ضمن تجدید گله از نویسندگان وبلاگ و عرض احترام به خواندگان گرامی وبلاگ، قطعه در دشت که در نوار ارغوان اثر حضرت استاد با صدای آقای علی رستمیان اجرا شده را تقدیم میکنم. یکی از موارد جالب این قطعه هارمونی زیبا و مناسب بین سازهای کششی و کوکی با تناسب صدا آقای رستمیان و ارکستر است.
لینک دانلود قطعه:
دوستی کی سرآمد یاران را چه شد
مدتهای مدیدی است که در این وبلاگ مطلب جدیدی گذاشته نشده و نویسندگان عزیز و محترم سعی و تلاشی در به روز رسانی آن نفرمودند و هر یک همچو من اندکی وقت و برنامههای دیگر را بهانهای برای ننوشتن مطلب ذکر میکنند. موردی که به نظرم رسید این است که تقریباً همه ما نویسندگان این وبلاگ اهل نواختن ساز – حال به هر میزان و در هر سطحی که باشیم – بوده و داعیه موسیقی دوستی هم داریم مثلا به اندازه چند دقیقه و نه یک ساعت در روز - حال به فرض آن که آن روز هم امتحان یا جلسه و یا کار مهمی نداشته باشیم- اگر هر کدام ما هفت هشت نفر هر دو ماهی وقتی بگذاریم و مطلبی در حد و اندازه خود درباره موضوعاتی که تا کنون مطرح شده بنویسیم تقریبا هر دو هفته وبلاگ به روز میشود. اما دریغ از این وقت گذاری اگر نامش را کم انصافی حداقل برای خودم نگذاریم.
ما که هیچکدام استاد نیستیم و فقط ادعا کردیم که سازی و سبکی را دوست داریم و آنچه میدانیم به اندازه خودمان است نه دانشی عظیم را ادعا داریم و نه تکنیک خاصی را اشاعه میکنیم اما ادعای هنردوستی که داریم. پس باید به این ترک به روز رسانی وبلاگ پایان دهیم و مطالبی، اگر داریم، اگرنه قطعهای، نتی، تصویری که قطعاً همه در دست داریم در این وبلاگ بگذاریم. دلم از این میسوزد که مثلاً برنامه داشتیم برای استاد پایور سایت هم بسازیم و از حالت وبلاگی در بیاییم و بقولی یک کار بهتر ارائه دهیم اما حرکتی انجام نشد که هیچ حتی یکی پیشنهاد داده بود نامهای به استاد پایور بنویسم و از او تقدیر و تشکری انجام دهیم به عنوان دوستداران استاد نه بیشتر که البته این خود خیلی هم عالی بود. تکرار میکنم خودم یکی از مقصرینم و به اندازه همه در این اهمال سهیم هستم.
الآن هم چون مطلبی دیگر از موضوعات قبلی ندارم قطعه ای زیبا به نام تصنیف حکایت دل که استاد پایور در ساخت آن از چند دستگاه و آواز استفاده کرده و البته خواندن آن هم که توسط آقای علی رستمیان اجرا شده بسیار خوب و قابل توجه است. جهت دریافت لطفا روی لینک زیر کلیک کنید
از آنجایی که بلاگفا با ما سر ناسازگاری دارد هرچه لینک سه قطعه را درج کردم مطلبم ارسال نشد از اینرو لینک دانلود قطعات را در بخش نظرات درج میکنم. کافی است آدرس را عیناً در محل آدرس مرورگر خود وارد کنید تا دانلود قطعات شروع شود.

۱. اجرا شده توسط گروه اساتید در جشن هنر شیراز
۲. اجرای گروهی توسط گروه پایور
۳. اجرای به شکل دو نوازی ضرب استاد اسماعیلی و سنتور سعید ثابت
در اینجا شش اجرا از قطعه دخترک ژولیده اثر استاد وزیری آورده شده
است:
1- اجرای
گروه استاد پایور(صدا) 482 کیلوبایت
2- اجرای سلو با تار استاد وزیری(صدا)
654 کیلو بایت
3-
اجرای
سلو با تار استاد هوشنگ ظریف (صدا) 1/3 مگابایت
4- اجرای سلو با سنتور پژمان
آذرمینا(فیلم)
9/4 مگابایت
5-
اجرای گروهی با تنظیم استاد مشکاتیان (صدا) 735
کیلوبایت
6-
اجرای
گروهی با تار آقای خبازی - سنتور آقای سیامک آقایی- تنبک جناب بهمن رجبی (فیلم)
5/12 مگابایت
قضاوت بر عهده شما البته با معذرت از حجم بالای برخی فایلها امیدوارم در دانلود دچار مشکل نشوید
اجرایی به سبک یک خاطره
برخی آثار استاد پایور برغم پرکار بودن جناب ایشان شاید هنوز ضبط نشده و یا به هرشکل در اختیار علاقه مندان قرار ندارد، شخصا مدتهای زیاد وقت صرف یافتن دونوازی ها و سه نوازیهای حضرت استاد با همراهی عماد رام و حسین تهرانی بودم حتی یک بار ردی از آن را در آرشیو رادیو یافتم اما تهیه نسخه ای از آن که هیچ شنیدن دقایقی هم میسور نشد.
