارت فرهنگ و هنر واقع در میدان بهارستان توسط آقایان اپراتور، رحیم بقایی و محمد جهانفرد بر روی نوار مادر «ریل» ضبط گردید. این نوارها كه به گفته خود استاد كریمی «دوره متوسطه ایشان است اول بار توسط استاد محمد تقی مسعودیه موزیكولوگ نامآشنای ایرانی به خط موسیقی به روش تحقیقی نوشته و تدوین گردید و در سال 1356ش به نام «ردیف آواز موسیقی سنتی ایرانی» به صورت كتاب، همراه با هفت نوار كاست صدای استاد كریمی از انتشارات فرهنگ و هنر با همكاری انجمن اشاعه و اعتلای موسیقی منتشر گردید كه استفاده از آن كتاب برای دانشجویان موسیقی با اشكال همراه بود، و تجدید چاپ آن با ویرایش و غلطگیری جدید در سالهای 1364،1365 انجام پذیرفت، و در سال 1368 به همان صورت كه در واقع چاپ چهارم ردیف نامبرده بود از طرف انتشارات سروش وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران با همكاری وزارت ارشاد اسلامی، انجمن حفظ و اشاعه سرود و آهنگهای انقلابی، همراه با آلبومی شامل شش نوار كاست منتشر گردید.
در سال 1369 نوارهای موجود كه مرجع شادروان دكتر مسعودیه بود با اضافه نمودن گوشهها و اجراهایی از دوره ردیف عالی به منظور تفهیم بیشتر حالات خاص بعضی گوشههای مهجور توسط نگارنده برای راست كوكهای سنتور آوانگاری و تنظیم گردید كه از طرف واحد سرود و موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اصفهان به نام «دوازده مقام موسیقی ملی ایران» منتشر گردید و چاپ مجدد آن در سال 1382 توسط موسسه فرهنگی ـ هنری ماهور به نام «هفت دستگاه و پنج آواز موسیقی ایرانی» به چاپ رسید. در سال 1374 همان نوارها در كتابی برای تار و سهتار توسط آقای ارشد طهماسبی با نام «جواب آواز» توسط موسسه فرهنگی ـ هنری ماهور به همراه آلبومی شامل پنج نوار كاست با اجرای تار آقای طهماسبی منتشر گردید.
و بالاخره در سال 1379 همان كتاب نوشتهشده دكتر مسعودیه به همراه یك آلبوم شامل شش نوار كاست و در سال 1382 همان نوارها در «5» پنج CD توسط موسسه فرهنگی ـ هنری ماهور انتشار مجدد یافت. استاد كریمی استفاده از بحور مختلف اشعار را مانعی در اجرای یك نغمه خاص نمیدانستند و كوتاهی و بلندی اوزان اشعار را در گوشهای مشخص مهارت و تسلط مجری ذكر میكردند. تلاش استاد كریمی بر آن بود كه ردیف دوره عالی را با همراهی ساز ضبط نمایند كه درگذشت زود هنگام ایشان ما را از داشتن گنجینهای دیگر محروم ساخت.
روانشان شاد
منبع: پایگاه رسمی انتشارات سوره مهر
پرویز مشکاتیان، آخرين بدعت گذار پايدار

درباره پرويز مشكاتيان، سخن از هر زبان كه ميشنوم نامكرر است، اگرچه در يك موضوع جاي شك نيست: عشق كه از همه موضوعات بيش است. بر آنم و بر آناند كه مشكاتيان آخرين خلّاق حقيقي هنر سنتورنوازي در عصر و زمانة ماست. زمانهاي كه دارد با سنتها وداع ميكند و مشكاتيان از آخرين راويان آن است. خنياگري پُرشور در اوج تلاقي شادماني و اندوهگساري، با كيفيت هنر ممتازي كه مخصوص آدمهاي خلّاق و بزرگ است.
