(نوشته: امیر عباس ستایشگر)
جامعه موسیقی ایران چند سالی است که خالی از استثنا و افرادی است که می توان آنها را جزو نوابغ در این زمینه قرار اد. قبل از اینکه به این موضوع بپردازیم، مطلبی عنوان می گردد به این مضمون که موسیقی علم است یا هنر؟
برای پاسخ به این سوال ابتدا باید تعریف دقیق دو کلمه علم و هنر را دقیق بدانیم. در لغت نامه دهخدا، کلمه علم به معنای دانستن، یقین کردن و دریافتن، معرفت و هر چیز دانسته و کلمه هنر به معنای آن درجه از کمال آدمی است هشیاری و فراست و دانش را در برگیرد.
حال با مقایسه این دو کلمه به آن می رسیم که هنر از علم برتری دارد. پس امیدواریم موسیقی هنری باشد که علم را هم در برگیرد. چیزی که در این چند ساله از تعریف موسیقی ایران جدا شده است. پس در می یابیم که هنرمند باید از عالم بالاتر و اوج کمالاتش افزون تر باشد. هر چند که به نظر اینجانب هنرمند با عالم تفاوت چندانی در مقام قیاس معنی ندارد؛ با ذکر این نکته، توجه خواننده رمزآگاه را به این مهم سوق می دهم که در تعریف علم آمده است، "علم عبارتست از دانستن"، حال چطور و چگونه بماند.
و اما هشیاری در هنر و فراست چیست؟ یکی از بزرگترین مواردی که به آن نظری نمی شود این مطلب است که چقدر هنرمند می تواند تاثیرگذار و موقعیت شناس باشد. تا به امروز چند عالم موسیقایی توانسته اند در روند اجتماعی تغییری و یا بهبودی حاصل کنند؟ گمان نمی کنم تاثیری که ویکتور هوگو بر اجتماع زمان خود گذاشته است کمتر از حرکت و تاثیر فلان رئیس دولت وقت خود باشد! با بررسی این گونه تفاوت ها به عدم تربیت روحی خود هنرمندان و از همه این مسائل مهمتر در جای خود نبودن افراد در پست های مختلف موسیقی می رسیم!
این را همه باید بدانند که در موسیقی رشته های مختلفی وجود دارد و هیچ کسی نمی تواند در تمامی یا حتی تعدادی از این رشته ها تبحر و استادی کسب کند، مگر همان استثنایی که در اول مطلب عرض کردم. یک فرد باید سال ها تلاش و کوشش کند که تازه شاید بتواند نوازنده چیره دستی چون هوشنگ ظریف، پژوهنده ای چون دکتر محمد تقی دانش پژوه، آهنگسازی چون همایون خرم، رهبر ارکستر و تنظیم کننده ای چون مرتضی حنانه، مدرّسی عالی چون مصطفی کمال پورتراب و فرهاد فخرالدینی، خواننده ای چون محمدرضا شجریان و خانم پریسا و حتی ترانه سرایی چون رهی معیری و بیژن ترقی شود.
این طور نیست که یک نفر بر او تفهیم شود که هنرمند است و در طی چهار و پنج سال بتواند حتی در یکی از این رشته ها که گفته شد، کاری برای عمل و حرفی برای زدن داشته باشد. اما امروزه می بینیم که در یک کنسرت موسیقایی به مدت یک ماه یک نفر، هم آهنگساز، هم نوازنده، هم تنظیم کننده، هم شاعر، هم سرپرست و ... می باشد. به طور یقین اگر تمامی این نکات لنگان نباشد، بعضی از آنها خدشه دار و مردود اهل هنر قرار می گیرد و این امری طبیعی است، به همان دلیل که گفته شد. باید بدانیم که "هر کسی را بهر کاری ساخته اند."
اما چون در موسیقی امروز ایران حد و اندازه ای برای سنجش اینگونه مسائل وجود ندارد هر کس برای خود رستم دستانی و یل سیستانی است. به امید آن روز که هر کسی جایگاه خود را دریابد و بداند در کجای این نردبان رو به آسمان قرار دارد.
منبع: مجله هنر موسیقی شماره 35