حال با این مقدمه به سراغ کتاب قطعات مجلسی استاد پایور میرویم، مقدمه بیداد اثری بدیع است که در این کتاب آمده و جناب پژمان آذرمینا از شاگردان برجسته استاد پایور به همراهی تنبک سیامک بنایی از مبرزترین شاگردان استاد محمد اسماعیلی نواخته اند و چه خوش هم نواخته اند.
این قطعه تصویری در سایت youtube وجود دارد و این نسخه قابل دانلود را که یکی از دوستان (طبق معمول آقای حبیبی) در اختیار من قرار دادهاند جهت استفاده میگذارم، قطعا توجه به سبک نوازندگی هر دو استاد جوان و اجرای تکنیک کاملا مشابه اساتیدشان توجه شما را جلب میکند. به کوک جناب آذرمینا توجه کنید این کوک صدایی شیشهای سنتور را عامل میشود که به دلیل کمی بالاتر کوک شدن ساز است.
مقدمه بیداد از کتاب قطعات مجلسی برای سنتور اثر استاد پایور حجم ۶/۷ مگابایت
بدون مقدمه و بقولی قدیمیها اما بعد: با توجه به شواهد موجود میتوان به سادگی دریافت که یک از برجسته ترین شاگردان حضرت استاد فرامرز پایور بی شک دکتر پژمان آذرمینا است. ایشان از سنین کودکی نواختن سنتور را نزد استاد پایور شروع و بعد از طی مراحل مختلف به قول استاد از مکتب ایشان فارغ التحصیل شد. چیزی که در پژمان آذرمینا و روش وی مشهود است نوع ادامه تحصیل اوست چرا که به آنچه در زمان تلمذ از حضور استاد فراگرفت بسنده نکرد و نه تنها نوازندگی سنتور را با نگرشی ویژه دنبال نمود بلکه وقت ذیقیمت خود را به توسعه دانش موسیقی نزد اساتیدی معظمی چون حسین دهلوی و احمد پژمان صرف کرد.

تصور کسی که بیش از ده سال در
حضور امثال استاد پایور استاد دهلوی و احمد پژمان زانوی ادب و شاگردی برزمین زده و
دوره های زیادی در نوازندگی، آهنگ سازی، مبانی، تاریخ و دیگر علوم مربوط به موسیقی
کار سختی نیست. ایشان در آلبوم گفتگو که عبارت باشد از مجموعه چند اثر از استاد
پایور و تصحیح ردیف صبا برای سنتور و همچنین آثاری چون دونوازی دو سنتور به نام
شبدیز با سرکار خانم تهمینه حقگو که فیلم و نت آن موجود است و کتاب رنگهای هفت
دستگاه و ساخت چند اثر مانند گلگشت که در امتداد خوابهای طلائی یا ژیلا اثر مرحوم
جواد معروفی نواخته شده و ایضا مهربانی و دیگر آثار حضور فعال داشتند. همچنین وی
تحصیلات عالیه خود را در یکی از گرایش های پزشکی ادامه دادند. و در حال حاضر مقیم
لندن هستند.
پژمان آذرمینا برخی از آثار خود و دیگر نواخته ها از آثار استاد پایور و دیگر اساتید موسیقی و چند چهارمضراب از ردیف چپ کوک را نواخته و فیلم آن در سایت www.youtube.com قابل دسترس است مشکل اصلی همان مشکل سرعت است که شاید با خط تلفن ساعتی برای دیدن هرکدام از این قطعات ارزشمند تأمل لازم است. کافی است payvar یا azarmina جستجو کنید.
مطلبی که اینبار مینویسم در راستای سیاست جدید نویسندگان دیگر سایت و البته خودم قرار دارد و آن عدم محوریت استاد پایور در موضوع اصلی است.
یکی از دوستان هنرمند من که با نام حبیبی کمابیش در سایت ما و دیگر سایتهای هم محتوی نظر میدهد را میخواهم معرفی کنم. حال چرا اسم مستعار او حبیبی است خود داستانی دارد که اساسش بر پایه یک شوخی بود که ذکر آن جلوتر می آید.