سنتور در قرن خورشيدي حاضر، با همت مردانه استاد ابوالحسن صبا، كاشف فروتن آتش نهفته در هنر استاد حبيب سماعي، از درّه محاق نجات يافت و در جايگاه شايسته خود مطرح شد. بعد از مرگ حبيب سنتور در جواني، ميراث هنري سنتورنوازي در چند شاخه تقسيم شد: بخش آموزشي و مدوّن آن را فرامرز پايور، بهترين شاگرد محضر استاد صبا با تلاشي پنجاه ساله تعهد كرد و درخشان از عهده برآمد. بخش ديگر شيوههاي آزادانهتري بود، گاه ملهم از آموزشهاي صبا (همچون داريوش صفوت و محمد حيدري) و گاه مستقل از هنر صبا و حبيب سماعي، كه هنر گوهرين رضا ورزندة بزرگ، نمونه متعالي آن است و در درجههاي فروتر و با اختلاف سطح، زندهياد منصور صارمي و آقايان: فضلالله توكل و مجيد نجاحي، مثالهاي زندة آن هستند. سنتورنوازي در سالهاي 1335ـ1355 تنها با دو استاد بزرگ به ياد ميآمد: فرامرز پايور و رضا ورزنده. هر كدام از اين دو هنرمند، روش و شيوة خاص خود را داشتند و در حوزههايي با وظايف متفاوت و متمايز از همديگر، فرهنگ موسيقي ايران را غني ميكردند. شيوه استاد پايور با انضباط و طراحي حسابشده، شاگردان منظم و نوازندگان ماهر در همنوازي با اركستر و معلمان موظف ميپرورد و شيوه استاد ورزنده، سلوكي شاعرانه با پروازهاي خيرهكننده در هنر بداههنوازي و جواب آواز و خلاقيتهاي ريتميك و ملوديك بود كه البته تالي بسيار يافت ولي نوازندهاي همتراز استاد ورزنده نيافت. نوازندگان خوب از قبيل حيدري و صارمي و توكل و نجاحي و ملك نيز بودند و مطرح شدن در آن ميانه كار آساني نبود.
پرويز مشكاتيان در ابتداي جواني مطرح شد و درخششي چشمگير يافت. موسيقي او ظريف و شكننده و در عين حال، قوي و پُرحركت بود. داشتن سونوريته مخصوص و لحن قابل شناخت كه از اختصاصات نوازندگان عالي در سنين بعد از ميانسالي است، از جواني نصيب او بود، قريحه خلّاق در ملوديسازي و كيفيت «ضربي» در ساز او، مطلبي نيست كه كسي نداند. او خود را مديون همه استادان ميداند: از پايور و صفوت تا فروتن و هرمزي و اقبال اين را داشته كه بايد سه نسل موسيقيدان، از برومند و شهناز و لطفي تا نسلهاي جوانتر، معاشر باشد و در كنار آنها زندگي كند. اما با همة اين حرفها، مشكاتيان فرزند نبوغ خود است. در ساختن آهنگ ـ ترانهها بيترديد او را ميتوان تالي شايسته شيدا و مرتضي محجوبي دانست و در سنتورنوازي نيز صدايي مشخص و مشربي متمايز از همگان دارد، از آفريدهها و نواختههاي او سخني نميگوييم چراكه همه در دسترس و فراهم است.
پرويز مشكاتيان با موسيقي ايراني رابطهاي عميق و دروني دارد. در موسيقي او عصارة تاريخ پُررنج ايران، به طرزي مبهوتكننده، تقطيرشده و اين دردهاي كهن، بياني امروزي يافته است. مثل هر هنرمند بزرگ ديگر، اين سلوك سوزان، به قيمت ريشههاي جان و جواني او تمام شده است. موسيقي او از درون با ما حرف ميزند و حاوي جوهرة خالص ايرانيت است. او تا چهل سالگي به چنان اوجي رسيده و آثاري آفريده كه اگر از اين پس اثري ننويسد و ننوازد، كار خود در هنر به تمامي تعهد كرده و مُهري بر لوح موسيقي زمانه ما زده كه با تابش آفتاب بارش باران كمرنگ نخواهد شد. بعد از مشكاتيان، تا امروز، در هنر سنتورنوازي هيچ گرايش و يا بدعت مستحكمي كه جذاب و گيرا باشد و در عين حال ريشههاي قوي فرهنگي داشته باشد، شنيده نشده و تنها مشكاتيان است كه آخرين تكسوار سنتور در عصر ماست. تنش به ناز طبيبان نيازمند مباد.
برگرفته از مجله مقام موسیقایی، شماره 38
گروه موسيقي عارف به سرپرستي «پرويز مشكاتيان» 14 تا 18 آبان در تالار وزارت كشور كنسرت ميدهد.

«پرويز مشكاتيان» در گفتوگو با خبرنگار موسيقي فارس گفت: در اين اجرا كه بدون تنفس خواهد بود سه خواننده گروه را همراهي خواهند كرد به طوري كه در بخش اول «سپيده رئيس سادات» به همراه «مهدي رحمتي» كه براي اولين بار معرفي ميشود خوانندگي را بر عهده دارند و در بخش دوم «حميدرضا نوربخش» در تركيب گروه قرار مي گيرد.
وي در خصوص تركيب گروه عارف در اين اجرا افزود:«كيوان ساكت»، «بهداد بابايي»، «محمد دلنوازي»، «بهرام ساعد»، «سيامك آقايي»، «رضا آبايي»،«آرش كام ور»، «نويد دهقان»، «جهانگيري»، «خاك طينت»،«نويد افقه»،«عليرضا جواهري» و «حسن ناهيد» در گروه قرار دارند كه قطعاتي را در دستگاه شور متشكل از شور، ابوعطا، بيات ترك، افشاري، دشتي و كردبيات اجرا خواهيم كرد.
