آسمان عشق
داریوش پیر نیاکان : تار
جمشید عندلیبی : نی
مسعود شناسا : سنتور
محمد فیروزی : بربط
سعید فرج پوری : کمانچه و قیچک
همایون شجریان : تنبک
سال اجرا : 1370 / سال انتشار : 1371
جانا! حدیث حسنت در داستان نگنجد
رمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجد
(درآمد سه گاه)
سودای زلف و خالت در هر خیال ناید
اندیشه وصالت جز در گمان نگنجد
(درآمد سه گاه)
( عطار-دیوان اشعار-غزلیات )
هرگز نشان ندادند از کوی تو کسی را
زیرا که راه کویت اندر نشان نگنجد
(مویه)
آهی که عاشقانت از خلق جان بر آرند
هم در زمان نیاید هم در مکان نگنجد
(زابل)
آن جا که عاشقانت یک دم حضور یابند
دل در حساب ناید جان در میان نگنجد
(شکست مویه)
اندر ضمیر دل ها گنجی نهان نهادی
از دل اگر بر آید در آسمان نگنجد
(مخالف)
عطار وصف عشقت چون در عبارت آرد؟
زیرا که وصف عشقت اندر بیان نگنجد
(فرود)
( عطار-دیوان اشعار-غزلیات )
جانا! زفراق تو این محنت جان تا کی
دل در غم عشق تو رسوای جهان تا کی
(مخالف سه گاه(جمله اول))
چون جان و دلم خون شد در درد فراق تو
بر بوی وصال تو دل بر سر جان تا کی
(مخالف سه گاه(جمله دوم))
نامد گه آن آخر که از پرده برون آیی
آن روی بدان خوبی در پرده نهان تا کی
(مخالف سه گاه(جمله سوم))
بشکن به سر زلفت این بند گران از دل
بر پای دل مسکین این بند گران، تا کی
(مغلوب)
دل بردن مشتاقان از غیرت خود تا چند
خون خوردن و خاموشی زین دلشدگان تا کی
(پس مخالف، فرود)
گر عاشق دلداری ور سوخته یاری
بی نام ونشان می رو زین نام و نشان تا کی
(مویه)
( عطار-دیوان اشعار-غزلیات )
زهی در کوی عشقت مسکن دل!
چه می خواهی از این خون خوردن دل
چکیده خون دل بر دامن جان
گرفته جان پر خون دامن دل
از آن روزی که دل دیوانه توست
به صد جان من شدم در شیون دل
منادی می کنند در شهر امروز
که خون عاشقان در گردن دل
چو رسوا کرد ما را درد عشقت
همی کوشم به رسوا کردن دل
چو عشقت آتشی در جان ما زد
بر آمد دود عشق از روزن دل
مکن جانا! دل ما را نگه دار
که آسان است بر تو بردن دل
چو گل اندر هوای روی خوبت
به خون در می کشم پیراهن دل
بیا جانا! دل عطار کن شاد
که نزدیک است وقت رفتن دل
(دوبیتی خوانی در سه گاه (نوعی مثنوی خوانی))
( عطار-دیوان اشعار-غزلیات )