این دوست عزیز ما که الآن حدود سی و یکی دو سال دارد از شانزده سالگی سنتور را شروع کرد و با استعداد شگرفی که دارد دستور سنتور را در کمتر از سه ماه آنچنان زد که استادش به او میگفت تو قبلاٌ این کتاب را زدی و ساز زدنت مثل کسی است که اقلاً دو سال سنتوز زده باشد اما ما میدانستیم که این دوست گرامی قبلاً نه سنتور کار کرده بود و نه نت و یا هر ساز دیگر بالاخره بعد از یک سال ساز زدن کتاب ردیف دوم صبا را هم تمام کرد. حافظه او بقدری قوی بود که اگر از او میپرسیدی که فلان قطعه چیست حتی شماره صفحه و خط چندم کتاب را هم میدانست و الآن هم که به قولی فارغ التحصیل شده است هرچه از او بپرسی با شماره خط و صفحه جواب میدهد. این عزیز بعد از ردیف صبا به خدمت پشنگ کامکار و بصورت موازی مشکاتیان هم رفت و هرچه کتاب گیرش آمد زد حتی بسیاری از قطعات ساخت این دو بزرگوار را گوشی از خودشان یادگرفت و ردیف میرزا عبدالله را هم نمیدانم باورتان میشود یا نه سه بار و جمعاً کمتر از دوسال پیش پشنگ کامکار اردوان کامکار و مشکاتیان زد. بعد از مدتی به دنبال این بود که بتواند خدمت استاد پایور برسد یادم میاید که حدودا 21-22 سال داشت که با هر مشقتی که بود رفت پیش پایور اما بعد از یکی دو ماه صدایش درآمد میگفت پایور استاد است من نمیتوانم چیز زیادی از او یاد بگیرم من معلم میخواهم که بتواند به من بفهماند چی را چطور بزنم البته چون استاد پایور چند سفر در پیش داشت او قدری هم پیش ثابت کار کرد که خیلی راضیتر بود ردیف چپ کوک را پیش ثابت میزد و البته چیزهای دیگری هم میگفت که یادم نمیآید خودش میگفت پیش پایور رفتن مثل این است که یک بچه چهارم دبستان را ببری پیش دکتر حسابی تا به او تدریس کند این یعنی عین وقت تلف کردن خصوصا که پایور بسیار سخت گیر است این حرف به من ربطی ندارد اما میگفت پایور استعدادش را میکشد و اجازه خلاقیت نمیدهد من میگفتم اخوی باید به سطحی برسی که بتوانی استعدادت را جهت دهی این آقای حبیبی یک روز یکی از قطعات پایور را با اندکی تغییر شاید کمتر از 5٪ برای من زدم من که خودم خوشم آمد اما وقتی برای پایور زده بود به او گفت چقدر قشنگ خرابش کردی اگر من این را ساختم اینطوری نسیت اگر خودت ساختی که ادای من را درآوردی. به علت کج خلقی و کم حوصلگی و عشق بدون نمد زدن سنتور به یاد حبیب سماعی اسم رفیقمان را گذاشتیم حبیبی خودش هم خیلی خوشش آمد. بعد رفت پیش مجید کیانی و یک بار میرزا عبدالله را دوره کرد خیلی راضی بود میگفت اگر کیانی با نت کار میکرد و کتابها را هم درس میداد خیلی خوب میشد کیانی واقعا معلم است.
خوب این هم از آقای حبیبی که آلان به شغل شریف کشف معدن اشتغال دارد و با همه حرفهای خودش نه تدریس میکند و نه چنین خیالی دارد من در مورد او یادم هست که بعد از نشر نوار ردیف صبا توسط سروش نشست و گریه کرد که این خانم (نوازده ردیف آذر هاشمی بود) چیزی را زده که نه صبا نه پایور و نه مشکاتیان و پشنگ و ... نمیتوانند تشخیص دهند این ردیف صبا است یا اتودهای یک محصل کلاس اول که نه سازش کوک است نه درست مینوازد و حتی نمیتواند فرض کند که آیا میشود اشعار بالای نت ها را با آن هماهنگ خواند یا نه؟ گویی دنبالش کردند. متعاقباً وقتی اجرای ثابت را برای او بردم نمیدانست از خوشی چه بکند.
دوستان عزیز به همان علتی که دیدم سایت از محوریت خود خارج شده من هم این مطالب را نوشتم که هم خالی از لطف نباشد و هم یادآوری به این مطلب که سایت متعلق به استاد پایور است نموده باشم. در سطر آخر پیشنهاد این آقای حبیبی را که به من کرد و من هم تا حدودی آن را انجام دادم مطرح میکنم.
چرا مانند این همه اساتید که سایت شخصی دارند پایور سایت ندارد؟ و نتیجه این که سایت www.payvar.ir توسط من رجیستر شد اما چه کنم که سواد طراحی سایت مناسبی را ندارم و انتظار لطف و توجه دوستان علاقه مند را برای به انجام رساندن آن دارم.
توضیح: این مطلب توسط یکی از بانیان اصلی وبلاگ سنتور در اختیارم قرار داده شد و من با حفظ امانت آن را منتشر میکنم.