اين نوازنده سنتور ادامه داد: در قسمت بيز كنسرت «آيين» پسرم در تركيب گروه قرار خواهد گرفت و قطعه ققنوس را اجرا ميكنيم.
«مشكاتيان» در خاتمه خاطرنشان كرد:از هفته آينده تمرينات گروه براي اجرا آغاز ميشود.
خبر دیگر: «شعر بيواژه» پرويز مشكاتيان منتشر شد.
منبع خبر: خبرگزاری فارس
نحوه صحیح قرارگیری پشت ساز و به دست گرفتن مضراب:
در مورد نحوه به دست گرفتن مضراب و طرز نشستن پشت سنتور که از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و در صورت عادت کردن به نحوه نشستن غلط پشت ساز، مشکلات زیادی در آینده ایجاد خواهد شد، چند نکته قابل بیان است:
1- به صورت کاملاً راست و مستقیم روی صندلی در مقابل میزی که باید ارتفاعی در حدود 60 سانتی متر داشته باشد، باید بنشینید. (به اصلاح از قوز کردن باید خودداری کنید) تقریباً می توان گفت ارتفاع میز باید به صورتی تنظیم شود که بازو و ساعد زاویه ای قائمه داشته باشند.


2- محل قرار گرفتن پشت سنتور باید به نحوی باشد که نوازنده به تمام ساز تسلط کامل داشته و برای مضراب زدن به سیم های زرد و سفید و پشت خرک ناگزیر نباشد جای خود را مدام تغییر دهد.

3- حلقه مضراب های سنتور را بین سه انگشت اول، دوم و سوم (شست، سبابه و وسطی) قرار دهید. فراموش نکنید که انگشت های چهارم و پنجم باید چسبیده به انگشت سوم باشد و پشت سر هم و یا زیر هم قرار گیرند، یعنی در داخل دست جمع نشوند. در ضمن حلقه مضراب هم حدوداً به بند اول انگشت دوم و سوم برسد. ( به عکس ها دقت کنید.)



4- محل فرود آوردن مضراب باید حدود 3 الی 4 سانتی متر با خرک فاصله داشته باشد.

5- حرکت مچ به هنگام مضراب زدن بهتر است شبیه حرکت دستی باشد که در ال چرخاندن یک شئ دوار است و تا حد ممکن باید از حرکت خشک مچ جلوگیری کرد. (متاسفانه بسیاری از نوازندگان در این بخش مشکل دارند و اغلب با استفاده از حرکت آرنج مضراب می زنند.)
6- اگر مضراب را خیلی محکم در دست بگیرید اجرای آن خیلی خشک و با فشار خواهد بود. و اگر خیلی آزاد در دست نگه دارید در موقع اجرا انگشتان به حرکت در می آیند. پس بهتر است حد متوسط آن را در نظر بگیرید. یعنی نه خیلی محکم و نه خیلی آزاد. در ضمن همیشه سعی کنید سر مضراب به طرف بالا متمایل باشد.
منتظر نظرات شما عزیزان هستیم...
به گزارش روز دوشنبه خبرنگار فرهنگي ايرنا، قطعات اين كتاب كه بر اساس اجراهاي برنامه راديويي "هفت شهر عشق" در سال ۱۳۵۳به همراهي تمبك " بهمن رجبي" عمدتا قطعاتي است كه براي ساز سنتور طراحي شده است.
از ويژگيهاي آثار اين كتاب كوتاه و نيز متفاوت بودن كوكهاي قطعات طراحي شده است كه ضمن زيبايي، ميتواند براي هنرجويان دورههاي متوسط، به عالي، قابليتهاي زيادي داشته باشد.
كوكهايي مانند چهارگاه لا، دشتي مي- لا، ماهور بمل و غيره، كوك ها بديعي است كه در اين كتاب به صورت منقحي، آوانگاري و نگارش يافته است.
رضا شفعيان در مقدمه اين اثر مينويسد: از آنجايي كه سال هاست با نواي خوش سنتور كه در گذشت زمان همواره مونس تنهايي و خلوت اهل ذوق و هنر بوده ، انس و الفت داشته و طي اين مدت قطعات و آهنگهاي بسياري در كنسرتها و برنامههاي گوناگون به سمع و نظر علاقهمندان و دوستدارن هنر موسيقي رسانده ام، ولي تاكنون اين مطالب به طور مكتوب چاپ و تكثير نگريديده است.