با توجه به مسائل مطرح شده از جانب عده ای و در راس آنها یکی از نوازندگان مطرح تنبک، در مورد نظر استاد فرامرز پایور درباره ساز تنبک و جایگاه آن در موسیقی ایرانی، عده ای از طرفداران بیشمار استاد پایور تصمیم به نگارش این نوشته گرفتند تا خدایی ناکرده تصوری غلط و نادرست، از دیدگاه استاد مسلم موسیقی ایران، جناب پایور در مورد جایگاه تنبک در جامعه رواج و دائمی نشود. به عنوان عده ای کوچک از جامعه بزرگ موسیقی ایران، از کسانی که ادعای مقام و جایگاهی در موسیقی دارند انتظار داریم تا با ارائه سند و مدرک، حرف خاصی را به اساتید برجسته موسیقی همچون استاد پایور نسبت دهند، نه این که بیان کنند که در فلان مجلس، شخصی به نقل از فلان استاد، فلان حرف را زد!!!
استاد پایور در دوران حیات زنده یاد استاد حسین تهرانی، از صمیمی ترین دوستان ایشان بودند و قطعات بسیاری را با اتفاق یکدیگر اجرا کردند که قطعات صوتی و حتی تصویری آنها موجود است. (همچون اجرای تصویری گروه اساتید با ضرب استاد تهرانی در حافظیه، کاست شهر آشوب و زرد ملیجه و ضرب اصول با ضرب استاد تهرانی و سنتور استاد پایور، کاست حاصل عمر با کمانچه استاد بهاری، ضرب استاد تهرانی و سنتور استاد پایور و موارد متعدد دیگر!) 2 فیلم، یکی با نام "صبا از زبان دیگران" و دیگری "گفتگو با اساتید" از آن زمان موجود است که استاد پایور از جمله کسانی بودند که در ساخت آنها تلاش بسیار کردند، و در هر دوی آنها با زنده یاد تهرانی در مورد تنبک نوازی صحبت شده است.
پس از مرگ زنده یاد تهرانی، به همت استاد پایور، کنسرتی با نام "به یاد استاد حسین تهرانی" ترتیب داده شد و در آن اعضای گروه فرهنگ و هنر به رهبری استاد پایور به هنرنمایی پرداختند که خوشبختانه فیلم آن کنسرت به صورت کامل موجود می باشد. در آن کنسرت قسمتی از برنامه صرفاً به تنبک نوازی توسط شاگردان استاد تهرانی اختصاص داده شده بود که در راس آنها استاد محمد اسماعیلی قرار داشتند.
حتی حدود یک سال بعد از فوت استاد تهرانی، کتابی مصوری منتشر شد که حاوی عکس هایی متعددی از استاد تهرانی و جناب پایور در کنار یکدیگر و در کنار سایر بزرگان همچون استاد صبا، استاد دهلوی و ... بود.

استاد فرامرز پایور درباره زنده یاد تهرانی می گوید:
حسین تهرانی را عموماً در موسیقی ایرانی به نام تنبک نواز می شناسند. به طور قطع او بهترین و ماهرترین تنبک نوازی است که تا امروز در موسیقی ایران ظهور کرده است. اما استادی یک هنرمند با مهارت او در نواختن آلت موسیقی اش، ثابت نمی شود.
تفاوت بین یک نوازنده ماهر و یک استاد همین است که یک نوازنده ماهر فقط در فن نوازندگی آن ساز مهارت دارد. اما استاد موسیقی، در تمام جنبه های آن ساز بخصوص، مطالعه دارد و آنچه را که در موسیقی به هر نحوی از آنجا ارتباطی با کار و رشته تحقیقی او پیدا می کند، جستجو کرده و بر آن تسلط کامل پیدا می کند.
حسین تهرانی نیز همانند ابوالحسن صبا از این نوع موسیقیدانان بود. تهرانی تمام دستگاههای موسیقی ایرانی را به خوبی می شناخت و حتی به گوشه های دورافتاده و غیراصلی نیز آشنایی کامل داشت. ثانیاً تهرانی تقریباً تمام تصانیف و کار عملها و ضربیهای قدیمی را که پیش از او معمول بود، از حفظ داشت و خود نیز با اشعاری که از قدما حفظ کرده بود، فی البداهه روی ضرب آورده، به آواز می خواند. تهرانی سعی کرده بود که کلیه گوشه های ردیف موسیقی ایرانی را که امکان ضربی شدن را دارند تنظیم کرده، خود آنها را خوانده و با ضرب می نواخت. وی چندان مهارتی در این کار پیدا کرده بود که گاهی نوازندگان از جوابگویی به آنچه که او می خواند عاجز می ماندند. مگر نوازندگانی که به تصانیف قدیمی آشنایی داشتند. تهرانی تقریباً تمام قطعاتی را که صبا ساخته بود از حفظ داشت و قطعات ضربی استاد علینقی وزیری را به خوبی به خاطر سپرده بود. (عین گفته استاد پایور)
(تمامی گفته های فوق با دلیل و مدرک بوده و هیچ یک از آنها از عالم اوهام و خیال بدست نیامده است!!!)
با توجه به علاقه خاص آن نوازنده مطرح تنبک به استاد پرویز مشکاتیان و ثبات دیدگاه ایشان نسبت به این استاد سنتور از دهه 60 تا به امروز (!!!)، بد نیست قسمتی از مقاله استاد مشکاتیان را در مورد استاد پایور که در شماره 14 مجله هنر موسیقی (آذر و دی 1378)، چاپ شده است در اینجا بیان کنیم:
"همیشه در هر موردی حرفی، سخنی، نکته ای داشته ام و به راحتی بیان می کردم ولی این بار نمی دانم از چه زاویه ای نگاهم را به کاغذ درآورم. اگر بخواهم یک بازنگری در مورد کارهای انجام شده توسط استاد بنگارم که مثنوی هشتاد من خواهد شد که تازگی نیز نخواهد داشت، به دلیل روانی کار هنری استاد و دیگر اینکه آفتاب آمد دلیل آفتاب. گمان نمی کنم در این وادی، کسی که حتی نه با یک ساز که با موسیقی آشنایی اندکی هم داشته باشد، قلندر و قلدری چون پایور را نشناسد ...
... می خواهم بگویم استاد در آن زمان (دوران جوانی پرویز مشکاتیان) با دل های ما خیلی کار کرد، تک تاز و یگانه بود و با پیرامونش در فاصله بسیار. اگر سنتور نوازان ایران را خانواده ای فرض کنیم که این ساز را اکنون جهانی کرده اند، پایور بی تردید پدر خانواده است.
خدای را شاهد می گیرم که با تنظیم زیبای "خواهم که بر زلفت" ، هم اشک ریخته ام و هم به آینده موسیقی ایران امیدوار مانده ام. من فکر می کنم تا زمانی که طفلی زاده می شود، خداوند هنوز به بشریت امیدوار است و همین جا می خواهم بگویم تا پایور نفس می کشد، موسیقی ایرانی طپنده است. فرامرز پایور، در زندگی هنری خود، از آن دسته از موزیسین هایی ست که به موسیقی معنا بخشیده است."
استاد اسماعیلی در مورد استاد پایور در شماره 17 مجله هنر موسیقی می گویند:
"از استاد تهرانی نوع زندگی هنری را آموختم و با استاد پایور آن را به عمل درآوردم. بهترین سرمایه های زندگی هنری ام را از این 2 استاد آموختم."
بد نیست این نکته را هم ذکر کنیم که استاد پایور با بسیاری از تنبک نوازان به اجرای برنامه پرداخته اند. از زنده یاد استاد تهرانی گرفته تا استاد اسماعیلی، آقای جمشید محبی، آقای محمد طهماسبی و ...
پس از بیان مطالب فوق امیدواریم تا آن عده قلیل دست از مبارزه بیهوده بر سر اظهار نظرهایی غیر واقع که به استاد پایور نسبت داده اند، همچون تنبک نوازی در دستگاه سه گاه، یا ساز نبودن تنبک(!!!)، دست بردارند و از استاد پایور که مدت هاست در بستر بیماری گرفتارند عذرخواهی کنند.
هر چند از آنجا که ادبیات و لحن آن نوازنده تنبک با همه مردم ایران متفاوت است، انتظاری جز مبارزه کورکورانه و ادامه این راه تا رسیدن به ناکجا آباد نیست.
مطمئن باشید تک تک دوستداران فرامرز پایور، حاضرند از اعتقادات استادشان حمایت نمایند و گزافه گوییهای عده ای پر مدعا، نتیجه ای جز اثبات کوچکی شان و بزرگی استاد پایور نخواهد داشت. خداوند به همه ما توفیق درک حقایق را بدهد ...
به امید سلامتی استاد پایور
از طرف عده ای از دوستداران استاد پایور
مطالب ماهنامه هنر موسیقی درباره استاد پایور:
هنر موسیقی، شماره 17، سال سوم، فروردین و اردیبهشت 1379
هنر موسیقی، شماره 18، سال سوم، خرداد و تیر 1379
هنر موسیقی، شماره 42، سال پنجم، اسفند 1381
هنر موسیقی، شماره 19، سال سوم، مرداد 1379
هنر موسیقی، شماره 34، سال چهارم، ویژه نوروز 1381
هنر موسیقی، شماره 29، سال سوم، خرداد و تیر 1380
هنر موسیقی، شماره 15، سال دوم، بهمن 1378
هنر موسیقی، شماره 16، سال دوم، اسفند 1378
هنر موسیقی، شماره 14، سال دوم، آذر و دی 1378
هنر موسیقی، مرداد 1385، ویژه نامه مصور استاد فرامرز پایور
حقیقتش یادم نسیت از کدام سایت دانلود کردم اما اگر کسی میداند بگوید. ضمن تشکر از سایتی که نامش را به خاطر نمیآورم
توضیح: با تشکر از دوست گرامی آقای تشکری که لطف کردند و در نظرات اطلاع دادند من این قطعه از از بلاگ خلوت گزیده برداشتم که نشانی آن http://santoorzan.blogfa.com/post-26.aspx است. و عرض پوزش از ایشان که زودتر منبع را معرفی نکردم که علت آن تعدد زیاد قطعات دانلود شده بود که مرجع و منبع آن از یادم رفته بود.