وي بنابر اصرار شاگردان و ديگر دوستاني كه به اين ساز علاقه و توجه فراوني دارند، برآن شد تا تعدادي از ساختههاي خود را كه به كوشش شاگرد و دوست خود عليرضا جواهري گردآوري و آوانگاري شده، به نام "گلچين" وارد بازار كند.
فهرست قطعات كتاب حاضر به ترتيب: پيشدرآمد شور، چهارمضراب شور، چهار مضراب بيات ترك، رنگ بيات ترك، چهار مضراب دشتي ر، چهار مضراب دشتي لا، چهار مضراب دشتي مي، چهارمضراب سهگاه ،۱چهارمضراب سه گاه ۲و رنگ سهگاه است.
پنج ضربي مخالف سهگاه، چهار مضراب همايون، مقدمه اصفهان دو ،۲۴چهار مضراب اصفهان دو، چهار مضراب اصفهان سل، چهارمضراب ماهور سي بمل، چهار مضراب ماهور دو ،۱چهار مضراب ماهور دو ۲و چهار مضراب چهارگاه لا از ديگر قطعات اين كتاب است.

گلچين نخست، مجموعهاي بود كه پيشتر بر اساس پيش درآمد، چهارمضراب و رنگهاي رضا شفعيان در سال ۱۳۷۹باز توسط عليرضا جواهري تدوين و منتشر شده بود.
اكنون اين كتاب كه دومين مجموعه از آثار آهنگسازي رضا شفعيان، عمدتا براي ساز سنتور، با عنوان گلچين است كه در هفته نخست شهريور سال جاري توسط عليرضا جواهري در ۱۵۰۰نسخه، بهاي دو هزار تومان، تدوين و منتشر شده است.
|
طی سه روز نخست ششمین جشنواره موسیقی جوان بیش از 190 جوان دختر و پسر با هم رقابت کردند.
| |
|
به گزارش خبرنگار مهر،نخستین روز برگزاری این جشنواره 64 جوان در بخش موسیقی ایران (سنتی) در رشته تمبک به رقابت پرداختند. منبع خبر: خبرگزاری مهر |
|
شعر بیواژه مجموعه تكنوازیهای پرويز مشكاتیان (جلد 1) | |
|
|
|
|
گردآوری و آوانگاری: |
محسن غلامی |
|
ويرايش و نگارش: |
|
|
ناشر: |
عليرضا جواهري |
|
طرح روی جلد: |
آوا مشكاتيان |
|
عكس داخل جلد: |
آوا مشكاتيان |
|
ليتوگرافی: |
هنر گرافيك |
|
چاپ: |
مهتاب |
|
نوبت چاپ: |
اول، بهار 1386 |

لینک معرفی کتاب در سایت استاد مشکاتیان

چهارمضراب شور
سنتور استاد پایور و ضرب استاد محمد اسماعیلی
بر گرفته از آلبوم کرشمه نرگس

اهل هنر
صداى ساز و فشار خون فروغى
نوشته : خانم فیروزه مظفری

حبيب سماعى فرزند حبيب الله سماع حضور در ۱۲۸۴ هجرى شمسى در تهران متولد شد. پدرش سماع حضور خود (فرزند غلامحسين آقاجان سنتورى) از نوازندگان برجسته و بزرگ سنتور و رديف دانان دوره قاجار بود. نوازندگى سنتور در اين خانواده موروثى بود. از اين رو حبيب هم همچون پدر، ساز سنتور را به عنوان ساز تخصصى انتخاب كرد و مقدمات و آموزش تكميلى موسيقى و سنتورنوازى را نزد پدر فرا گرفت. آشنايى او با ساز تمبك باعث مى شد هنگامى كه پدر سنتور مى نواخت او هم با تمبك همراهى اش كند. حبيب سماعى داراى شيوه و توانايى عالى در نوازندگى سنتور بود. تسلط كامل او به سنتور را از روى آثار به جاى مانده از او مى توان دريافت. از آثار به جاى مانده از وى پنج صفحه گرامافون آواز، تصنيف، چهار مضراب و رنگ، به همراه آواز پروانه و تمبك رضاخان روانبخش تعدادى قطعه هاى (نت) است و انتقال آموزش هاى او كه به كوشش ابوالحسن صبا و نورعلى برومند صورت گرفت. حبيب سماعى شاگردان شناخته شده اى در سنتور داشت كه از آنها مى توان به نورعلى برومند اشاره كرد. وى ۱۲ سال درمحضر حبيب سماعى سنتورنوازى فرا گرفت. از ديگر شاگردان وى قباد ظفر، مرتضى عبدالرسولى و مهدى ناظمى (سنتور ساز) بودند. شاگرد غيرمستقيم او مجيد كيانى نوازنده معاصر سنتور است. كيانى در دوره اى بسيار تحت تاثير ساز حبيب سماعى قرار گرفت و تحقيقات مفصلى را بر روى شيوه نوازندگى او انجام داده و حاصل