اگر با دقت به اجراهای بصری استاد پایور نگاه کنید میبینید که ایشان از دو شیوه برای مضراب نوازی استفاده میکنند: در حالت اول مطابق همان چیزی که در دستور سنتور آموزش داده شده است از مچ و ساعد به صورت کاملا هماهنگ باید استفاده شود و البته در ریزها عمدتا از مچ اما در شیوه دیگری که آموزش داده نشده در ریزها از حرکات انگشت به مرکزیت انگشت نشانه دست استفاده میشود که باعث اجرای ریزها به شکل بسیار پر البته برای کسانی که تمرین روی این شیوه خاص کرده باشند را سبب می شود. آنطور که در اجراهای بصری بقیه اساتید دیده میشود (شفیعیان، مشکاتیان، پشنگ و اردوان کامکار و ...) این شیوه به چشم نمیخورد در حالی که کمترو بیشتر از متدهای مضراب نوازی پایور استفاده میکنند. در اجرای استاد کیانی هم اصلا خبری از استفاده از انگشتان نیست اما شخصا در نواختن استاد تهرانی در حفظ و اشاعه این مورد را چندبار دیدم و حقیقتا تا به حال جرأت پرسیدن آن را از هیچ استادی نداشتم. حال اگر شما دراین باره چیزی میدانید با هم به اشتراک و تبادل بگذاریم تا بیشتر بدانیم. میتوانید برای نمونه به اجرای چهارمضراب سهگاه پایور با مرحوم تهرانی و یا ضربی عشاق و خود آواز عشاق که در پستهای همین وبلاگ و سایت سیاه مشق وجود دارند توجه کنید.
درباره ردیف میرزا عبدالله و استاد مجید کیانی:
بسیاری از هنرجویان که قدری ساز بزنند و از مرحله مبتدی گذر کنند به درجهای خواهد رسید که شروع به آموختن ردیف میرزا عبدالله میکند. این ردیف یک ردیف جامع سازی است که برای آموزش دستگاهها و گوشهها از آن استفاده میشود در اینجا البته موضوع صحبت ما درباره سنتور است و میخواهسم در این باره مطالبی ارائه کنیم.
ترتیب ردیف میرزا عبدالله بر اساس شور و آوازها سهگاه چهارگاه ماهور همایون و اصفهان راستپنجگاه و نوا است. لازم به توضیح است آنطور که دیده شده عمدتاً اساتید مطالب مقدماتی را به هنرجو تدریس میکنند و بعد که اصطلاحاً دستش محکم شد و توانست صدای درستی از ساز درآورد آنگاه به آموزش این ردیف میپردازند که البته شاید این زمان چند سال طول بکشد.
شاید معتقد ترین استاد به آموزش ردیف میرزا عبدالله استاد مجید کیانی نوازنده برجسته، محقق و پژوهشگر موسیقی ایران است. ایشان خود دانش آموخته رشته موسیقی از فرانسه و عضو پیوسته فرهنگستان هنر هستند و خود تحصیلات موسیقی سنتی در ساز سنتور را از ابتدا نزد هنرمندانی چون منوچهر صادقی محمد حیدری داریوش صفوت نورعلی برومند عیدالله دوامی و محمد ایرانی مجرد بودند ایشان تأکید خاصی روی نواختن سنتور به شیوه حبیب سماعی بوده و نحوه نواختن حبیب سماعی را از مرحوم نورعلی برومند و دارزیوش صفوت که از شاگردان مرحوم سماعی بودند فراگرفته و با توجه مطالعات و پژوهشهای خود به آن شیوه حتی شاید توسعه یافته تر و پیشرفته تر اما به همان شیوه مینوازد. ایشان خود ردیف میرزا عبدالله را به عنوان ردیفی جامع از مرحوم برومند آموخته و در میانه ده 60 نوار هفت دستگاه موسیقی را که همان ردیف میرزا عبدالله باشد را در 5 کاست منتشر نمود بعدها این ردیف توسط ایشان تجدید چاپ و اجرا مجدد شد که به صورت سی دی و کاست در بازار موجود است. به علاوه ایشان با مشارکت نشر نی و یک بار هم انتشارات دیگری که یادم نیست بخش شور آن را به نت چاپ و به همراه یک نوار به بازار عرضه نمودند که آموزش برای مبتدی به همان شیوه ای است که خود به مبتدی درس میدهند انتشار یافته جمله به جمله و مضراب به مضراب. ایشان از ابتدا ردیف را تدریس میکنند و پیش نیازی برای آن توصیه نمیکنند هر مبتدی از اول در کلاس وی ردیف میرزا عبدالله مینوازد.
همچنین جدیدا مبادرت به نشر 4 دی وی دی به قیمت 24000 تومان که اجرای تصویری ردیف است پرداخته که برای آموزش حالت سمعی بصری را دارد و بسیار مفید است.
استاد پشنگ کامکار پرویز مشکاتیان و اردوان کامکار هم ردیف میرزا عبدالله تدریس میکنند.