آن را به شاگردانش آموزش مى دهد. خاطرات و حكايات بسيارى را از سنتورنوازى حبيب سماعى نقل مى كنند. شاپور بهروزى در كتاب چهره هاى موسيقى ايران اين طور حكايت مى كند: «روزى فروغى صدراعظم در دوره صدارتش به سختى بيمار مى شود و در منزل بسترى مى شود. به طورى كه رئيس دفترش كار ها و نامه هايش را براى رسيدگى به منزل او مى برد. يك روز فروغى اظهار تمايل شديدى به شنيدن آواى سنتور حبيب سماعى كرد. هرچه اصرار كردند حبيب سماعى نپذيرفت، او از پذيرفتن اينگونه دعوت ها اكراه داشت لذا به بهانه هايى دعوت نخست وزير را رد مى كرد. رئيس دفتر صدراعظم كه با شخص نورعلى خان برومند خويشاوندى و نسبت فاميلى داشت از وى درخواست كرد تا حبيب سماعى را راضى كرده و به خانه صدراعظم بياورد. نورعلى خان شخصاً حبيب سماعى را به خانه نخست وزير برد. به هنگام ورود پزشك معالج مشغول گرفتن فشارخون فروغى بود. برومند از پزشك معالج سئوال كرد و متوجه شد فشار خون نخست وزير از حد طبيعى بالاتر است. در اين هنگام حبيب سماعى مضراب را به دست گرفت و به مدت سه ربع ساعت گوشه هايى از دستگاه همايون را نواخت. وقتى كه سماعى دست از ساز كشيد، بيمار احساس بهبودى مى كرد. به پيشنهاد برومند دوباره فشار خون فروغى را گرفتند فشار خون به حالت طبيعى بازگشته بود. فروغى از اين داستان متعجب و حيران شد و زبان به تمجيد و ستايش موسيقى اصيل ايرانى گشود. نورعلى خان برومند از فرصت استفاده كرد و گفت: ولى همين موسيقى ايرانى را چند روزى است كه از برنامه هنرستان عالى موسيقى حذف كرده اند. نخست وزير پرسيد: چه كسى حذف كرده است. برومند جواب داد: رئيس هنرستان آقاى پرويز محمود. نخست وزير به فكر فرو رفت و سكوت كرد. پس از رفتن حبيب سماعى و برومند، فروغى به رئيس دفتر خود دستور مى دهد كه فردا قبل از اينكه كار ها و پرونده ها را به منزل بياوريد، ابتدا به وزارت فرهنگ رفته حكم عزل رئيس و معاون هنرستان را صادر كرده و به جاى آن حكم انتصاب آقايان وزيرى و روح الله خالقى را گرفته و به اينجا مى آييد.» حبيب سماعى نوازنده بزرگ و چيره دست سنتور در سال ۱۳۲۵ ه.ش در ۴۱ سالگى درگذشت.
با تشکر از آقای شهریار جهت تذکرشان در مورد سال تولد و فوت زنده یاد حبیب سماعی...
منصور صارمی (۱۳۰۹ - ۱۳۷۸) ، بیات اصفهان ، با همراهی تنبک جهانگیر ملک
از آلبوم صد سال سنتور
سنتور منصور صارمی با ضرب جهانگیر ملک (بیات اصفهان)
قطعه ای فوق العاده زیبا با تنظیم استاد فرامرز پایور و اجرای گروه فرهنگ و هنر و با صدای خانم سیما بینا. به تنظیم فوق العاده استادانه و زیبای این قطعه لطفا دقت کنید!
قطعه ای از گروه فرهنگ و هنر با صدای سیما بینا
تاریخچه هنرستان و هنرکده موسیقی ملی

به منظور حمايت و پيشرفت هر چه بيشتر موسيقي ملي و اصيل ايران که در سالهاي بعد از جنگ جهاني دوم مورد هجوم قرار گرفته بود، انسان هايي علاقمند به هنر موسيقي و هنرمنداني والا مقام که به ايران و ايراني و فرهنگ صوتي آن عشق مي ورزيدند و در رأس آنان زنده ياد روح الله خالقي بود، انجمني به نام "انجمن دوستداران موسيقي ملي" در سال 1323 تأسيس نمودند.
اعضاي اين انجمن، دور هم جمع گشتند، دست در دست هم نهادند و چون تني واحد براي اين امر مهم، با از خود گذشتگي ها و فداکاريهاي فراوان، شالوده برپايي مؤسسات فرهنگي و هنري بزرگي را فراهم آوردند که بعدها بسيار در موسيقي ايران مثمر ثمر واقع شد و براي هميشه در تاريخ موسيقي ايران و فرهنگ صوتي اين سرزمين ثبت گرديده است.