غیر از نوار و سی دی کیانی محمدرضا رستمیان هم یک سری سی دی به قیمت 9000 تومان (فکر کنم 4 سی دی) میرزا عبدالله را نواخته که توسط چهارباغ منتشر شده من آن را نشنیده ام و از کیفیت و نحوه اجرای آن چیزی نمیدانم.
نت های میرزا عبدالله برای سنتور:
این هم قطعه تصویری رنگ فرح همایون با اجرای مجید کیانی که در سایت سیاه مشق هست:
برای دانلود اینجا کلیک کنید
این یکی از اساسی ترین سئوالاتی است که هر خریدار سنتور در هر سطحی با آن مواجه است.
واقعاً یک سنتور خوب چه خصایصی باید داشته باشد؟
اولین چیزی که به آن نگاه میشود قیمت آن است. قیمت در ساز هیچ ضابطه ای ندارد. حتی بهترین سازهای موجود از نظر هزینه ساخت و چوب و سیم و جعبه هیچ تطابقی با قیمتی که اعلام میشود ندارد بعضا حتی تا چندین ده برابر بین هزینه ساخت که بعضا به شکل سری سازی ساخته می شود با قیمت فروش تفاوت است. البته این ملاک درستی برای سنجش نیست چرا که مهارت و هنر استاد سازنده خود قیمتی گزاف دارد که با پول اصلا قابل محاسبه نیست.
من سازنده ای را میشناسم که قیمت گذاری ساز خود را به اساتید واگذار می کرد. یادم هست ایشان در سال 81 سازهایش را از دم 300 هزارتومان می فروخت که من یکی خریدم و مدتی بعد استاد اردوان کامکار به او گفته بود قیمت سازش را افزایش دهد. اخیرا شنیدم سازهایش حدود یک میلیون بفروش میرساند. سازی که من گرفتم از نظر ساخت عالی بود همه اجزای ساز با ظرافت ساخته و پرداخته شده بود گوشیها به دقت در جای خود قرار گرقته بود همگی یکسان و یکنواخت از صدای سازهم کاملاً معلوم بود که پل گذاری خوب انجام شده فقط قدری طول کشید که ساز کوک را خوب نگهدارد که من را قدری به زحمت انداخت. اما در جمع خوب بود و خیلی بیش از قیمتش میارزید البته این را هم بگویم بعضی سازها با مضراب لخت صدای زیبایی نمیدهند و اصطلاحاً صدا قاطی میشود. که این ساز کمی این حالت را داشت من هم که خودم 70٪ با مضراب لخت میزنم. در این کنار اگر به سازهای سازندگان شهیری چون مرحو استاد ناظمی، عارفی، سرخوش، میثاقیان، وظیفه دوست که من 2 سال در هنرستان موسیقی و منزل ایشان افتخار شاگردی ایشان را داشتم و توضیحاتی درباره ایشان میدهم، استاد داریوش سالاری استاد رضائی (یزد) نگاه کنیم هر یک خصیصه خود را دارند.
میگویند در عشق باید مجتهد بود نه مقلد استاد ناظمی که تکلیفش روشن است و همه داستانش را می دانند. ایشان خود مجتهد بود و فنون کار را بیشتر خود کشف کرد که البته بر مبنای راهنمائیهای حبیب سماعی بود. مانند استاد قنبری مهر که خود به تکنیک خاصی دسته یافته بود و البته در این بین از راهنمائی های امثال استاد پایور هم بی بهره نبود داستان ویلن مشهورش را که منوهین را شگفت زده کرده بود را همه میدانند. من این توفیق را داشته ام که مدتی با ساز ناظمی بنوازم البته نه پولش را داشتم و نه گیرم میآمد این قضیه یک اتفاق بود که وقتی در سال 71 خدمت استاد کیانی و بعدا شاگرد ایشان آقای سعدی نژاد در موسسه ساز نوروز خیابان حقوقی طبقه چهارم (طبقه بالای دفتر موسسه ماهور) ردیف میرزا عبدالله میزدم صدای ساز طوری بود که حتی کسی هم که یک ماه است ساز میزند تشخیص میدهد روی یک ساز درجه یک میزند و این لطف استاد کیانی بود که به شاگردان اجازه داده بود روی چنین سازی تمرین کنند جالب این که خود استاد این ساز را به نسبت دیگر سازهای ناظمی بهتر از متوسط ارزیابی میکرد. غیر از ناظمی استاد سالاری هم خود مبتکری عجیب است که درباره اول چند سطر جلوتر مینویسم. از ساز و خود استاد وظیفه دوست بگویم که از نزدیک با ایشان آشنا هستم. من سال 69 در کلاسهای آزاد هنرستان موسیقی خدمت ایشان رسیدم و دو سال خدمتشان ساز زدم ایشان خود از شاگردان استاد پشنگ کامکار بودند نواری هم دارند که اصفهان چپ زده اند و یک چهار مضراب عجیب و غریب دارد که خود ایشان ساخته در عین زیبایی زدنش خیلی سخت است. ساز سازی را هم شروع کردند که مدتها پیش استاد ناظمی کار کردند و در نهایت تبدیل به یک سازنده طراز اول شدند سازهای وی ضمن حفظ تکنیک ساخت ناظمی از صدا دهی خوبی برخوردارند که نوازنده را برسر ذوق می آورند. استاد رضائی هم که در یزد تشریف دارند خود مدتها شاگرد ناظمی بودند و حتی یک نوازنده ماهر ممکن است نتواند تفاوت بین ساز ایشان و ساز ناظمی را تشخیص دهد. می توانید به سایت ایشان مراجعه کنید :