گروهي از هنرمندان عضو اين انجمن، کنسرتهايي را برپا کردند که در آن، آهنگهاي محلي که خود تنظيم کرده بودند به اجرا درميآوردند و در ضمن با راديو نيز همکاري داشتند.
براي اينکه "انجمن دوستداران موسيقي ملي" فعاليت ها و شعاع کارهاي خود را بتواند گسترش دهد، مي بايستي انجمن داراي اساسنامه و سازمان و مکاني باشد و در ضمن به ثبت قانوني برسد که صورت رسمي به خود گيرد.
به همين منظور، عده ايي از استادان موسيقي، طي چند جلسه مشورتي، نام "انجمن دوستداران موسيقي ملي" را به "انجمن موسيقي ملي" تبديل کردند و فرج الله بهرامي به سمت رئيس انجمن موسيقي ملي، علينقي وزيري به سمت نايب رئيس انجمن موسيقي ملي، روح الله خالقي به سمت دبير انجمن موسيقي ملي، دکتر علي فرهمندي، محمد علي امير جاهد، لطف الله مفخم پايان، حسينعلي ملاح، مهدي مفتاح و تعدادي ديگر به عضويت انجمن موسيقي ملي انتخاب گرديدند. انجمن پس از تنظيم و تدوين اساسنامه خود و ثبت آن در مراجع قانوني از مهرماه 1323 رسماً کار خود را آغاز کرد.
درباره تاريخچه تأسيس اين انجمن و فعاليت هاي آن در اولين نشريه انجمن چنين آمده است:
«اين انجمن به منظور پيشرفت موسيقي ايران و اشاعه آن در ششم تيرماه 1323 تشکيل شد. هيئت مؤسسين هر يک مبلغي به عنوان سرمايه اوليه به صندوق انجمن پرداخته و ماهانه اي به نام حق عضويت که مبلغ آن کمتر از 50 ريال نيست مرتباً مي پردازند. اين انجمن داراي هيئت مديره پنج نفري است که سالي دو مرتبه در جلسه همگاني از ميان اعضاي مؤسس انتخاب مي شوند و اين سمت را افتخاراً قبول کرده، کارهاي اجتماعي و مالي انجمن را به مسئوليت مشترک يکديگر انجام و گزارش کارهاي خود را به جلسه همگاني ميدهند. از سرمايه صندوق به منظور اموري که وسيله پيشرفت و اشاعه موسيقي ملي ايران باشد از قبيل دادن کنسرت و چاپ رسالات و نت هاي مربوطه به موسيقي استفاده مي شود و سودي که کمتر از صدي ده سرمايه استفاده شده نباشد با اصل سرمايه به صندوق مسترد مي شود. اعضاي انجمن ميتوانند در مواقع ضرورت از سرمايه صندوق وام بگيرند به شرط اينکه وام خود را سه ماه با سود 5 / 1 درصد ماهانه در مدت سه ماهه به صندوق مسترد دارند. صندوق انجمن در بانک ملي داراي حساب مخصوصي مي باشد و اين سرمايه در تاريخ 20 دي ماه 1323 بالغ بر 50 / 46541 ريال بوده است».
خدمتگزار بزرگ به موسيقي ملي ايران استاد روح الله خالقي خود، درباره نحوه کار و عملکرد انجمن موسيقي ملي مينويسد:
«البته اساسنامه انجمن موسيقي ملي قبلاً نوشته شده بود و در ارديبهشت 1324 به ثبت رسيد و شخصيت حقوقي يافت و هيئت مديره آن بکار و فعاليت پرداخت تا موجبات پيشرفت موسيقي ملي و اشاعه اين هنر را فراهم آورد. يکي از اقداماتش با تصويب وزارت فرهنگ، تأسيس چند کلاس آزاد مجاني براي تعليم موسيقي بود. در محل هنرستان عالي موسيقي تا جواناني که استعداد و قريحه خوب دارند و دسترسي به هنرآموزان باهنر پيدا نمي کنند مي پذيرفت استفاده نمايند. کلاس هاي مزبور از اين قرار بود:
1- کلاس سنتور به هنرآموزي حبيب سماعي.
2- کلاس تار به هنرآموزي موسي معروفي و عبدالعلي وزيري.
3- کلاس ضرب به هنرآموزي حسين تهراني.
4- کلاس ويولن به هنرآموزي ابوالحسن صبا.
5- کلاس پيانو به هنرآموزي جواد معروفي.
اين کلاسها که چند سالي داير بود کمک شايسته اي به پيشرفت نوازندگان کرد و اغلب کساني که هم اکنون کار نوازندگي دارند از تربيت يافتگان کلاسهاي مزبور هستند، ولي کلاس سنتور بعد از چند ماه بهم خورد چون حبيب سماعي مراقبت زيادي نداشت.»
يکي از آرزوهاي اعضاي انجمن موسيقي ملي اين بود که از خود داراي محلي مناسب با ساختمان مخصوص باشند که کنسرتها را در سالن آن بدهند. نخست در صدد اجاره محلي برآمدند، ولي خانه اي که داراي تالار بزرگ باشد پيدا نکردند يا اگر بود نامناسب بود و مال الاجاره آن هم خيلي گران مي شد. سليمان سپانلو که از اعضاي انجمن بود حاضر شد خانه خود را در خيابان هدايت در اختيار انجمن بگذارد که در فضاي آن يک سن تابستاني ساخته شود. نقشه سن مزبور توسط مهندس منوچهر دولتشاهي عضو انجمن کشيده شد، و چنين پيش بيني گرديد که از اول خردادماه 1324 کنسرت هاي اختصاصي انجمن در آنجا داده شود و باشگاه موسيقي هم در همان محل تأسيس شود.
براي تهيه اعتبار جهت ساختمان سن و خريد لوازم باشگاه در نظر گرفته شد که کنسرت مجللي در باشگاه افسران توأم با شب نشيني داده شود.
برنامه کنسرت تهيه شد و در 19 ارديبهشت ماه سال 1325 عملي گرديد. در اين کنسرت علاوه بر آهنگهاي ديگر چند قسمت جالب هم تهيه شد. يکي اين که استاد علينقي وزيري با نواختن تار بر رونق کنسرت افزود. ديگر اينکه سرکيس جانبازيان استاد بالت با شاگردان هنرستان خود چند رقص و بالت اجرا نمود. اين آهنگ در روي يکي از غزليات شاعر معاصر شهريار ساخته شد:
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا بي وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
موضوع قابل توجه ديگر اينکه محمد باقري عضو انجمن، سنتوري ساخته بود که مثل قانون داراي خرکهائي بود که تغيير کوک ساز را آسان مي کرد و تغيير مقام و مايه با آن ترتيب به سهولت انجام ميگرفت. دخترش پريچهر باقري نيز نواختن اين ساز را خوب فراگرفته بود.
از درآمد کنسرت و شب نشيني مزبور سن تابستاني انجمن ساخته شد و باشگاه نيز داير گرديد و از آن پس کنسرتهاي ماهي دوبار انجمن در اين محل داده شد.
علاوه بر کنسرت هاي اختصاصي که ماهي دو مرتبه براي اعضاي انجمن داده مي شد، در دوره اي که انجمن فعاليت داشت، کنسرتهاي ديگري نيز داده است که بطور خلاصه به آنها اشاره مي شود:
1- کنسرت در جامعه فارغ التحصيل هاي دانشسراي عالي در دوم ارديبهشت 1324.
2-کنسرت به افتخار کنگره پزشکي ايران در شانزدهم تيرماه 1324 در سالن تماشاخانه تهران که هنرمندان هنرستان بالت سرکيس جانبازيان و چند تن از هنرپيشگان تماشاخانه تهران زير نظر غلامعلي فکري، کارگردان معروف با شرکت بانو ملوک ضرابي در نمايش نامه "حرم شرقي" در اين برنامه نيز شرکت داشته اند.
3- شرکت ارکستر انجمن در برنامه جشن سالانه فرهنگ در شانزده مهرماه 1324.
4- شرکت در برنامه جشن سالانه تأسيس و استقلال دانشگاه در پانزده بهمن ماه 1324، آهنگ "ديلمان" و چهار مضراب "دشتي" که توسط جواد معروفي براي ارکستر آماده شده بود، اولين بار در اين کنسرت اجرا شد و بسيار جلب توجه کرد.
5- شرکت در برنامه کنسرت به نفع دارالتأديب در شانزدهم خردادماه 1325.
6- شرکت در جشن آغاز دومين سال کانون کارمندان ليسانسه دولت در تالار دانشکده حقوق، در بيستم اسفندماه 1325 که در اين برنامه علاوه بر عبدالعلي وزيري که همواره در کنسرتها شرکت داشتند، آواز دلپذير بنان نيز بر رونق کنسرت افزود.
7- کنسرت در سالن انجمن براي ذکر خدمات انجمن به هيئت دولت و جلب توجه آنان که از اين مؤسسه پشتيباني کنند در ششم ارديبهشت ماه 1326.