اما در مورد استاد سالاری من ایشان را از سال 69 میشناسم که در نارمک کارگاه ساز سازی داشتند البته هنوز هم همان نارمک هستند اما در کارگاهی دیگر. من قدری در مورد استاد سالاری مینویسم البته چون با ایشان بیشتر اشنا هستم و بارها به کارگاهشان رفتم و ایشان هم مثل خود من در هند درس خواندهاند. سالاری رشته فیزیک صوت خوانده و بقول ما مهندس آکوستیک است از سوی دیگر با نوازندگی سنتور، سنتور هندی، سیتار، طبلا و سهتار تا آنجا که من خبر دارم آشنایی کامل دارد خصوصا در سیتار شاگرد راوی شانکار استاد شهیر هندی و خبر دارم با شرما استاد سنتور هندی که من سال 2001 کنسرت شرما و بسم الله خان را در هند رفتم دوستی نزدیک دارد.
ایشان در سازسازی سنتور سازندگان دیگر را آنالیز کردند و حتی در ساختمان ساز قدری تغیر دادند و ابعاد متفاوتی را بدست آوردند که باعث شده کوک ساز دیر در برود یکی از سازهای استاد را من در تابستان چندسال پیش بردم شمال دیدم کوک در نکرده بطوری که باورم نمیشد که اینطور باشد آخر به این نتیجه رسیدم که گوش من خراب شده اما هرکی ساز داردید تأیید کرد که کوکش درست است نمیدانم چرا کوک در نمیکرد؟ ایشان درپی این هستند که مشکلات سنتور را حل کنند. و از سویی ابتکاراتی هم دارند که جالب است مثل آن سنتور دوطرفه مشهور که من با آن زده ام خیلی عجیب بود آن روز یک طرف ماهور بود سوی دیگر چهارگاه. سنتور بیسکویتی هم ساخت ایشان است که علیرغم اسمش که نشان از نازکتر بودن آن دارد صدا دهی خوبی داشت. دستگاهی هم بود که روی سنتور نصب میشد مانند ویلن که پیچ رگلاژ دارد ربع پرده ها را میشد سریع عوض کرد نفهمیدم عاقبت آن چه شد فقط دیده بودم با آن ساز نزده بودم.
خیلی از موضوع اصلی دور شدم نتیجه این که برای خرید یک سنتور باید قبل از هر چیزی به جنبه ظاهری و نجاری آن توجه داشت یک ساز با نجاری و پرداخت ضعیف که کلاف آن کج باشد یا دور سوراخ سیم گیر یا گوشیهای آن ترک باشد و یا هنگام کوک سیم گوشی را بچرخاند و یا سیم درست تابیده نشده باشد (بهتر است دوسیم به هم تابیده شوند نه این یکی دور دیگری) قطعاً صدای خوبی ندارد. حتما ساز را از روی دو کلاف روی میز شیشه ای قرار دهید تا طراز بودن آن را مطمئن شوید و از روی صفحه زیرین روز میز شیشهای تاکید میکنم شیشه ای بگذارید و به شکل الاکلنگی حرکت دهید تا مطمئن باشید شکم نداده و صاف است اگر این مطالب رعایت شده باشد تازه باید وارد مبحث صدا دهی شده تناسب بلندی صدا خرک های با لا پائین و وسط را دقت کنید توجه کنید خصوصا خرک هشتم تقه نداشته باشد و پشت خرک ها اصطلاحا کر نباشد و صدا به وضوح از آن شنیده شود و تازه در این مرحله بهتر است از یک استاد و یا کسی که خوب وارد است مشورت بگیرید. پیشنهاد میکنم ساز را از سازنده بگیرید و به خرید مضراب و نمد و سیم از فروشندگان سطح شهر اکتفا کنید که هم از نظر قیمت به نفع شماست هم این که با یک استاد آشنا میشوید و معامله میکنید نه یک فروشگاه که ساز استاد سالاری که 200 هزارتومن سال 75 به کسی داده بود را 500 هزارتومن در حوالی وزارت ارشاد به خود ایشان قیمت دهند.
این توضیح را هم در جمله آخر بدهم که من الآن ساز سالاری ندارم و فقط یک لاکوک ساخت آقای کفاش زاده در اصفهان سال 71 دارم که ساز کم نظیری است و البته داستان جالبی دارد که چگونه بدست من رسید که گفتنش اینجا مایه اطاله کلام بیشتر است.