برنامه اين کنسرت بسيار متنوع بود و يکي از بهترين کنسرت هاي انجمن به شمار مي آمد که براي تهيه آن زحمت بسيار کشيده شد. در قسمتي از کنسرت برنامه اي اجرا شد که "يادي از گذشته" نام داشت و شامل آواز بنان همراه با ويولن ابوالحسن صبا و پيانوي مرتضي محجوبي و تار لطف الله مجد و ضرب حسين تهراني بود. دستگاه شور با يکي از تصنيف هاي عارف خوانده شد و بعد از سالها که نام عارف فراموش شده بود، يادي از او به ميان آمد.
8- بنابه مقتضاي جمعيت دوستداران فرهنگ فرانسه، انجمن موسيقي در هفتم ارديبهشت همان سال کنسرتي در سالن انجمن موسيقي ترتيب داد که شنوندگان ايراني بيشتر از خارجيان بودند.
9- کنسرت انجمن به نفع پرورشگاه خيريه بانوان در بيست آذرماه 1326 در تالار فرهنگ.
10- کنسرت انجمن به مناسبت جشن هفت روزه شير و خورشيد سرخ ايران در تالار فرهنگ در ششم آبانماه همان سال.
11- کنسرت به ياد حافظ (29 ارديبهشت 1327) در سالن سينما رکس، اين کنسرت برنامه جالبي داشت که تار تنهاي استاد علينقي وزيري از قسمت هاي مهم آن بود، ضمناً براي اولين بار ملکه هنر (حکمت شعار) دو قطعه از ساخته هاي وزيري را به نام "غم مخور" و "دلتنگ" با آوازي دلنشين بخواند و عبدالعلي وزيري در نقش حافظ با خواندن آهنگ "نيمشب" هنرنمايي کرد.
12- کنسرت در هشتم مهرماه 1327 با برنامه مخصوص، در اين برنامه نيز ملکه هنر دو قطعه يکي بنام "شکايت ني" و "مي ناب" خواند شد.
13- کنسرت در سالن انجمن در تاريخ پانزدهم خردادماه 1328 که به مناسبت آغاز ششمين سال تأسيس انجمن داده شد. بنان آهنگ "مشتاق و پريشان" اثر وزيري و ملکه هنر هم قطعه "نا اميد" را از وزيري به سبک شيوايي خواندند که در حضار اثر مطلوب گذاشت.
14- کنسرت در سالن انجمن در 29 دي 1328، در اين شب دوشيزه طليعه کامران براي اولين بار در حضور جمع سنتور نواخت و مورد تحسين قرار گرفت. او از شاگردان حبيب سماعي بود که بعد از آن استاد، هنر خود را نزد استادان ديگر مانند ابوالحسن صبا و حسين تهراني تعقيب کرد و ترقي شايان نمود.
15 کنسرت براي جامعه فرهنگيان در تاريخ بيستم بهمن 1328 در تالار فرهنگ. چون وزارت فرهنگ با تأسيس هنرستان موسيقي ملي موجب بقاي انجمن موسيقي ملي را فراهم کرد، هيئت انجمن مخصوصاً در اين برنامه شرکت کرد تا از مساعدت فرهنگ تشکر کند و ضمن سخنراني مختصري نيز اين مطلب گفته شد.
هنرستان موسیقی ملی
هنرستان موسيقي ملي در مهرماه سال 1328 شمسي طبق اساسنامه اي که در شهريور ماه همان سال در ششصد و نود و هشتمين جلسه شواري عالي فرهنگ وقت به تصويب رسيده بود تحت نام "هنرستان موسيقي ملي" رسماً تشکيل گرديد.
چگونگی تاسیس هنرستان موسیقی ملی
انگيزه تأسيس اين هنرستان قبل از هر چيز نياز بوده است که در آن روزگار نسبت به موسيقي ملي احساس ميشده است. توضيح آنکه در هنرستان عالي موسيقي "کنسرواتور" موسيقي کلاسيک غربي و موسيقي ملي هر دو تدريس مي شده است، براي جمعي از استادان اين فکر پيش آمده بود که اين دو نوع موسيقي در کنار يکديگر و در يک محيط با توجه به خصوصيات متفاوت سازگار نيست، بنابراين جدائي و تشکيل هنرستان ديگري را در فکرها تقويت ميکرد.
در چنين اوضاع و احوالي ناگهان به علت تغييرات سياسي در نظام اجرائي کشور، مسئوليت اداره موسيقي کشور و هنرستانهاي موسيقي که زير نظر زنده ياد استاد علي نقي وزيري قرار داشت به شخص ديگر واگذار گرديد که نسبت به موسيقي ملي نظر مساعدي نداشت و يا به قولي بيگانه بود، نتيجه آن شد که موسيقي ملي از برنامه هاي هنرستان مذکور حذف گرديده و همه استادان مربوطه از کار برکنار و يا بکارهاي دفتري گمارده شوند.